مولف/مترجم: دکتر سيدعلي سيادت(استاديار دانشگاه اصفهان) ، مرضيه مختاري‌پور

موضوع: مديريت اسلامي / مديريت منابع انساني

سال انتشار(ميلادي): 2007

منبع: مجله دانشکده علوم انساني- سال چهاردهم- شماره60

www.mahboub.irتهیه و تنظیم: 



چکيده:


هدف اصلي اين مقاله بررسي ويژگي‌هاي مديران و مهم‌ترين راهکارهاي اجرايي در ايجاد انگيزه و کارآيي در کارکنان بوده است. براي بررسي موضوع اين مقاله از کتاب ارزشمند و گرانبهاي نهج البلاغه که مجموعه‌اي از خطابه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار امام علي(ع) مي‌باشد، استفاده گرديد. نتايج اين بررسي نشان داد که از نظر امام علي(ع):


1ـ مهم‌ترين ويژگي‌هاي مديران، استقامت و پايداري در کارها، داشتن تقواي الهي و پرهيزکاري، برخوردار بودن از سابقة درخشان، سخاوت و بخشش گري، فروتني در برابر مردم مي‌باشد.


2ـ مهم‌ترين راکارهاي اجرايي در ايجاد انگيزه در کارکنان، مشورت، تشويق و تنبيه، رعايت عدالت، تواضع و عدم اجتناب از زير دستان، رفق و مدارا نسبت به زير دستان همراه با قاطعيت.


کليد واژه‌ها: مدير، تصميم گيرندگان، کارآيي، انگيزه، کارکنان


 


مقدمه


در اين مقاله کوشش به عمل آمده که ويژگي‌هاي مديران و مهم‌ترين راهکارهاي اجرايي در ايجاد انگيزه و کارآيي در کارکنان از نگاه اسلام و با تأکيد بر نهج البلاغه استنباط، استخراج و تبيين شود. نکته‌اي که بايد به آن توجه داشت، آن است که برخي از اين ويژگي‌ها معطوف به فعاليت مديريت و پاره‌اي ناظر به مديران و تعدادي درباره کارگزاران است، اصول و قواعد بينشي ياد شده غالباً در حوزه‌ها و قلمورهاي ديگر جريان دارد، اما در متون و نهج البلاغه بر آنها در قلمرو زمامداراي و مديريت کلان تاکيد شده است و بسياري از آنها قابل تعميم به سطوح ديگر مديريت و مديريت سازماني مي‌باشد و مبناي آن شمول متن و نص يا تنقيح و تعميم ملاک و مناط قطعي است.


در واقع مي‌توان ادعا کرد که الگويي از مباني ارزشي و نظري درباب مديريت در متون و منابع ديني از جمله نهج البلاغه ارائه شده است. نيمي از نامه‌هاي نقل شده از امام علي(ع) (تقريباً 39 نامه) به مباحث حکومت و مديريت اختصاص دارد و بيشترين توجه ايشان در اين منشورها، عهدها و نامه‌هاي ابلاغ شده به کارگزاران و مديران به مسالة نوع، الگو و شيوة حکومت و مديريت بوده است.


 


ويژگي‌هاي مديران


با تأمل در نهج البلاغه مي‌توان دريافت که نامه 53 نهج البلاغه که يک فرمان حکومتي از امام علي(ع) به مالک اشتر زمامدار مصر است و مفصل‌ترين منشور حکومتي و اداري امام علي(ع) مي‌باشد، به گونه مستقيم به معيارهاي گزينش بسياري از مقام‌هاي مديريتي در جامعه پرداخته است. از آنجا که اين برنامه از سوي امام علي(ع) خطاب به يک زمامدار نوشته شده و شامل فرمان‌ها و توصيه‌هايي به مالک اشتر است، حضرت با بيان ويژگي‌ها و وظايف مالک به عنوان يک زمامدار به طور غير مستقيم به معيارهايي که مي‌تواند در گزينش و انتخاب زمامدار نقش داشته باشد، نيز اشاره کرده است. آنچه که از عهد نامه 53 نهج البلاغه به نقل از فيض الاسلام استنباط مي‌شود اين است که هر کس که در مصدر امر قرار گيرد بايد واجد شرايط زير باشد:


1ـ پيروي از الگوهاي ارزشمند پيامبر اسلام و ائمه(ع)


«و برگزيدن فرمان او و پيروي از آنچه در کتاب خود به آن امر فرموده از واجبات و مستحبات که کسي نيکبخت نمي‌شود مگر به پيروي از آنها و بدبخت نمي‌گردد جز به زير بار نرفتن و تباه ساختن آنها» (ص 992)


«پس اگر در حکمي اختلاف پيدا کنيد به خدا و رسولش رجوع نماييد، پس رجوع به خدا فرا گرفتن محکم از کتاب او مي‌باشد و رجوع به رسول فراگرفتن سنت او است.» (ص 1009)


2ـ پرده پوشي نسبت به عيوب مردم


«و بايد از رعيت کسي را بيش از همه دور و دشمن داشته باشي که به گفتن زشتي‌هاي مردم اصرار دارد، زيرا مردم را عيوب و زشتي‌هايي است که سزاوارتر کس براي پوشاندن آنها حاکم است، پس آنچه زشتي‌هاي مردم به تو پوشيده است پي مکن که برتو است پوشيدن آنچه برتو آشکار شود و خدا بر آنچه از تو پنهان است حکم مي‌فرمايد، پس تا مي‌تواني زشتي را بپوشان که خدا بپوشاند زشتي تو را که دوست مي‌داري از رعيت پنهان داري». (ص 998)


3ـ نيکي کردن به مردم


«پس مردم آن سامان را با نيکويي کردن به ايشان خرم و شاد گردان » (نامه 18، ص 868)


«پس سفارش درباره سوداگران و صنعتگران را بپذيرد و درباره نيکي کردن به آنان سفارش کن.» (ص 1018)


«و به زير دستان مهربان بوده» (ص 1007)


«و مهرباني و خوش رفتاري و نيکويي با رعيت را در دل خود جاي ده و مبادا نسبت به ايشان جانور درنده بوده خوردنشان را غنيمت داني که آنها دو دسته‌اند يا با تو برادر دينند يا در آفرينش مانند تو هستند که از پيش گرفتار لغزش بوده و سبب‌هاي بدهکاري به آنان رو آورده، عمداً و سهواً در دستشان قرار مي‌گيرد.»
(ص 994 و 995)


«و رسيدگي کن به يتيمان و پيران سالخورده که چاره‌اي ندارند.» (ص 1020)


«پس از خدا بترس، از خدا بترس درباره دسته زير دستان درمانده و بيچاره و بي‌چيز و نيازمند و گرفتار در سختي و رنجوري و ناتواني». (ص 1020)


4ـ خوش سابقه‌تر بودن نزد مردم (برخوردار بودن از سابقه درخشان)


«پس همنشين باش با کساني که خوشنام و داراي سابقه‌هاي نيکو مي‌باشند»
(ص 1000)


5ـ صلابت در مقابل قدرتمندان


«و بر زورمندان سخت‌گيري و گردن فرازي نمايد.» (ص 1007)


6ـ سخاوت و بخشش‌گري


«و هرگز از بخشش و گذشت پشيمان و به کيفر شاد مباش» (ص 995)


«و آنچه مي‌بخشي به خوشرويي ببخش.» (ص 1022)


7ـ ديرخشم بودن


«و از کساني که دير به خشم مي‌آيند» (ص 1006)


«هنگام افروختگي خشم و تيزي سرکشي و حمله با دست و تندي وزشتگويي زبانت، برخود مسلط باش.» (ص 1033)


«و به خشمي که مي‌تـواني مرتکب نشوي شتاب منما، مگو من مأمورم و امر مي‌کنم پس بايد فرمان مرا بپذيرند و اين روش سبب فساد و خرابي‌دل و ضعف و سستي دين و تغيير و زوال نعمت‌ها گردد.» (ص 995)


8ـ صدق و راستي


«و خود را به راستگويان بچسبان» (ص 1000)


9ـ عاقل‌تر بودن نزد مردم


حضرت علي(ع) در اين باره فرموده است:


«پيشوا و رهبر به قلبي انديشمند و زباني گويا و دلي که براقامه حق استوار باشد نيازمند است» (دلشاد تهراني ، 1379 : 131)


10ـ داشتن تقواي الهي و پرهيزکاري


«و خود را به پرهيز کاران بچسبان». (ص 1000)


11ـ تسلط بر هواي نفس


«و او را امر مي‌فرمايد که نفس خود را هنگام شهوات و خواهش‌ها فرونشاند و هنگام سرکشي‌ها آن را باز دارد» ( ص 992)


«و بر هوا و خواهش خود مسلط باش و به نفس خويش از آنچه برايت حلال و روا نيست بخل بورز زيرا بخل به نفس، انصاف و عدل است از او در آنچه او را خوش آيد يا ناخوش سازد.» (ص 994)


12ـ ترس از خدا


«و مبادا خود را براي جنگ با خدا آماده‌سازي که تو را توانايي خشم او نبوده از بخشش و مهربانيش بي‌نياز نيستي.» (ص 995)


13ـ رعايت عدالت و انصاف


«با خدا به انصاف رفتار کن و از جانب خود و خويشان نزديک و هر رعيتي که دوستش ميداري درباره مردم انصاف را از دست مده» (ص 996)


«و نيکوترين چيزي که حکمرانان را خشنود مي‌دارد، برپا داشتن عدل و دادگري در شهرها و آشکار ساختن دوستي رعيت مي‌باشد.» (ص 1008)


14ـ گذشت و پرهيز از انتقام جويي


«از مردم گره هر کينه را بگشا و از خود رشته هر انتقام و بازخواستي را جدا کن.» (ص 998)


«و گره ترس را از دل‌هاشان بگشا» (نامه 18، ص 868)


15ـ تواضع علمي


«و از هرچه که تو را نادرست در نظر آيد خود را نادان بنما.» (ص 998)


16ـ پرهيز از شتاب در امور


«و در تصديق و باور داشتن بدگو و سخن چين شتاب منما.» (ص 998)


17ـ روحيه صلح دوستي


«و از صلح و آشتي که رضا و خشنودي خدا در آن است و دشمنت تو را به آن بخواند، سرپيجي مکن.» ( ص 1028)


18ـ پرهيز از گفتار دو پهلو


«و بعد از برقراري و استوار نمودن عهد و پيمان گفتار دو پهلو به کارمبر.»(ص 1029)


19ـ پرهيز از خودپسندي


«و بپرهيز از خودپسندي و تکيه به چيزي که تو را به خودپسندي وادار و از اينکه دوست بداري مردم تو را بسيار بستايند.» (ص 1032)


«و تندي و خودپسندي را از خويشتن دور کن تا خدا درهاي رحمتش را به روي تو بگشايد.» (ص 1022)


20ـ پرهيز از منّت گذاري و امتياز بر مردم


«و بپرهيز از اينکه بر رعيتت به نيکي که مي‌کني منّت‌گذاري يا کاري که انجام مي‌دهي بيش از آنچه هست در نظر آري، زيرا منّت نهادن احسان را بي نتيجه مي‌گرداند و کار را بيش از آنچه هست پنداشتن، نور حق را مي‌زدايد.» (ص 1032)


«و بايد نيکويي که درباره آنان نموده و آنها را به آن توانا ساخته‌اي نزد تو بزرگ نيايد.» (ص 1007)


«و بپرهيز از آنکه چيزي را به خود مخصوص داري که بهره همه مردم در آن يکسان است.» (ص175)


21ـ پرهيز از خلف وعده و عهد و پيمان فريبنده


«بپرهيز از اينکه به وعده‌اي که به رعيتت مي‌دهي وفا نکني، زيرا وفا نکردن به وعده سبب خشم خدا و مردم مي‌گردد.» (ص 1032)


«و عهد و پيماني مبند که در آن تأويل و بهانه و به کار بردن مکر و فريب راه داشته باشد.» (ص 1029)


22ـ سعي و کوشش، ياري خواستن از خدا، صبر و شکيبايي در امور و استقامت و پايداري در کارها


«و حکمران از عهده آنچه خدا بر او لازم گردانيده بر نمي‌آيد مگر به سعي و کوشش، ياري خواستن از خدا و آماده نمودن خود بر به کار بستن حق و شکيبايي بر آن در کار آسان يا گران و دشوار.» (ص 1005)


«و از آنان که درشتي او را از جا نکند و نرمي او را ننشاند.» (ص 1007)


23ـ فروتني در برابر خدا


«پس براي خدايي که تو را آفريده، فروتني کن.» (ص 1022)


24ـ پرهيز از فاصله گرفتن از مردم و تشريفات


«و پاره‌اي از وقت خود را براي نيازمندان از خود قرارده که در آن وقت خويشتن را براي ايشان آماده ساخته، در مجلس عمومي بنشيني.» (ص 1021)


همچنين امام علي(ع) مي‌فرمايند‌:


«مبادا غيبت تو در ميان مردم زياد شود.» (انصاريان، 1355 : 968)


شريف رضي آورده است:


«و چون دهقانان انبار هنگام رفتن امام علي(ع) به شام او را ديدند براي وي پياده شدند و پيشاپيش دويدند، فرمود اين چه کار بود که کرديد، گفتند عادتي است که داريم و بدان اميران خود را بزرگ مي‌شماريم. فرمود به خدا که اميران شما از اين کار سودي نبردند و شما در دنيايتان خود را بدان به رنج مي‌افکنيد و در آخرتتان بدبخت مي‌شويد و چه زيانبار است رنجي که کيفر در پي آن است و چه سودمند است آسايشي که با آن از آتش در امان است .» (دلشاد تهراني، 1379 : 177)


25ـ اختصاص بهترين وقت به مناجات با خدا، انجام دادن واجبات


«و بهترين وقت‌ها و پاک‌ترين قسمت آن را براي خود و آنچه بين تو و خدا است قرار ده.» (ص 1023)


« و بايد برپا داشتن واجبات که براي خدا است و بسي در وقت گزيده‌اي باشد که براي خدا دينت را خالص مي‌گرداني، پس در شب و روزت از تن خود به خدا واگذار و بدان که به وسيله آن به خدا نزديک مي‌شوي وفا کن و کوشش نما که داري شرايط کمال و بي عيب و نقص باشد، گرچه تنت را بفرسايد.» (ص 1023 و 1024)


26ـ تعهد به انجام امور در وقت خود


«و در هر روز کار آن روز را به جا آور، زيرا براي هر روز کاري است مخصوص آن.» (ص 1023)


27ـ برپا داشتن حدود الهي


«و حق را براي آنکه شايسته است از نزديک و دور اجرا کن.» (ص 1026)


28ـ فروتني در برابر مردم


امام علي(ع) در نامه‌اي که به يکي از واليان خود نوشته چنين فرموده است:


«در برابر رعيت فروتن باش.» (دلشاد تهراني، 1379 : 175)


29ـ عالم‌تر بودن نزد مردم


حضرت علي(ع) در خطبه‌اي فرمود:


«اي مردم سزاوارترين مردمان بر خلاف قوي‌ترين آنان بدان و داناترينشان به دستورهاي خداوند است، بنابراين لازم است که در هر کاري عالم‌ترين افراد زمان آن کار را به دست گيرند» (دلشاد تهراني، 1379 : 132)


30ـ توانمندتر بودن نزد مردم


حضرت علي(ع) فرموده است:


«اي مردم سزاورترين اشخاص براي حکومت کسي است که بدان داناتر باشد.» (دلشادتهراني، 1379 : 140)


 


ويژگي‌هاي مديران به عنوان تصميم گيرندگان از ديدگاه حضرت علي(ع)


از آنجا که امروزه مديريت را مترادف با تصميم‌گيري مي‌دانند. بنابراين بررسي ويژگي‌هاي يک مدير به عنوان تصميم‌گيرنده از جايگاه و اهميت خاصي برخوردار است. در اين قسمت جهت کار تطبيقي با کلام امام علي(ع) از فرايند تصميم‌گيري عقلايي (منطقي) نام برده مي‌شود که از چهار قسمت شناسايي وضع موجود، ارائه راه‌حل‌هاي مختلف، ارزيابي راه‌حل‌ها و گزينش بهترين‌ها و اجرا و پيگيري تشکيل شده است (رابينز، 1376).


امام علي(ع) در نامه 53 خود به مالک به نقل از فيض الاسلام موارد زير را براي ويژگي‌هاي مديران به عنوان تصميم‌گيرندگان بيان کرده‌اند:


 


1ـ شناسايي وضع و شرايط موجود


در اين مرحله مدير بايد از وضعيت و موقعيت سازمان تحت امر خود دائماً اطلاع داشته باشد و آنچه که اهميت دارد را مشخص سازد. آنچه که امام علي(ع) در اين مرحله به آن توجه دارند، نقش خود مدير در کسب اطلاعات از وضعيت موجود و مسئله‌يابي مي‌باشد. يعني با استفاده از تجربه خود از راههاي غير رسمي و نه رسمي به بررسي وضع سازمان بپردازد و به وجود مسئله‌اي پي ببرد. حضرت علي(ع) درباره انجام دادن هر کاري در زمان خود مي‌فرمايند:


«پس هر چيز را به جاي خود بگذار و هر کاري را در وقت آن انجام ده»(ص 1032)


 


2ـ ارائه راه‌حل‌هاي مختلف


بعد از اينکه مدير در قسمت نخست با تعيين هدف‌ها و بررسي وضع موجود، مشکل و مسئله‌اي را مورد شناسايي قرار داد و پي به وجود شرايط نامطلوب سازمان برد، وظيفه او ايجاب مي‌کند تا در حل آن مشکل بکوشد. از ابعاد مختلف ممکن است راهکارهايي را مشخص سازد يا به تنهايي به آن دسترسي پيدا کند، يا با مشورت مشاوران و اعضاي سيستم جهت حل اين مسئله به آن برسد. حضرت علي(ع) در اين مرحله به مشورت با دانايان اشاره مي‌کنند و مي‌فرمايند:


«و دربارة استوار ساختن آنچه کار شهرهاي تو را منظم مي‌گرداند و بر پا داشتن آنچه مردم پيش از تو برپا داشته بودند، بسيار با دانشمندان مذاکره و با راستگويان و درست کرداران گفتگو کن.» (ص 1002)


سفارش حضرت علي(ع) به هم نشيني با حکما به خاطر افزون دامنة علم و حکمت مدير است تا در مواقع حساس تصميم‌گيري از اطلاعات و دانش بيشتري برخوردار باشد.


 


3ـ ارزيابي راه‌حل‌ها و گزينش بهترين‌ها


در اين مرحله مدير موظف است از بين انبوه راهکارهاي ارائه شده جهت حل مسئله يکي را انتخاب کند، اما اينکه با چه ملاکي دست به چنين انتخابي بزند به عوامل متعددي بستگي دارد. در اين مرحله امام علي(ع) خطاب به مالک به بيان معيار جهت انتخاب يک گزينه پرداخته‌اند و با توجه به نظام ارزشي اسلام که مبتني بر خدا محوري و حق طلبي است مي‌فرمايند که بايد توجه مدير به حق محوري و حق‌مداري باشد و در نامة 53 خطاب به مالک اشاره مي‌کنند که بايد توجه تو به گسترش عدالت و حق مداري باشد.


 


4ـ اجرا و پيگيري


بعد از اينکه با ملاک‌هاي مشخص شده يک گزينه انتخاب شد، نوبت به اجراي آن مي‌رسد. نکاتي که مدير بايد در اين مرحله مورد توجه قرار دهد عبارت است از:


1ـ اجرا فوري باشد.


حضرت علي(ع) در اين مورد مي‌فرمايند:


«و بترس از شتابزدگي به کارها پيش از رسيدن هنگام آنها يا دنبال‌گيري و سخت‌کوشي در آنها هنگام دسترسي به آنها يا از ستيزگي در آنها وقتي که سررشته ناپيدا باشد يا از سستي در آنها چون در دسترس آيد.» (ص 1032)


2ـ مجريان خوبي انتخاب کند.


امام علي(ع) خطاب به مالک مي‌فرمايند:


«پس از آن در حال نويسندگانت بنگر و بهترين ايشان را به کارهايت بگمار» (ص 1016)


3ـ نظارت همه جانبه داشته باشد تا بتواند پاداش دقيق و مناسب بدهد.


«پس در کارهايشان کاوش و رسيدگي کن » (ص 1012)


«و در کار خراج به صلاح خراج دهندگان کنجکاوي کن.» (ص 1014)


4ـ جهت نظارت و ارزيابي کار مجريان، نمايندگان ويژه داشته باشد.


امام علي(ع) در اين خصوص مي‌فرمايند:


«پس در کارهايشان کاوش و رسيدگي کن و بازرس‌هاي راستکار و وفادار بر آنان بگمار.» (ص 1012)


5ـ مجازات فرد خاطي و خيانتکار


حضرت امير(ع) در اين خصوص مي‌فرمايند:


«و خود را از ياران دور دار و اگر يکي از ايشان به خيانت و نادرستي دستش را بيالايد و خبرهاي باز رسانت به خيانت او گرو آيد به گواهي همان خبرها اکتفا کن، پس بايد او را کيفر بدني بدهي و او را به کردارش بگيري.» (ص 1013)


6ـ اگر تصميم غلطي گرفته بود بايد از مردم عذر خواهي کند.


حضرت علي(ع) مي‌فرمايند:


«و اگر رعيت به تو گمان ستمگري را بردند، عذر و دليلت را براي ايشان آشکار کن و گمان‌هاي آنها را با آشکار کردنت از خويشتن دور نما.» (ص 1027)


 


عوامل مؤثر بر کارآيي کارکنان و ايجاد انگيزه در آنان از ديدگاه حضرت علي(ع)


يکي از وظايف اصلي مديران، کارآيي کارکنان و ايجاد انگيزش در آنان مي‌باشد، وجود منابع سرشار مادي به تنهايي سازمان و تشکيلات منسجم و کارآمد ايجاد نمي‌کند، عنصر ضروري و اجتناب ناپذير ديگر وجود نيروي انساني کارآمد و اثر بخش است. بعضي از مهم‌ترين شيوه‌هاي اجرايي که نقش مؤثري در ايجاد انگيزه و کارآيي کارکنان دارد، در عهدنامه 53 نهج البلاغه به نقل از فيض الاسلام به شرح زير آمده است.


1ـ همنشيني با افراد سازمان


افراد سازمان بايد بتوانند بدون هيچ مانعي به حضور مدير برسند و مسائل خود را با او در ميان بگذارند، مديري که با افراد تماس حاصل نکند و خود را از آنها پنهان کند و يا مانع از تماس افراد با خود شود، از انگيزه افراد مي‌کاهد. حضرت علي(ع) در اين خصوص خطاب به مالک مي‌فرمايند:


«مبادا خويشتن را زياده از رعيت پنهان کني زيرا رو نشان ندادن حکمرانان به رعيت قسمتي از تنگي و کم دانشي و آگاه نبودن به کارها است و رونشان ندادن حکمرانان و رعيت اطلاع بر آنچه را که از آن پنهان بوده‌اند، از ايشان پوشيده مي‌سازد، پس نزد حکمرانان کار بزرگ خرد و کار خرد بزرگ و نيکويي زشتي و زشتي نيکويي و حق و درستي به باطل و نادرستي آميخته گردد.» (ص 1025)


همچنين مي‌فرمايند:


«قسمتي از وقت خود را براي رسيدگي به دادخواهي مردم قرار بده و شنيدن و رسيدگي به دادخواهي مردم را شخصاً عهده دار باش.» (انصاريان ، 1355 : 965)


2ـ مشورت


شايد بتوان گفت که يکي از بهترين راههاي ايجاد انگيزه در افراد، مشورت با آنان و شريک قرار دادن آنها در تصميم‌گيري مي‌باشد. مشورت به ايجاد انگيزه و علاقه بيشتر نسبت به کار کمک مي‌کند. مشورت چنان که خود حضرت علي(ع) مي‌فرمايند در حقيقت احترامي به آراء و افکار ديگران است. ايشان مشورت کردن با ديگران را مايه بهره‌مندي از عقل آنان مي‌دانند و اشاره مي‌کنند، فردي که مشورت کند از درخشش افکار بهره‌مند مي‌گردد.


حضرت علي(ع) مشارکت مردم و تصميم‌گيري در قالب مشورت را يکي از رئوس سياست‌هاي خود در مديريت جامعه به کار برده‌اند و اين نشان از اهميت فوق العاده مشورت در انجام کارها مي‌باشد.


3ـ تشويق و تنبيه


يکي از شيوه‌هايي که از ديرباز به عنوان عامل اساسي در انگيزش کارکنان مورد توجه بوده است، تشويق و تنبيه به موقع و يا به عبارت دقيق‌تر تقويت مثبت و منفي مي‌باشد. برخي از مديران به اشتباه تصور مي‌کنند که در تشويق آنها جنبه مادي اهميت دارد، در حالي که سيستم تشويق و تنبيه سيستمي اقتضايي و موقعيتي است و بستگي به فرهنگ کارکنان و طرز تلقي آنان دارد.


حضرت علي(ع) در اين خصوص مي‌فرمايند:


«و نبايد نيکو کار و بدکار نزد تو به يک پايه باشند که آن نيکوکاران را از نيکويي کردن بي‌رغبت سازد و بدکرداران را به بدي وا دارد و هر يک از ايشان را به آنچه گزيده جزا ده.» (ص 1001)


«پس آرزوهاي ايشان برآور و آنها را به نيکويي ياد کن و کساني را که آزمايش نموده، رنجي برده‌اند، همتشان را به زبان آور، زيرا ياد کردن نيکو کارشان دلير را به هيجان آورده، به جنبش وا مي‌دارد و نشسته را به خواست خداي تعالي ترغيب مي‌نمايد.» (ص 1008)


و در مورد تناسب پاداش با رنج و زحمت افراد مي‌فرمايند:


«پس رنج و کار هر يک از آنان را براي خودش بدان رنج کسي را به ديگري نسبت مده و بايد در پاداش به او هنگام به سر رساندن کارش کوتاهي ننمايي و بايد بزرگي کسي تو را برآن ندارد که رنج و کار کوچک او را بزرگ شماري و پستي کسي تو را وادار نسازد که رنج و کار بزرگش را کوچک پنداري.» (ص 1009)


4ـ پاسخگويي به کارکنان و کنترل عملکرد آنان


مدير بايد از داخل عملکرد اجزاي سازمان را کنترل کرده و در هر بخشي که کارش ضعيف بود يا کارآيي لازم را نداشت، اصلاحات لازم انجام گيرد و عناصر آن تقويت گردد و با نظارت دقيق بين عملکرد خوب، متوسط و ضعيف فرق گذارد، اين عامل بسيار مهمي در ايجاد انگيزه کارکنان خواهد بود. حضرت علي(ع) در اين خصوص خطاب به مالک اشتر مي‌فرمايند:


«در بين کارهاي تو کارهايي است که ناچار بايد خودت انجام دهي، از آنها پاسخ دادن کارگزارانت است، آنجا که نويسندگانت در مانده شوند و از آن کارها انجام درخواست‌هاي مردم است، روزي که به تو مي‌رسد درخواست‌هايي که به سبب آنها يارانت را تنگدل مي‌سازد.» (ص 1023)


5ـ رفق و مدارا نسبت به زير دستان همراه با قاطعيت


قاطعيت به معناي اجراي مناسب و به موقع قانون و بهره‌گيري از قدرت مشروع در جهت اجراي عدالت و مدارا به معني سعه صدر و تحمل‌آراي ديگران مي‌باشد. (حسيني، 1380). در موارد مختلف امام کارگزاران خود را به سازش و مدارا با مردم و گذشت از تخلفات جزيي آنان سفارش نموده‌اند. براي نمونه حضرت در عهد نامه مالک اشتر هنگام انتخاب او به استانداري مصر مي‌فرمايند:


« و براي رعيت بالت را فرود آور و رويت را بگشا و پهلويت را نرم کن.» (نامه 46، ص 977)


همچنين امام علي(ع) در خطاب به کارگردانانش که خراجگير بودند فرمود:


«پس با مدارا و انصاف با مردم رفتار کنيد و بر خواهش‌هاشان شکيبا باشيد.» (نامه 51، ص 985)


سياست رفق و مدارا در صورتي به عنوان يک اصل کلي در ايجاد انگيزه و کارآيي مؤثر است و مورد تأکيد است که مورد سوء استفاده قرار نگيرد و امام علي(ع) نيز در مواقعي به کارگيري آن را توصيه نمي‌کنند و حتي در جايي خشونت و تندي بجا را رفق و مدارا مي‌نامند، به طوري که اگر براي اعمال مديريت خشونت ضرورت يافت، براي اينکه داروي خشونت مؤثرتر باشد، بايد قدري نرمش به آن اضافه کرد و در کنار دعوت کارگزاران خود به مدارا تذکر داده‌اند که بايد اين مدارا در موارد خاص با قاطعيت همراه باشد و مي‌فرمايند:


«سختي و درشتي را با مقداري نرمي و همواري بياميز و مدارا و مهرباني کن، هنگامي که مدارا شايسته‌تر باشد و به سختي و درشتي بپرداز آنگاه که از تو جز سختگيري پيش نمي‌رود.» (نامه 46، ص 977)


«و به زودي اين امر را به مدارا اصلاح کنم مادامي که مداراي با آن ممکن باشد و هرگاه چاره‌اي نيابم پس آخرين دواء داغ است.» (خطبه 167، ص 548)


6ـ تواضع و عدم اجتناب از زيردستان


اين اصل در ايجاد روابط صميمي بين مدير و کارکنان و طرح مسائل ميان آنها و ايجاد انگيزه بسيار مؤثر است. هرگاه مديران با زيردستان خود با تواضع و فروتني در برابر آنها نشست و برخاست نمايند، هم بهتر مشکلات آنها را مي‌فهمند و هم براي آنان ايجاد انگيزه مي‌کنند که بهتر کار کنند. حضرت علي(ع) در اين باره مي‌فرمايند:


«عملي را که براي دادخواهي و رسيدگي به آنان قرار مي‌دهي بايد مجلس عمومي و در ملأ عام باشد و تو نيز شخصاً در آن مجلس عام شرکت کني و براي خداوند متعال کمال فروتني و تواضع را انجام بده.» (انصاريان، 1355 : 965)


7ـ رعايت عدالت


از اساسي‌ترين پايه‌هاي انگيزش و کارآيي در يک نظام، شيوه‌هاي اجرايي و رفتار مبتني بر عدالت و انصاف مديران آن مجموعه است. رعايت عدالت نسبت به افراد، اکسيري معجزه‌کننده است و عدم رعايت آن و روي آوردن به تبعيض و ظلم منشأ از بين رفتن زحمت‌ها، ضايع شدن ارزش‌ها ، پايمال شدن و کور شدن استعدادها و فقدان علاقه و انگيزه‌هاي کارکنان مي‌شود.


امام علي(ع) خطاب به يکي از کارگزاران خود در اين خصوص مي‌فرمايند:


«و در نگريستن به گوشه چشم و خيره نگاه کردن و اشاره نمودن و درود گفتن بين ايشان يکسان رفتار کن تا بزرگان در ستم کردن تو طمع و آز ننمايند و زير دستان از دادگري تو نوميد نشوند.» (نامه 46، ص 977)


امام علي(ع) خطاب به مالک اشتر مي‌فرمايند:


«و کاري که بايد پيش از هر کاري دوست داشته باشي ميان روي در حق است و همگاني کردن آن در برابري و دادگري که بيشتر سبب خشنودي رعيت مي‌گرد.» (ص 977)


8ـ رسيدگي به مشکلات مالي و اقتصادي زيردستان


حضرت علي(ع) رسيدگي به مشکلات مالي و اقتصادي زيردستان را مورد اهميت قرار مي‌دهند و در اين خصوص مي‌فرمايند:


«پس به کارهاي آنها رسيدگي کن چون پدر و مادري که به فرزندشان رسيدگي مي‌نمايند.» (ص 1007)


«و آن قدر به او ببخش و زندگي‌اش را فراخ ساز که عذر او را از بين ببرد و نيازش به مردم به آن بخشش کم باشد.» (ص 1011)


«پس جيره و خوار و بارشان را فراوان ده که اين کار آنان را به اصلاح خودشان توانا مي‌دارد و بي‌نياز مي‌گرداند از خوردن آنچه که زير دست‌هاشان مي‌باشد.»
(ص 1012)


9ـ به کار گماري افراد براساس لياقت و شايستگي


مي‌توان گفت لياقت و شايستگي افراد در نظام مهم‌ترين اصل براي اداره جوامع بشري است، کارگزاران يک نظام بايد داراي خصوصياتي از جمله تعهد، تقوي، شخصيت متعادل و... باشند و داراي خصوصياتي و تناسب با نوع کار، محدوده کار و ميزان مسئوليت خود باشند. چرا که هر نوع مسئوليتي يک نوع شرايط و صفاتي را ايجاب مي‌کند و مسلماً هر اندازه مسئوليت‌ها سنگين‌تر و گسترده‌تر باشد، ‌بايد شرايط احراز آن نيز به همان نسبت سخت‌تر و بيشتر باشد.


حضرت علي(ع) در اين خصوص خطاب به مالک مي‌فرمايند:


«پس در کارهاي عمال و کارگردانانت نظر و انديشه کن و چون آنان را تجربه و آزمايش نمودي به کار وادار و آنها را به ميل خود و کمک به ايشان و سرخود به کاري نفرست، زيرا به ميل و سرخود کسي را به کاري گماشتن گرد آمده ايست از شاخه‌هاي ستم و نادرستي و ايشان را از آزمايش شدگان و شرم داران از خاندان‌هاي نجيب و شايسته و پيش قدم در اسلام بخواه و طمع‌هاي کمتر و انديشه در پايان کارها را رساتر هستند.» (ص 1012)


«آنگاه نيکوترين آنها را که بين مردم آشکار و درستکاتر آنها را که روشناس و در زبان‌هاشان باشد برگزين» (ص 1017)


«و نامه‌هايت که در آنها تدبيرها و رازها بيان مي‌کني، تخصيص ده به کسي که در همه خوهاي پسنديده از نويسندگان ديگر جامع‌تر باشد.» (ص 1016)


«و براي هر کاري از کارهايت رئيس و کارگرداني از نويسندگان قرار ده که بزرگي کارها او را مغلوب و ناتوان نکند و بسياري آنها او را پريشان نسازد. »
(ص 1017)


10ـ بخش و گذشت نسبت به زيردستان


يکي از عناصر ديگري که در کارآيي کارکنان مؤثر است، بخشش و گذشت نسبت به زيردستان مي‌باشد.


امام علي(ع) در بخشي از عهدنامه 53 خود به مالک سفارش مي‌کنند که اگر مردم به تو مراجعه کردند با بذل و بخشش گره از کارشان بگشا و مي‌فرمايند:


«و بدان چيزي سبب خوش بيني حاکم نيست به رعيت بهتر از نيکويي و بخشش او به ايشان و سبک گردانيدن هزينه‌هاي آنها و رنجش نداشتن از آنان برچيزي که حقي به آنها ندارد نسيت، پس بايد در اين باب کاري کني که خوش بيني به رعيت را به دست آوري ، زيرا خوش بيني رنج بسيار را از تو دور مي‌دارد.» (ص 1001 و 1002)


«پس با بخشش و گذشت خود آنان را عفو کن، همان طور که دوست داري خدا با بخشش و گذشتش تو را بيامرزد.» (ص 995)


 


نتيجه‌گيري


در اين مقاله ابتدا ويژگي‌هاي مديران که به دو دسته عمومي و مرحله‌اي تقسيم شد، از ديدگاه امام علي(ع) مورد بررسي قرار گرفت. برخي از مهم‌ترين صفات عمومي مديران شامل صدق و راستي، شجاعت عاقل‌تر بودن نزد مردم، مهرباني نسبت به ضعفا و محرومين و بلند همتي بود. صفات مرحله‌اي مربوط به ويژگي‌هاي مديران به عنوان تصميم‌گيرندگان بود که از فرآيند تصميم‌گيري عقلايي استفاده شد که از چهار قسمت شناسايي وضع موجود، ارائه راه‌حل‌هاي مختلف، ارزيابي راه‌حل‌ها و اجرا و پي‌گيري تشکيل شده است و در پايان راهکارهاي اجرايي مؤثر بر کارآيي و انگيزه در کارکنان مورد تبيين قرار گرفت که راه‌هايي مانند بخشش و گذشت نسبت به زير دستان، رسيدگي به مشکلات مالي و اقتصادي زيردستان، به کار گماري افراد براساس لياقت و شايستگي، همنشيني با افراد سازمان و... مطرح شد و از ديدگاه امام علي(ع) مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفت.


 


منابع


انصاريان، علي (1355). الدليل علي موضوعات نهج البلاغه. نهج البلاغه موضوعي (ترجمه: اسماعيل تاج‌بخش1362) جلد اول، تهران: ياسر.


حسيني، سيدغلامحسين (1380). قاطعيت و مدار از ديدگاه امام علي(ع). مجله حوزه و دانشگاه، فصلنامه علوم انساني ـ اجتماعي (علمي ـ تخصصي)، شماره 26 ، سال هفتم، بهار.


دلشاد تهراني، مصطفي (1379). دولت آفتاب. انديشه سياسي و سيرة حکومتي امام علي(ع). تهران: انتشارات دريا.


رابينز، استيفن پي (1376). مباني رفتار سازماني. (ترجمه: علي پارسائيان و محمد اعرابي)، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي.


رضي، سيد بهاء‌الدوله ابونصربن بابويه (1374). نهج البلاغه. (ترجمه: اسدالله مبشري) تهران: انتشارات فرهنگ اسلامي.


رضي، سيد بهاء‌الدوله ابونصربن بابويه (1374). ترجمه و شرح نهج البلاغه، خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه اميرالمومنين(ع). (ترجمه: فيض الاسلام)، مجلد 1ـ6.