عنوان مقاله: مديران و قضاوت دقيق


مولف/مترجم: علي نصر اصفهاني
موضوع: سازمان و مديريت
سال انتشار(ميلادي): 2006
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم -شماره 172

www.mahboub.ir    تهیه وتنظیم :

چکيده: ادراک حقيقي، شناخت جهاني است که در آن زندگي مي‌کنيم. ما براساس درکمان از واقعيتها، نه براساس آنچه که عملاً واقعيت دارد، رفتار مي کنيم. ما اطلاعات را دريافت و آن را جمع بندي و در قالب معني داري که براي خودمان منحصر به فرد است، تعبير و تفسير مي کنيم. به عبارت ديگر، تصويري از جهان واقعي را نقاشي مي کنيم که نظر شخصي خودمان را ارايه مي دهد. بنابر اين، هيچ فردي تصويري يکسان نقاشي نمي کند. به مفهومي کاملاً واقعي، هر يک از ما در دنياي خاص خود زندگي مي کنيم. تشخيص تفاوتهاي موجود بين دنياي ادراکي و واقعي، براي درک رفتار سازماني اهميت دارد. مديران آگاه از اين تفاوتها به هنگام تصميم گيري دقت بيشتري به خرج مي دهند و از اتخاذ تصميمات مهم براساس شواهد ناکافي پرهيز مي کنند. دقت، موضوعي حياتي در شناخت رفتار است، و ما مي توانيم انجام قضاوتهاي دقيق تر در جريان ادراک ديگران را بياموزيم. براي اين منظور لازم است از سوگيريهاي بالقوه در زمينة فرايند قضاوت و ادراک آگاه شويم. خوشبختانه از طريق آموزش مي توان به قضاوت بهتر پرداخت.

ادامه نوشته

عنوان مقاله: مديريت ذره بيني


مولف/مترجم: مرجان فياضي
موضوع: مباني سازمان و مديريت
سال انتشار(ميلادي): 2006
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم -شماره 174

www.mahboub.ir    تهیه وتنظیم :

چکيده: مديريت ذره بيني،(Micro management)، نمونه اي از ضعف مديريتي است که مبين کنترل بيش از اندازه و غير ضروري کارکنان توسط مديريت و توجه شديد مدير به جزئيات کاري است. مديران ريز بين به دليل غرق شدن در مسائل جزئي، توانايي تحليل کل سيستم و توجه به بهره وري کلي را ندارند. در واقع آنها علاوه بر اينکه کليات را فداي جزئيات مي‌کنند، احترام و اعتماد زير دستان را نيز از دست مي دهند.

ادامه نوشته

عنوان مقاله: ارزيابي هيئت‌هاي مديره عوامل و استانداردهاي جديد

مولف/مترجم: ترجمه و اقتباس: مهندس علي‌اصغر صادق‌پور؛ مهندس مهرداد تقوي گيلاني؛ سولماز پناه‌پوريان
موضوع: مباني مديريت و سازمان
سال انتشار(ميلادي): 2006
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير-سال هجدهم-شماره 168

www.mahboub.ir    تهیه وتنظیم :


چکيده: اگرچه در يک نگاه ساده به عملکرد يک سازمان (يک واحد صنعتي و يا در مقياس بزرگ‌تر يک مجموعه صنعتي و يک شرکت)، ممکن است نقش هيئت‌هاي مديره چندان چشمگير به‌نظر نرسد، اما به صراحت بايد گفت که موفقيت و يا عدم موفقيت هر سازمان و يا شرکتي در بلندمدت به قدرت و نحوه عملکرد هيئت‌مديره آن بستگي دارد[1]. تجزيه و تحليل‌هاي متعددي که به‌ويژه در چند سال اخير بر روي عملکرد شرکتها و سازمانهاي موفق و ناموفق جهان انجام گرفته است، باعث پديدآمدن پارادايم جديدي در هزاره نوين شده است: «هيئت‌هاي مديره بزرگ‌ترين چالش و تهديد براي بقاي سازمان تحت رهبري‌شان هستند»[2]. اين ديدگاه جديد موجب بازنگري در فرايندهاي گزينش، به‌کارگيري، آموزش، ارتقا و هدايت و راهبري هيئت‌هاي مديره شده است. با توجه به همين ديدگاه و نقش والاي هيئت‌هاي مديره در تعالي سازمانها و شرکتهاي تحت رهبري‌شان به خصوص در شرايط رقابتي امروز، محققان و انديشمندان حوزه مديريت تا آنجا پيش رفته‌اند که اعتقاد دارند بايد براي هيئت‌هاي مديره نيز استاندارد تعريف شود و بر اساس اين استانداردها عملکرد هيئت‌مديره به‌طور کامل و هريک از اعضاي آن به‌صورت منفرد مورد ارزيابي قرار گيرد. در همين راستا و با هدف متعالي‌سازي و تدوين استانداردهايي براي هيئت‌هاي مديره، مقاله حاضر تدوين شده است. نويسنده اصلي ( هرب روبن اشتين) در اين مقاله بر پايه تحقيقات گسترده و دقيق به تشريح 12 استاندارد جديد براي هيئت‌هاي مديره پرداخته است. ما نيز تلاش کرده‌ايم که تا حد ممکن اين استانداردها را بومي کنيم تا با شرايط هيئت‌هاي مديره داخل کشور قابل انطباق باشند. سپس با توجه به اين استانداردها، براي اندازه‌گيري عملکرد هيئت‌هاي مديره پرسشهايي در گروههاي مختلف مطرح شده است که پاسخ آنها مجموعه امتيازات ارزيابي عملکرد را نشان خواهند داد. هيئت‌هاي مديره مي‌توانند با استفاده از اين مدل ارزيابي، عملکرد گذشته و آينده خود را اندازه‌گيري کنند. اين مجموعه استانداردها مي‌تواند مبناي مسير توسعه و پيشرفت هيئت‌هاي مديره در آينده باشد.

ادامه نوشته