سلامت سازمانی در مدارس

سلامت سازمانی در مدارس 

Organizational Health

فاطمه اسلامیه

 

 

مقدمه 

سلامت سازمانی، یکی از گویاترین و بدیهی‏ترین شاخصهای اثربخشی سازمانی است. در یک سازمان سالم مدیر رفتاری کاملا دوستانه و حمایتگر با کارمندان خود دارد و در برنامه های خود دارای یگانگی است. کارمندان نیز تمایل بیشتری برای ماندن و کار کردن در سازمان دارند و به طور موثرتری کارها را انجام می دهند. « مايلز » معتقد است سلامت سازماني به دوام و بقاي سازمان در محيط خود و سازگاري با آن و ارتقا و گسترش توانايي خود براي سازش بيشتر اشاره مي كند. « هرزبرگ » عواملی چون طرز تلقي و برداشت كاركنان، شيوه اداره امور، خط‌ مشي‌هاي سازمان، ماهيت و ميزان سرپرستي، امنيت كاري، شرايط كاري، مقام و منزلت، سطح حقوق و دستمزد، استقرار روابط متقابل دو جانبه، سرپرستان، همگنان و مرئوسان و زندگي شخصي كاركنان را براي تأمين و حفظ سلامت سازمان لازم دانسته است و معتقد است نبود اين عوامل ممكن است چنان كارمندان را دچار عدم رضايت سازد كه سازمان را ترك كرده و موجوديت آن را به مخاطره اندازند.

 

تعریف سلامت سازمانی

« كيت ديويس » سازمان سالم را سازمانی می داند كه در آن كاركنان احساس كنند كاري سودمند و مفید انجام مي‌دهند و به احساس رشد و پرورش شخصي دست مي‌يابند. آنان بيشتر كاري شوق‌انگيز را كه خشنودي دروني فراهم مي‌آورد، دوست دارند و مي‌پذيرند. بسياری از كاركنان مسئوليت و فرصت پيشرفت و كاميابی شغلی را جست‌وجو مي‌كنند. آنان می‌خواهند كه به سخنانشان گوش داده شود و با آنان چنان رفتار شود كه گويی هر يک دارای ارزش وجودی فردی هستند. آنان می‌خواهند كه اطمينان يابند سازمان به راستی برای نيازها و دشواری‌های آنان دلسوزی می‌كند. ازنظر « لایدن و كلینگل » سلامت سازمانی یك مفهوم تقریباً تازه ای است و شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف خود به طور موثر و رشد و بهبود سازمان می گردد. یك سازمان سالم جایی است كه افراد می خواهند در آنجا بمانند و كار كنند و خود افرادی موثر و سودمند باشند « ماتیو مایلز » یک سازمان سالم را به عنوان سازمانی تعریف می کند که « نه تنها در محیط خود دوام می آورد بلکه در یک برهه زمانی طولانی نیز به طور کافی سازش کرده و تواناییهای بقاء و سازش خود را به طور مداوم توسعه داده و گسترش می دهد ». چیزی که در این تعریف واضح است این است که سازمان سالم با نیروهای مانع بیرونی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده، نیروی آن را به طور اثربخشی در جهت اهداف و مقاصد اصلی سازمان هدایت می کند. البته عملکرد سازمان در یک روز مشخص، ممکن است اثربخش و یا غیر اثربخش باشد اما علایم درازمدت در سازمانهای سالم، مساعد اثربخشی است.

 

پوياييهای سازمانی: سالم تا غيرسالم:

مفهوم سلامتی مثبت در يك سازمان، توجه را به شرايطي جلب مي كند كه رشد و توسعه سازمان را تسهيل كرده و يا مانع پوياييهاي سازمان است. « تالکوت پارسونز » معتقد است كه همه سیستمهاي اجتماعي، اگر قرار باشد که رشد و توسعه یابند، بايد چهار مشکل اساسي انطباق، کسب هدف، یگانگی و ناپیدایی ( AGIL ) را فرو نشانند. به عبارت ديگر، سازمانها باید درحل چهار مشكل موفق باشند:

  • مشكل كسب منابع كافي و سازش با محيط خود (  Adaptation )
  • مشكل تعيين و اجراي هدف (Attainment Goal )
  • مشكل نگهداري وحدت در داخل سازمان (Integration  )
  • مشكل ايجاد و حفظ ارزشهاي منحصر به سيستم (Latency  )

بنابراين، سازمان بايد به نيازهاي انطباق و كسب هدف و نيز نيازهاي بياني، يگانگي اجتماعي و هنجاري برخورد بكند، در واقع فرض بر اين است كه سازمانهاي سالم، به طور اثربخشي هر دو دسته از نيازها را برآورد مي كنند. « تالکوت پارسونز » پیشنهاد می کند که سارمانهای رسمی مثل مدرسه، مسئولیت و کنترل این نیازها را در سه سطح متفاوت از خود بروز می دهند:

1.       سطح نهادی: سازمان را با محیط پیوند می دهد.

2.       سطح اداری: میانجی تلاشهای داخلی سیستم بوده، آنها را کنترل می کند.

3.       سطح تکنیکی ( فنی ): محصول سازمان را تولید می کند.

چارچوب فوق متعلق به « تالکوت پارسونز »، برای مفهوم سازی و اندازه گیری سلامت سازمانی یک مدرسه طرح یگانه ای ارائه می کند. به طور اخص، سازمان سالم سازمانی است که در آن سطوح فنی، اداری و نهادی در هماهنگی هستند. سازمان نیازهای بیانی و نهادی را برآورده می کند و با نیروهای خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده و نیروی آنها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت می کند.

 

ابعاد سلامت سازمانی  « تالکوت پارسونز » در مدارس :

هفت بعد سلامت سازمانی برحسب سطوح مسئولیت و نیاز کارکردی عبارتند از:

1. سطح نهادی

یگانگی نهادی مدرسه ای را توضیح می دهد که دارای یگانگی در برنامه آموزشی خود می باشد. مدرسه به علایق کوچک از طرف جامعه محلی و درخواستهای والدین مستعد است و قادر است که بطور موفقیت آمیزی با نیروهای بیرونی مخرب سازش کند. ( نیاز نهادی )

سئوال نمونه: بعضی از شهروندان در هیئت امنای مدرسه نفوذ دارند؟

2. سطح اداری

نفوذ مدیر به توانایی وی در تاثیر کردن به عمل مافوقها اشاره می کند. مدیر با نفوذ، ترغیب کننده بوده و با رئیس ناحیه به طور اثربخشی کار میکند اما در عین حال در فکر و عمل خود استقلال دارد. ( نیاز ابزاری )

سئوال نمونه: مدیر هر چه را که از مافوق خود می خواهد می گیرد؟

رعایت نشاندهنده رفتاری از مدیر که دوستانه، حمایتی، باز و همکارانه است. ( نیاز بیانی )

سئوال نمونه: مدیر به رفاه شخصی هیئت آموزشی توجه دارد؟

ساختدهی به رفتاری از مدیر که وظیفه مدار و موفقیت مدار است. ( نیاز ابزاری )

سئوال نمونه: مدیر استانداردهای دقیق عملکرد را حفظ می کند؟

حمایت منابع به مدرسه ای که دارای مواد و وسائل آموزشی لازم  بوده و وسائل اضافی دیگر براحتی قابل حطول است. ( نیاز ابزاری )

سئوال نمونه: معلمان به مواد آموزشی لازم دسترسی دارند؟

3. سطح  تکنیکی ( فنی )

روحیه به احساس اطمینان، اعتماد، همدردی و دوستی که در بین معلمان وجود دارد اشاره می کند. معلمان احساس خوبی به یکدیگر داشته و احساس می کنند کار خود را به خوبی انجام می دهند. ( نیاز بیانی )

سئوال نمونه: معلمان دارای روحیه زیادی هستند؟

تاکید علمی به تاکید مدرسه برای یادگیری دانش آموزان اشاره می کند. محیط یادگیری منظم و جدی است. اهداف علمی سطح بالا ولی قابل حصول برای دانش آموزان وضع شده است. ( نیاز ابزاری )

سئوال نمونه: دانش آموزان برای اطلاح یادگیریهای قبلی خود تلاش می کنند؟

 

مشخصه های فضاهای كاری سالم :

درگذشته توجه تحقيقات سلامت سازمانی به محيط فيزيكي كار معطوف بود اما تحقيقات جديد مولفه هاي رواني محيط كار را بیشتر مورد تاکید قرار دادند. محققان دريافتند كه اينچنين اقدامات سازماني بوجود آورنده مفاهیم، كنترل شغل، الزامات رواني كار، حمايت اجتماعي، امنيت شغلي كه به ترتيب اثرگذار بر جسم و روان كاركنان مي باشند، هستند. 10 مشخصه از محيطهاي كاري سالم بر اساس نتايج تحقيقات اخير كه در ارتباط با كار و سلامتي انجام شده اند عنوان مي گردد. اين فهرست همچنين مبين اين واقعيت هستند كه سازمانها بايستي اين استراتژيها را دنبال كنند چرا كه آنها براي سلامتي كارکنان بسيار مهم هستند. همچنين دليلي هستند بر اينكه باور كنيم در نظر گرفتن اين اقدامات منجر به افزايش بهره­وري و موفقيتهاي اقتصادي سازمانها مي گردد. این مشخصات عبارتند از:

  • وضوح نقش و قابليت دسترسي آن
  • الزامات كاري معقول
  • كنترل شغل و حدود اختيارات در تصميم گيري
  • حمايت اجتماعي محيط كار
  • پاداش­هاي عادلانه و رفتارمنصفانه
  • دستمزد كافي
  • ساعات كاري رضايت بخش
  • امنيت شغلي
  • جو سازماني امن
  • ترتيبات استخدامي سالم

 

نتیجه:

مدیر یک سازمان سالم، رهبری پویایی ایجاد می کند. رهبری که هم وظیفه مدار بوده و هم رابطه مدار است. چنین سازمانی حامی کارمندان است، مع هذا آنان را هدایت کرده و استانداردهای عملکرد بالاتری را حفظ می کند. به علاوه، مدیر در فکر و عمل خود استقلال دارد. کارمندان در یک سازمان سالم، با علاقه و رضایت کامل به محل کار می آیند و از کار کردن در محیط کاری خود نهایت لذت را می برند. کارمندان به آموزش و یادگیری مستمر متعهد هستند. همدیگر را دوست دارند، به همدیگر اعتماد کرده، در کار خود دلسوز و وظیفه شناس هستند و به سازمان خود افتخار می کنند. 

 

 منابع:

1.پولانی، مایکل. (1386). اقداماتی در جهت سلامت سازمانی. ( ترجمه محمد رضا علي پور ). موسسه پژوهش و آموزش همكاران سيستم ( تاریخ انتشار به زبان اصلی، 2004 ).

2. علاقه بند، علی. ( 1381 ). مبانی نظری و اصول مدیریت آموزشی. تهران: روان.

3. هوی، وین ک و میسکل، سیسیل. ( 1382 ). مدیریت آموزشی ( تئوری، تحقیق و عمل )، ( ترجمه میر محمد سید عباس زاده ). ارومیه: انتشارات دانشگاه ارومیه.

الگوی كار و بحث گروهی

 
 
 الگوی كار و بحث گروهی
 
 

 

مقدمه:

امروزه در دنیا هیچ كاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فكر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. كارگروهی یكی از روش های اصلی تدریس در كلاس علوم است و باید دانش آموزان را به كارگروهی واداریم.


هدف:

كار و بحث گروهی، در عین این كه یك روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. كار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می كند. انسان موجودی اجتماعی است. كار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشكلاتی كه در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می كند و راه مقابله و برطرف كردن مشكلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی كوچك برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان كار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم كار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند. شركت در كار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود.


نكات اجرایی:

در حال حاضر، در كلاس های علوم به دانش آموزانی برمی خوریم كه در یك زمینه ی خاص دارای اطلاعاتی زیاد و حتی بیشتر از معلم هستند. آنها معمولا˝این اطلاعات را از طریق دیدن فیلم، مطالعه كتاب و حتی مسافرت و تجربه عملی كسب می كنند. در بحث گروهی، معلم با ایجاد فضای بحث گروهی، كلاس را از اطلاعات این گونه دانش آموزان بهره مند می كند و در عین حال، این افراد نیز تشویق می شوند.

 

در بحث و كار گروهی، معلم باید مراقب باشد كه هیچ كدام از دانش آموزان، منزوی و گوشه گیر نباشند و همه در كار گروهی مشاركت كنند. كار گروهی روحیه همفكری، همیاری و همدلی را در دانش آموزان افزایش می دهد و جلوی رقابت ناسالم را می گیرد.


تعداد افراد گروه با توجه به نوع فعالیت متفاوت است و به امكانات كلاس و سن دانش آموزان نیز بستگی دارد. هم چنین تقسیم كا باعث ایجاد انگیزه و پویایی در گروه می شود. معلم باید مراقب باشد تا در حین انجام كار گروهی، دانش آموزان از موضوعی كه باید در مورد آن بحث كنند و كار گروهی انجام دهند، منحرف نشوند و در صورت انحراف، باید آنان را با روش های مناسب به سوی هدف اصلی سوق داد. هدف اصلی در كار و بحث گروهی، انجام دادن كار به صورت گروهی است، نه به صورت انفرادی درگروه.


در كار گروهی، یكی از مشكلات اصلی شكل آرایش صندلی ها و نیمكت های كلاس است. تغییر آرایش كلاس با تشكیل كلاس در محیط خارج از كلاس، فرصت های مناسب و جذاب را برای یادگیری بهتر فراهم می كند. به عنوان نكته آخر در این بحث متذكر می شویم كه در این روش نیز باید جلوی افراط و تفریط را گرفت. انجام دادن كار گروهی نباید به معنای نفی و فراموش كردن آن دسته از فعالیت های انفرادی باشد و روحیه ی اتكا به نفس را پرورش می دهند. 

 

منبع: وبلاگ علوم تجربی

روش پرسش و پاسخ

روش پرسش و پاسخ

 

 

هدف:

در كلاس درس، یكی دیگر از روش هایی كه به كارگیری آن دانش آموزان را به سمت یادگیری فعال سوق می دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در یك كلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سؤال كننده و پاسخ دهنده هستند. اما نكته ی اساسی چگونه پرسیدن و چگونه پاسخ دادن است. پرسش های ما، در واقع بازتاب میل درونی ما نسبت به فهمیدن و دانستن است. اصولا˝ منشأ تولید علم و دانش بشر را می توان همین كنجكاوی و میل درونی دانست. اهمیت روش پرسش و پاسخ در آموزش علوم به حدی است كه آن را یكی از روش های مهم آموزش علوم می دانند. این روش، به روش سقراطی معروف شده است و ریشه ی تاریخی نیز دارد. در روش سقراطی، مربی با طرح پرسش های هدفدار، یادگیرنده را به سمت فهم مطالب مورد نظر هدایت می كند.


نكات اجرایی:

به دلیل اهمیت این روش و برای ترویج به كارگیری آن در كلاس علوم، ما باید درباره ی چگونگی پرسش و پاسخ اطلاعات كافی داشته باشیم. اصولا˝ پرسش ها به چند دسته تقسیم می شوند:


الف) پرسش های تمركزدهنده: این گونه پرسش ها توجه دانش آموزان را به موضوع فعالیت جلب می كنند؛ مثلا"، وقتی معلم از دانش آموزان می خواهد كه مشاهده كنند و پاسخ دهنده كه چه می بینند، چه می شنوند و چه لمس می كنند یا این كه دو چیز را مقایسه كنند، طرح این پرسش ها سبب می شود كه دانش آموزان فعالیت ها را دقیق تر و هدفدار انجام دهند.


ب) پرسش های مربوط به شمارش و اندازه گیری: پرسش هایی هستند كه باعث دقیق تر شدن انجام فعالیت می شوند؛ پرسش هایی مانند: چه مدت، چندتا، چه مقدار، چه اندازه و غیره. چنین پرسش هایی باعث كمی تر شدن فعالیت ها می شوند. یكی از هدف های ما این است كه بچه ها مشاهدات كیفی خود را به مشاهدات كمی تبدیل كنند.


پ) پرسش های مقایسه ای: این پرسش ها دانش آموزان را به سمت مقایسه ی دو كمیت، دو چیز یا دو پدیده سوق می دهند و آنان را به مشاهده گرایی دقیق تبدیل می كنند.


ت) پرسش های فعالیت پذیر: این پرسش ها دانش آموزان را به انجام دادن فعالیت دعوت می كنند و آنان برای پاسخ دادن به این پرسش ها مجبور به انجام دادن فعالیتی هستند؛ مثلا˝، وقتی می پرسیم: «اگر یخ را حرارت دهیم، حجم آن چه تغییری می كند؟» دانش آموز برای پاسخ دادن به این پرسش باید فعالیت مورد نظر را انجام دهد.

بهنرین نوع پرسش ها، پرسش های «فعالیت طلب» هستند؛ یعنی، پرسش هایی كه دانش آموز را به انجام دادن فعالیتی برای پاسخ گویی و در نتیجه، یادگیری فعال وا می دارند. با وجود این كه پرسش های عمومی به طور كلی می توانند به ایجاد و تقویت یك یا چند مهارت در دانش آموز بینجامد اما برای نیل به هر یك از مهارت ها نیز می توان پرسش های اختصاصی مطرح كرد كه پاسخ گویی به هر كدام از آنها، دانش آموزان را به طور ویژه به یكی از مهارت ها می رساند. پرسش ها را می توان به دو گروه «هم گرا» و «واگرا» نیز طبقه بندی كرد.


پرسش های هم گرا:

پرسش هایی هستند كه پاسخ مشخص و ثابتی دارند و پاسخ آنها به شرایط مختلف و نظر پاسخ دهنده بستگی ندارد.


پرسش های واگرا:

پرسش هایی هستند كه از منظرهای متفاوت می توانند پاسخ های مختلفی داشته باشند و پاسخ آنها گاهی وابسته به زاویه ی دید پاسخ دهنده است.

 

در مقابل هنر خوب پرسیدن، هنر خوب پاسخ دادن نیز وجود دارد. هر سؤال دانش آموز در واقع آمادگی او را برای یادگیری نشان می دهد. این محرك یادگیری نقطه ی عطف كار معلم است و معلم باید این فرصت را غنیمت بشمرد. هنگام مواجه شدن با پرسش دانش آموز، راه های متفاوتی برای پاسخ دادن وجود دارد؛ بعضی از معلمان پاسخ سؤال را مستقیم و به طور كامل در اختیار دانش آموز می گذارند. بعضی دیگر، پرسش را به خود دانش آموز برمی گردانند و بعضی نیز برای یافتن ، كتاب ها، مجله ها و منابع دیگری را به دانش آموزان معرفی می كنند. گاهی هم می توان پرسش دانش آموز را به سمت یك فعالیت مناسب هدایت كرد.

گاهی عكس العمل معلم نسبت به سؤالات مطرح شده، در دانش آموزان بسیار مؤثر است؛ مثلا˝، اظهار تعجب، شگفتی و علاقه ی معلم باعث جلب توجه بقیه ی دانش آموزان به سؤال می شود. پس هنگام پاسخ دادن به سؤالات دانش آموزان، اصل این است كه معلم از دادن پاسخ صحیح بپرهیزد؛ یعنی آنها را در مسیر یادگیری فعال قرار دهند.

 

معلم هنرمند، معلمی است كه پرسش های دانش آموزان را به یك سلسله فعالیت های یادگیری تبدیل كند تا دانش آموزان با انجام دادن، این فعالیت ها، به پاسخ پرسش خود برسند. معلم باید بتواند، در بسیاری از موارد با شهامت كلمه ی «نه» را به زبان آورد. «نه» گفتن معلم به دانش آموزان یاد می دهد كه او دانای كل نیست. بهترین روش پاسخ گویی به پرسش ها این است كه معلم به دانش آموزان بگوید: «بچه ها، بیایید با هم یاد بگیریم.» این كار ترس ندانستن را از دانش آموزان می گیرد و در ضمن، باعث ایجاد رابطه ی عاطفی بین معلم و آنها می شود. 

 

منبع: وبلاگ علوم تجربی

چگونه و کجا مطالعه کنیم؟

چگونه و کجا مطالعه کنیم؟

 

 

یکی از نخستین پرسش‌های پیش روی جوان مشتاق مطالعه، روش صحیح مطالعه و چگونه کتاب خواندن است که پاسخ درست به آن می‌تواند در ایجاد انگیزه و میزان یادگیری آن‌ها تاثیر بسزایی داشته باشد. بسیاری از مردم به دلیل بکارنگرفتن روش صحیح مطالعه، معمولا خیلی زود از مطالعه خسته می‌شوند و کتاب را رها می‌کنند و شاید مطالعه کتابی را به نیمه نرسانده، آن را کنار می‌گذارند. رعایت نکردن شیوه درست مطالعه و همچنین یادداشت نکردن مطالب مهم کتاب، معمولا خواننده را پس از مدتی از مطالعه کتاب‌های قطور و علمی، دلسرد و خسته می‌کند و در نتیجه آن‌ها را از ادامه مطالعه بازمی‌دارد. توصیه‌های که در زیر می‌آید نکاتی است که رعایت‌کردن آن‌هابه زعم کارشناسان مطالعه، می‌تواند نقش موثری در مفید واقع شدن مطالعه داشته باشد.

 

مکان و شرایط مطالعه

مکان و شرایط ذهنی از نکات مهم یک مطالعه مفید و خوب است و در میزان یادگیری، کارآمدی، مدت و طولانی شدن مطالعه تاثیر بسزایی دارد. کارشناسان و روان شناسان معتقدند که یکی از مشکلات جوانان برای مطالعه بی‌توجهی به شرایط و فضای مطالعه است که اغلب موجب خستگی و کاهش انگیزه می‌شود. بهترین زمان مطالعه برای انسان، هنگام آرامش و داشتن رضایت است، زیرا داشتن دغدغه و نگرانی در هنگام مطالعه، نتایج مطلوبی برای انسان به همراه نخواهد داشت. مشغول بودن فکر و ذهن و خستگی روح و جسم، توان فرد را کاهش می‌دهد و در این حالت، مطالعه کتاب، جز اتلاف وقت و بی‌حاصلی سودی ندارد. منفعت مطالعه کتاب‌ها هنگامی حاصل می‌شود که انسان بدون خستگی و دغدغه و در فضایی مملو از آرامش، صمیمت و رضایت، به مطالعه بپردازد. اتاق مطالعه را از نقاط آرام منزل و اداره انتخاب کنید به‌طوری‌که از نور طبیعی کافی برخوردار باشد.

اتاق مطالعه باید از صداهای مزاحم بیرون دور باشد تا حواس خواننده به بیرون هدایت نشود. انتخاب اتاق مطالعه باید به‌گونه‌ای باشد که درحد امکان هنگام روز احتیاج به روشنایی غیرطبیعی نداشته باشد. سعی کنید هنگام شب از چراغ مطالعه استفاده نکنید زیرا چراغ مطالعه علاوه بر این که می‌تواند به چشم صدمه برساند، در خستگی زود هنگام چشم نیز تاثیر دارد. دمای اتاق مطالعه خود را همواره معتدل نگهدارید تا هرگز درهنگام مطالعه در اتاق احساس گرما و سرما نکنید.

 

زمان مطالعه

زمان مطالعه برای افراد تفاوت می‌کند، برخی در سکوت شب و برخی نیز هنگام صبح را به عنوان زمان مطالعه انتخاب می‌کنند اما مطالعه هنگام صبح از هر زمان دیگر بهتر است. مطالعه کتاب را صبح زود شروع کنید زیرا ذهن انسان پس ازچندساعت استراحت و آرامش، بیش از هر زمان دیگر آماده یادگیری است.

وقتی که صبح زود را برای مطالعه انتخاب می‌کنید حتما قبل از آن صبحانه صرف کنید زیرا گرسنگی در کاهش میزان یادگیری و فراگیری تاثیر زیادی دارد. پس از صرف غذا نیز بلافاصله شروع به مطالعه کتاب نکنید و چند قیقه بعد از غذا مطالعه را آغاز کنید.

ورزش و نرمش و حتی حمام گرفتن نیز پیش از مطالعه در میزان یادگیری موثر است. مطالعه صبحگاهان‌هنگامی مفید واقع می‌شود که‌فرد شب قبل را به‌خوبی استراحت کرده باشد و خسته و خواب آلود نباشد. برای مطالعه هرچه بهتر در هنگام صبح، سعی کنید شب را زودتر بخوابید تا بتوانید مطالعه مفیدی داشته باشید. خستگی، دستکم ‪ ۵۰درصد از توانایی ذهنی و مغزی انسان را کاهش می‌دهد و مطالعه در چنین وضعیتی، یادآوری مطالب فرا گرفته پیشین را نیز با اختلال روبه‌رو می‌کند.

 

میز و صندلی مناسب

میز و صندلی مناسب و درست نشستن یکی از مهم‌ترین شرایط مطالعه است که رعایت نکردن آن علاوه برتاثیر نامطلوب در مطالعه مشکلات جسمانی را نیر درپی خواهد داشت. نداشتن میز و صندلی مناسب در هنگام مطالعه طولانی عوارض جسمانی متعددی دارد که به گفته پزشکان، دردهای مفاصل، کمر و گردن از جمله‌ی آن است.

هنگام خرید میز و صندلی دقت کنید، صندلی باید به گونه‌ای باشد که زمان مطالعه پشت انسان کاملا به صندلی چسبیده باشد. میز مطالعه نیز باید طوری انتخاب شود که خواننده هنگامی که دو دست خود را روی میز قرار می‌دهد، حداقل فاصله کتاب و چشمان او کمتر از ‪ ۴۰سانتی‌متر نباشد.

فاصله صندلی خود را با میز مطالعه طوری تنظیم کنید که کمر و گردن شما خم نشود، هنگام مطالعه باید براساس شرایط فیزیکی متعادل نشست، به گونه‌ای که هیچ عضوی از بدن شما احساس ناراحتی نکند و اعضای بدن‌تان نسبت به میز و صندلی راست و مستقیم باشد. سعی کنید صندلی‌های دسته‌دار را برای مطالعه انتخاب کنید تا هنگام مطالعه بتوانید دست‌هایتان را روی آن قرار دهید و خستگی دست‌هایتان رفع شود.

میز و صندلی کودکان و بزرگسالان باهم تفاوت دارد، برای مطالعه مفید باید از میز و صندلی‌های مناسب این گروه‌ها استفاده کرد. میز و صندلی کودکان باید به تناسب قد آن‌ها انتخاب شود بگونه‌ای که پاهای کودک هنگام تماس با زمین، زوایه ‪ ۹۰درجه تشکیل دهد.

صندلی‌هایی برای مطالعه انتخاب کنید که از هر لحاظ کاملا راحت باشد، درحد امکان از استفاده از صندلی‌های بدون پوشش ابر خودداری کنید تا در هنگام مطالعه هیچ یک از اعضای بدن شما احساس ناراحتی نکند. از خواندن کتاب بصورت خوابیده و درازکش خودداری کنید. 

 

مطالعه فردی

برای این که حواس فرد در هنگام مطالعه کاملا روی مطالب کتاب متمرکز شود افراد باید کتاب را به تنهایی و به صورت فردی مطالعه کنند. مطالعه فردی در واقع دوری از صداهای مزاحم و گفت و گو است و در واقع موجب افزایش تمرکز می‌شود. هر چه در محیط مطالعه افراد کمتری رفت و آمد کنند، پیشرفت و تمرکز فرد در فراگیری مطالب افزایش می‌یابد. مطالعه جمعی باعث می‌شود که هرلحظه امکان گفت‌وگو بین دو طرف در موضوع‌های مختلف بوجود آید که این تعامل سبب عدم تمرکز در مطالعه و کاهش در پیشرفت مطالعه می‌شود.

مطالعه جمعی برای کتاب‌های درسی مانند ریاضی مناسب است و می‌تواند در فراگیری تاثیر مثبت داشته باشد. البته در این مورد نیز اگر دانش‌آموز آن بخشی از درس را تاحدودی می‌داند خود مطالعه کند و بخشی‌را که مشکل دارد بادیگران حل و فصل کند، بر یادگیری تاثیر بیشتری دارد. می‌توانید بعد از مطالعه، با دوستان خود درباره مطالب مطالعه شده بحث کنید که این امر باعث می‌شود که مطالب بهتر در ذهن شما باقی بماند. گفت‌وگو با دوستان درباره مطالب خوانده شده نوعی مرور مطالب محسوب می‌شود و مطالب در ذهن باقی خواهد ماند.

هنگام مطالعه از گوش کردن موسیقی خودداری کنید زیرا هرگونه آلودگی صوتی و سر و صدا تمرکز فرد را بهم می‌زند. رادیو و تلویزیون دراتاق مطالعه نباید روشن باشد زیرا دراین صورت اگرچه فرد مطالب را می‌خواند و صفحات را ورق می‌زند اما هیچ گونه یادگیری صورت نمی‌گیرد و مطالب پس از مطالعه در ذهن خواننده باقی نمی‌ماند.

 

خواندن اطلاعات مندرج در صفحه‌ اول

قبل از شروع مطالعه فصل‌های اصلی کتاب، ابتدا به‌دقت عنوان کتاب، نویسنده کتاب، موضوع مطالب، ناشر کتاب و سال انتشار را بخوانید. در مرحله‌ی بعد حتما فهرست مطالب کتاب را بخوانید زیرا این کار ضمن اینکه انسان را با موضوع مطالب کتاب آشنا می‌کند، می‌تواند تصویر کاملی از محتوای کتاب به دست دهد. خواندن مقدمه کتاب که می‌توان آن را حاوی خلاصه کتاب تلقی کرد هرگز از دست ندهید زیرا نویسنده در آن خلاصه موضوع مطالب را به منظور آشنایی هرچه بیشتر خواننده به نگارش در آورده که مطالعه آن ضروری است.

 

وسعت دید

یکی از عوامل کندخوانی، تلفظ کلمات و خواندن تک تک آن‌ها حتی بصورت بی صدا است که باید از آن پرهیز شود. هنگام خواندن وسعت دید را می‌توان تا حد دیدن بیش‌از پنج کلمه در هر توقف گسترش داد. برای دیدن بیش از یک کلمه در هر بار باید از حرکت سر جلوگیری شود، بدین ترتیب تعداد توقف‌های یک خواننده در پاراگراف دو خط و نیمی به حدود پنج تا شش توقف کاهش می‌یابد.

 

دقت به موضوع اصلی

موقع خواندن مطالب تازه باید به‌موضوع اصلی و محوری کتاب توجه داشت یعنی جملات گویا و کلمات اصلی را تشخیص داد. دقت و درک موضوع اصلی کتاب تمرکز خواننده را افزایش داده و از حاشیه پردازی واتلاف وقت جلوگیری می‌کند، درنتیجه میزان یادگیری بیشتر می‌شود. هنگام خواندن مطالب، ذهن را باید خالی از رویا و فکر کردن به موضوعات جانبی کرد تا مطلب بطور کامل در ذهن بماند.

 

مطالعه با دقت

کتاب را همواره بدون شتاب و عجله مطالعه کنید و تازمانی که مطلبی را به درستی فرا نگرفته‌اید سراغ مطالعه مطلب دیگر نروید. مطالب کتاب غیر درسی و درسی به هم پیوسته و مرتبط است، زمانی‌که یک مطلب را خوب یاد نگرفته‌اید، مطالعه‌و یادگیری مطالب دیگر بادشواری صورت می‌گیرد. مطالعه کتاب‌ها بویژه کتاب‌های علمی باید در کمال دقت و وسواس صورت گیرد. جهش از مطالعه یک موضوع به موضوعی دیگر، بدون درنظر گرفتن فاصله، سبب می‌شود که دو مطلب درهم آمیزد و در نتیجه هیچکدام از دو مطلب به درستی در ذهن فرد باقی نماند. برای تغییر موضوع مطالعه همواره سعی کنید یک وقفه ایجاد کنید تا مطالب جدید و پیشین در هم آمیخته نشود.

یکی از عوامل عمده‌ای که باعث جلوگیری‌از درک سریع یک متن درهنگام خواندن و مانع حفظ کردن آن مطلب می‌شود تداخل آموخته‌های قبلی و بعدی است، یعنی مطالب قبلی آموخته شده با مطالب جدید در هم می‌آمیزد. برای جلوگیری از بروز این حالت بهترین راه مطالعه تک موضوعی است، یعنی در مدتی که یک مطلب را می‌خوانید از خواندن سایر مطالب خودداری کنید و تنها ذهن خود را روی همان مطلب متمرکز کنید. پس از استراحتی کوتاه، موضوع مطالب را تغییر دهید واین کار باعث عدم تداخل دانسته‌ها و آموخته‌های جدید می‌شود. در صورت مشاهده خستگی از یک موضوع یا یک کتاب (درسی و غیردرسی)، کتاب دیگری را (با حفظ فاصله زمانی) محور مطالعه خود قرار دهید.

 

یادداشت برداری و خلاصه نویسی

یادداشت برداری و خلاصه نویسی از مهم‌ترین شیوه‌های درست مطالعه کردن است زیرا این کار باعث می‌شود که مطالب مهم کتاب همواره در دسترس باشد. خلاصه‌نویسی کمک می‌کند که افراد حجم زیاد مطالب یک کتاب را یادداشت کنند و با مراجعه به آن در مدت بسیار کوتاهی بخوانند و به خاطر بسپارند. بسیاری از مطالب کتاب‌هایی را که می‌خوانیم، فرار است و امکان دارد پس از مدتی، از حافظه و ذهن انسان پاک شود. مطالب را در کاغذهایی که در اصطلاح به آن فیش می‌گویند، یادداشت کنید. یکی از ویژگی‌های فیش‌برداری این است که مطلب براحتی دردسترس قرار می‌گیرد و می‌توان در هر زمان مطالب کتابی را مطالعه کرد.

دفتر و دفترچه برای یادادشت اصلا مناسب نیست زیرا بدلیل دسته‌بندی نبودن نوشته‌ها، پیدا کردن مطلب مورد نظر بسیار دشوار است. یادداشت برداری نباید بیش از اندازه باشد زیرا خواننده آماتور در صورت زیاد نوشتن از یادداشت برداری و حتی خواندن کتاب باز می‌ماند.

برای خط کشیدن زیر مطالب مهم کتاب از مداد استفاده کنید تا امکان پاک کردن آن وجود داشته باشد. پس‌از یک ساعت مطالعه ‪ ۱۵دقیقه استراحت کنید و برای آرامش خود، به بیرون بروید و یا از اتاق مطالعه به فضای بیرون بنگرید و سعی کنید به فضاهای طبیعی و دور دست چشم بدوزید.

 

منبع: سایت پزشکان بدون مرز

فوايد كار  گروهی در مدرسه‌

 فوايد كار گروهی در مدرسه‌

 

بتول مرادی

 

انسان نمي‌تواند به تنهايي زندگي كند و اين واقعيت سر منشاء شكل‌گيري تمامي گروهها، جمعيت‌ها و جوامع بشري از گذشته‌هاي دور تا به امروز بوده است. تمامي انسان‌ها در هر گروه و جامعه‌اي با توجه به توانايي‌ها و شرايط حاكم، با همكاري يكديگر به بقاي خود و ديگران كمك كرده‌اند. هرچه فرد در برقراري ارتباط در جامعه با ديگران موفق‌تر عمل كند و در واقع هوش اجتماعي بالاتري داشته باشد، زندگي بهتر و راحت‌تري را تجربه خواهد كرد. يادگيري تكنيك‌هاي همكاري و برقراري ارتباط با ديگران يكي از ضروريات مهم در زندگي هر كودكي محسوب مي‌شود. زماني كه فرد در سنين پايين همچون دوران دبستان آموزش ببيند، اين آموزه‌ها در وي دروني شده و سبب خواهد شد در آينده در زندگي موفق‌تر عمل كند.

 

كسب مهارت

زماني كه بچه‌ها با همكاري يكديگر به صورت جمعي به دنبال دستيابي به هدفي مشترك هستند، خواهند توانست به انجام پروژه‌اي دست بزنند كه به تنهايي قادر به انجام آن نبوده‌اند. همچنين كار گروهي به بچه‌ها كمك مي‌كند كه كارهايي كه در آن‌ها مهارت بالايي ندارند، بهتر شوند، مانند صبور بودن، كار كردن براساس برنامه‌هاي از پيش سازمان يافته، كار كردن در سر وقت و ...

اجتماعي شدن ‌
هنگامي كه بچه‌ها در قالب يك گروه در كنار يكديگر قرار مي‌گيرند و هدفي مشترك را دنبال مي‌كنند، مجبور خواهند شد براي انجام مسئوليت‌ محول شده به گروه با يكديگر ارتباط برقرار كنند، حرف بزنند، به نظرات ديگران گوش بسپارند و نظرات خود را بيان كنند و از همه مهمتر مجبور خواهند شد تا خجالتي بودن را فراموش كنند. كار گروهي به بچه‌هايي كه در يك كلاس هستند، اما ارتباط چنداني با يكديگر ندارند، امكان دوست شدن برايشان فراهم مي‌كند.

فراگيري بهتر و بيشتر
كارهاي گروهي اغلب كارهاي گسترده‌تر و پيچيده‌تري نسبت به فعاليتهاي فردي هستند به همين سبب زماني كه بچه‌ها در پروسه كار وارد مي‌شوند، مطالب بيشتري را فرا خواهند گرفت، همچنين با كار گروهي بچه‌ها مي‌توانند در زماني كمتر، مطالب بيشتري را ياد بگيرند و چون خود آنها نيز در فرايند‌ كار درگير بوده‌اند، كيفيت يادگيري آنها نيز افزايش خواهد يافت.

ايجاد حس رقابت
بچه‌ها زماني كه در گروه هم‌سالان خود قرار مي‌گيرند و به فعاليتي يكسان مي‌پردازند،‌ناخودآگاه حس رقابتشان برانگيخته مي‌شود و فعاليت بيشتر و بهتري انجام خواهند داد، در نتيجه كلاس فعال و پوياتر خواهد شد و همه بچه‌ها براي آن كه از ديگران عقب نمانند، تلاش خود را افزايش خواهند داد.


شروع كار
در ابتداي كار به بچه‌ها آموزش دهيد كه تمامي اعضاي گروه بايد با هم كار كنند، همه چيز را با هم بررسي كرده و در خصوص تمامي مسائل با هم گفتگو كنند.به بچه‌ها بياموزيد كارها را با توجه به مهارت‌هاي فردي افراد گروه تقسيم كنند و براي انجام اين كار بهتر است هر يك از اعضا ابتدا درخصوص توانايي‌هايي كه دارد و فكر مي‌كند براي انجام كار گروهيشان راهگشا است، با ديگران مشورت كند. يكي ديگر از مسائلي كه از همان ابتداي امر لازم است تا هر يك از اعضا بدون خجالت كشيدن از يكديگر مطرح كنند، مسئوليت ‌هايي است كه فرد از پس آن برنمي‌آيد اما به اومحول شده است.

 

منصفانه كار كردن ‌
مشخص كردن كارهاي هر يك از افراد گروه يكي از مراحل مهم كار گروهي است. اتفاقي كه در بيشتر كارهاي گروهي در مدرسه مِي‌افتد آن است كه يك نفر تمامي كارهاي كل گروه را به تنهايي انجام مي‌دهد. يكي از دلايل اصلي بي‌علاقگي به كار گروهي و ترجيح كارهاي فردي نيز همين مساله است. حتي بسياري از پدر و مادرها نيز زماني كه متوجه مي‌شوند كودكشان به عنوان عضوي از گروه به انجام فعاليتي بپردازد با يادآوري خاطرات تلخ خود نظر مساعدي در اين زمينه نشان نمي‌دهند و به جاي ترغيب بچه‌ها به گروهي عمل كردن، آن‌ها را به سمت فردگرايي سوق مي‌دهند. براي آن كه كار در ميان اعضاي گروه به صورت منصفانه‌اي تقسيم شود، بهتر آن است كه معلم خود براي كاري كه انجام داده است، توضيحاتي به صورت كتبي يا شفاهي ارائه كند.

هدايت گروه
براي آن كه بچه‌ها بتوانند در كنار يكديگر به طور صميمانه كار كنند، بهتر است علاوه بر آن كه معلمان بر كارشان نظارت دارند، يك نفر هم به عنوان سرگروه به كارها نظم بدهد. در واقع كليد برگزاري جلسات موفق گروهي، داشتن يك سرگروه است، كسي كه جلسه را هدايت مي‌كند. البته لازم نيست كه رياست را هميشه به يك نفر سپرد، بلكه بهتر است همين كار به صورت گردشي به اعضاي گروه سپرده شود.

بروز مشكلات‌
غالباً زماني كه بچه‌ها دچار مشكل مي‌شوند، سريعاً سراغ والدين خود رفته و از آن‌ها كمك مي‌طلبند. در بيشتر موارد نيز والدين بدون تحقيق و يكطرفه در موضوع مداخله مي‌كنند و اغلب مسائل تبديل به تشنجي ميان والدين و معلمان مي‌شود. بهترين راه براي حل مشكلات بچه‌ها اين است كه از آن‌ها بخواهيد در صورت هرگونه اختلاف و مشكلي، هر دو طرف دعوا با هم مساله را نزد معلم ببرند تا ايشان تصميم نهايي را اتخاذ كند. يكي ديگراز راه‌حل‌ها آن است كه در طول انجام كار براساس يك برنامه زمان‌بندي شده، گروه، جلساتي را براي حل مشكلات و ابهامات برگزار كند، اما بچه‌ها نبايد فراموش كنند كه در ميان اين جلسات بيشتر بايد شنونده باشند تا گوينده و بكوشند از بهانه‌جويي و مخالفت‌هاي بيهوده پرهيز كنند. در پايان بايد فراموش نكنيد كه پروژه‌هاي گروهي نيز همچون تكاليف درسي، زماني آموزنده خواهند بود، كه از سوي خود بچه‌ها اجرا شوند، بنابراين بهتر است از انجام كارهاي مربوط به آنها بپرهيزيد.



منبع: روزنامه اطلاعات ٢١/١١/١٣٨٦

نقش پژوهش در تدریس

 نقش پژوهش در تدریس

 

نويسنده : دكتر محسن شيرعلي

عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مبارکه

 

 

مقدمه:

بطور كلي آموزش و پرورش به عنوان يكي از عظيم‎ترين و فراگيرترين نهادهاي اجتماعي شناخته شده است كه اكثر مردم به نوعي با آن در ارتباط مي‎باشند. آموزش و پرورش منشاء بالقوة تغييرات مهم و ارزشمند در تمامي ابعاد مختلف زندگي افراد و جامعه مي‎باشد. با توجه به اين گستره و اهميت و با توجه به پيچيدگي حاكم بر فعاليت‎هاي آموزشي، مشخص مي‎شود كه اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي كاملاً وابسته به انجام فعاليت‎هايي است كه به صورتي دقيق و منظم در پرتو فعاليت‎هاي علمي و پژوهشي تدارك ديده شده باشند. با توجه به اين حساسيت است كه در نظام تعليم و تربيت، هيچ تصميم و برنامه فراگيري نبايد قبل از تأييد صحت و درستي آن به مرحلة اجرا در آيد. اين تأييد عموماً از طريق استفاده از روشهاي علمي،  قابل دسترسي است.

براي كنترل، نظارت و ارزشيابي، فعاليت‎هاي اين نهاد گسترده و پيچيده و همچنين حصول اطمينان از صحت اجراي برنامه‎هاي آن، شيوه‎ها و تدابير قابل اتكايي وجود دارد كه مهمترين آنها «پژوهش» مي‎باشد. ضرورت و اهميت «پژوهش» در نظام آموزش و پرورش احساس شده و حمايت بيشتري را مي‎طلبد. در اين مقاله، ابتدا برخي از كلمات و اصطلاحات كليدي تعريف شده و سپس به نقش پژوهش در تدريس پرداخته مي‎شود.

- ديوئي (Dewey)[1][1][1] (1933) در كتاب «چگونه ما فكر مي‎كنيم» مي‎گويد : اولين مرحلة تحقيق احساس وجود يك «مشكل» است به اين معني كه پژوهشگر، در كار خويش با «مانع» يا «مشكلي» روبرو گرديده است كه در حل آن ابهام يا ترديد دارد. (4)

- تحقيق علمي يك عمل دستوري است و هدف آن كشف حقيقت درباره موضوعي است كه مورد تحقيق واقع مي‎شود. حقيقت علمي يك آگاهي Information واقعي و عيني از علل و آثار پديده‎ها و ارتباط آنها با همديگر است. چنين حقيقتي يك واقعه Fact يا يك قانون علمي خوانده مي‎شود. تحقيق علمي حركتي است از حالت علم كمتر به حالت علم بيشتر از مجهول به معلوم.

اين حركت شامل مراحل مشخصي است كه به ترتيب خاص و هر يك با روش معين انجام مي‎گيرد. (7)

- استن هاوس Esten Haves (1981) : هر كاوش و پرسش-پاسخ نظام‎مند كه در معرض قضاوت عموم قرار گيرد يك تحقيق است. زماني عمل معلم يك كار تحقيقي محسوب مي‎شود كه او نسبت به عمل تدريس كلاس خويش بازتابي عمل كند. (2)

- تحقيق و پژوهش در تعليم و تربيت، به مجموعه فعاليتهايي اطلاق مي‎شود كه از طريق آن و با عنايت به اصول و روشهاي علمي، پديده آموزشي وتربيتي، مورد پژوهش قرار مي‎گيرد و هدف آن كشف اصول كلي يا تفسير رفتاري است كه از آن براي تبيين، كنترل و پيش‎بيني رويدادهاي آموزشي استفاده مي‎شود. (1)

- گي Gay [2][2][2] (1990) پژوهش در آموزش و پرورش را كاربرد منظم روشهاي علمي به منظور مطالعة مسائل و مشكلات آموزشي تعريف كرده است. (2)

- ليندرايف Lynderaife (1992) عقيده دارد : ما معلمان نمي‎توانيم خود را در كلاسهاي درس منزوي كنيم. ما بايد بطور مستمر از خود بپرسيم كه چه مي‎كنيم؟ چگونه آن را انجام مي‎دهيم؟ و چرا؟ ما بايد به يادداشت‎برداري از عمل تدريس خود ادامه دهيم. چنين معلمي بوسيله بازتاب دائمي و بكار گرفتن نظام‎مند مراحل علمي و عملي، با مشاوران وهمكاران منتقد، آگاه و علاقمند به پژوهش خود به تبادل نظر مي‎پردازد و با آنهادرباره تجزيه و تحليل مسائل كلاس درس تبادل نظر مي‎كند. (2)

- تدريس : عمل تدريس يك سلسله فعاليتهاي مرتب و منظم، هدفدار و از پيش طراحي شده است. فعاليتي كه هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري است. فعاليتي كه به صورت تعامل و رفتار متقابل بين معلم و فراگير جريان دارد. يعني ويژگي‎ها ورفتار معلم بر قعاليتها و اعمال شاگردان تأثير مي‎گذارد و بالعكس از ويژگي‎ها و رفتارهاي آنان متأثر مي‎شود.

- معلمي و تدريس فعاليتي است عامدانه و از قبل برنامه‎ريزي شده، براي تهيه وتدارك شرايط و موقعيت‎هايي كه در طي آن شرايط و موقعيت‎ها، افزايش مهارت خاص و يا پيشرفت و رشد اعتبار و منزلت انساني افراد تحت تعليم مد نظر است، به گونه‎اي كه افراد تحت تعليم بتوانند از سطحي كه در آن قرار دارند به سطوح بالاتري از توانايي در زمينه‎هاي دانشي، اعتقادي، ادراكي و ارزشي ارتقاء يابند.

فلمينگ C.M.Fleming[3][3][3] (1968) در كتاب معروف خود، درتجزيه و تحليل رواني فرآيند تدريس بيان مي‎كند كه: به نظر من مهمترين مسأله در بحث تدريس توجه به سطح توانايي معلمان براي شغل معلمي است و اينكه آيا معلمين مي‎توانند به اين فعاليت عمدي و از روي قصد، سرعت و تحول ببخشند و به هدفهاي مورد نظر دست يابند؟ (3)

سطح توانايي معلمان و يا به عبارتي استاندارد توانايي لازم براي شغل و حرفة معلمي از كشوري نسبت به كشور ديگر و از نظام آموزشي يك ملت به ملت ديگر متفاوت است و علاوه بر اين ماهيت و محتواي اين فعاليت نيز متفاوت خواهد بود. معلم بايد پيوسته در حال آموختن باشد و مهمتر اينكه بايد خود به آنچه آموزش مي‎دهد عمل كند. در گذشته روش آموزش بعضاً، مبتني بر حفظ كردن مطالب و انگيزة آن ترس از كيفر و اخراج بود، اما در شرايط كنوني بايستي آموزش بر عمل و تعقل جمعي استوار باشد و بر آنها بحث و پژوهش حاكم شود، ووظيفه‎شناسي، عشق به كار و لذت آموختن بارور گردد.

ريان Ryan[4][4][4] و همكاران او در سال 1960 مطالعاتي پيرامون تشخيص و تعيين عوامل و نشانه‎هاي موجود در تدريس مؤثر (كارا) به عمل آوردند.‌ آنها در اين مطالعات به سه دسته از عوامل همراه با جنبه‎هاي مثبت و منفي آنها اشاره كرده‎اند كه عبارتند از :

الف) ارتباط گرم و صميمي همراه بادرك و فهم، در مقابل ارتباط سرد (بي توجهي) و بدور از فهم.

ب) فعاليت سازماندهي شده و با برنامه، درمقابل بي‎برنامگي.

ج) برانگيختن (فعاليت برانگيزاننده) و فعاليت تخيلي،  در مقابل افسردگي (گرفتگي و بي خيالي) و عادي بودن. (3)

معلماني كه در فعاليت تدريس خود به قطب مثبت اين جريان نزديك‎تر هستند نسبت به معلماني كه به قطب منفي آن تمايل دارند، بسيار فعال‎تر ومؤثرتر عمل خواهد كرد كه البته حركت به سمت مثبت بدون مطالعه و پژوهش در تمامي موارد فوق امكان پذير نخواهد بود.

وظيفه معلم تاكنون نه تنها راهنمايي و جهت‎دهي با حرارت و جذابيت، ادراكات شاگردان بوسيلة ارضا نيازهاي رواني آنها، و تغيير الگوهاي تصور از خود، در آنها بوده است. بلكه آنها مسئول تجزيه و تحليل محتوا و مواد آموزشي و موضوعاتي هستند كه آن را تعليم مي‎دهند. معلم به عنوان يك تكنسين بايد موفقيت و يا عدم موفقيت، تلاش‎هاي تربيتي را ارزيابي نمايد و به عنوان يك مدير بايستي پيچيدگي‎ها و مشكلات سر راه تلاش‎هاي تربيتي را حل وفصل نمايد. عده‎اي معلمان را با هنرمندان مقايسه مي‎كنند و عده‎اي به آنها لقب مهندسان اجتماعي مي‎دهند. معلم صنعت‎گر و تكنسين است، كه با دو عنصر عقل و تجربه، فرآيند يادگيري را هدايت مي‎كند. يك صنعتگر همانگونه كه آهن آلات و عناصر مربوط را پرداخت و آرايش مي‎كند، يك معلم بايد با مهارت خود، استعداد و قدرت فراگيري شاگردان را تقويت و اصلاح نمايد.

معلمان علايق و تمايلات دانش‎آموزان را بايستي صيقل دهند و در انتخاب روشهاي تدريس نيز همين توجه را مبذول دارند. يك معلم بايستي شاگردان را مشاهده نمايد، به آنها ايمان داشته باشد، آنها را شايسته مطالعه بداند و اينكه آنها را دائماً در معرض تغيير و تحول قرار دهد. يك معلم مخصوصاً در ارتباط با تدريس مواد درسي، بايد آن را تجزيه و تحليل كند، سازماندهي كند و محتواي آن را كشف نمايد و مواد درسي را در مجموعه‎اي ارائه كند كه بصيرت و درك فهم را ميسر سازد. براي اين منظور معلم بايستي به موارد زير توجه داشته باشد:

  • استفاده از تحقيقات تربيتي
  • توجه به آموزش (فراگيري)
  • توجه به نقش موقعيت سني در آموختن
  • كشف درك و فراگيري (3)

و براي انجام هر كدام از موارد فوق نياز به پژوهش و مطالعه به روز و جديد احساس مي‎گردد. مطالعة تحقيقات و انجام پژوهش توسط معلمين، انقلاب‎هاي تربيتي مهمي در مدارس كشورها بوجود آورده و مي‎آورد و از عوامل مهم ايجاد آگاهي‎هاي فراوان در معلمين نسبت به كار خودشان بوده است.

در سال 1976 وزارت آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ ژاپن در جهت مهياسازي هرچه بيشتر امكانات تحقيقات آموزشي براي معلمان مدارسي تحت عنوان: «مدارس تحقيق و توسعه» داير نمود و به دنبال آن اقدامات و تدابيري اتخاذ شد تا دامنه فعاليت‎هاي پژوهشي معلمان را در عرصه مدارس گسترش دهد. در حال حاضر گروه كثيري از معلمان چه به صورت انفرادي و چه به صورت گروهي درگير نوعي از فعاليت‎هاي تحقيقاتي در حدود 500 واحد تحقيقات تربيتي هستند. در آلمان و انگلستان نيز سياست تحقيقات آموزشي بر اين امر استوار است كه از وجود معلمان و دبيراني كه از قدرت خلاقيت و روحية جستجوگرانه وسيعتري، به خصوص در مورد نوآوري آموزشي برخوردارند به عنوان معلمان محقق استفاده مي‎شود. (2) در كشور ما نيز از سال 1367 شوراي تحقيقات وزارت آموزش و پرورش شكل گرفت و در سال 1369 نيز آئين نامه تشكيل شوراهاي تحقيقات استان‎ها به تصويب رسيد و پژوهش و تحقيق به عنوان يك استراتژي براي دستيابي به آرمانهاي تعليم و تربيت و حل معضلات و مشكلات آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفت. (2)

 

اهميت، فوايد و نقش پژوهش در تدريس

با توجه به تعاريف و تاريخچة فوق الذكر، در زير برخي از فوايد و نقشهاي پژوهش در تدريس عنوان مي‎گردد :

- روش تدريس بايد متناسب با اهداف عالي و اصول آموزش و پرورش، و خصوصيات شاگردان انتخاب شود، زيرا وظيفه اساسي معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نيست، بلكه مهمترين وظيفه او همكاري و راهنمايي يكايك دانش‎آموزان براي رسيدن به هدفهاي مطلوب تعليم و تربيت است و همچنين لازم است معلم بر مطالبي كه تدريس مي‎كند مسلط باشد، براي تحقق چنين منظوري بايد مطالعه مستمر و دائم داشته باشد. هميشه بر آگاهي‎هاي خود بيفزايد، او بايد در زمينه كار خود با يافته‎هاي جديد در ارتباط دائم باشد. اگر معلمي از اين امر غافل شود، درامر تدريس ناچار از تكرار مكررات خواهد بود. مطالعة دائم وپژوهش براي معلم بيش از هر كس ديگري لازم و ضروري است. (5)

- يافته‎هاي پژوهشي در شناسايي نقاط كور و موقعيت‎هاي مبهم و نامشخص به برنامه‎ريزان و ساير عوامل نظام آموزشي كمك قابل توجهي مي‎كنند و موجب مي‎گردد تا آنان با بينشي وسيع‎تر و عميق‎تر درباره برنامه‎هاي آموزشي اظهارنظر و تصميم‎گيري كنند. همچنين مجريان نظام مي‎توانند با استفاده از فعاليت‎هاي پژوهشي ميزان كارآمدي اجزاي مختلف فعاليت‎هايشان را مشخص كرده و از اين طريق درتكميل و اصلاح آن بكوشند و در نهايت مطالبي كه معلم بايستي تدريس نمايد بدون اشكال و صحيح‎تر ارائه خواهند شد.

چرا كه هدف اصلي پژوهش در آموزش و پرورش، كشف حقيقت‎هاي تازه (نوآوري) و استفاده از آن در حل مسائل عمدة تعليم و تربيت است.

- معلمان در تماس نزديكتري با وضعيت ملموس دنياي تعليم و تربيت هستند بنابراين مي‎توانند در امر پژوهش‎هاي آموزشي مشاركت مسئولانه و پرثمري داشته باشند. چون بسياري از نقاط قوت و ضعف مواد آموزشي از طريق پژوهش‎هاي معلمين مشخص و آشكار مي‎گردند.

- با توجه به اينكه برنامه‎ها و فعاليت‎هايي كه مبتني بر چارچوب علمي و پژوهشي باشند، در گذر زمان كمتر دچار نوسان و تغيير مي‎شوند و با ثبات‎تر و پايدارتر باقي مي‎مانند، معلم مي‎تواند از تغييرات زودهنگام مباحث درسي و روش تدريس خود جلوگيري نمايد.

- هر برنامة فراگير آموزشي جهت شكوفايي خود، تقريباً به يك دهة زماني نياز دارد. حال در نظر بگيريد كه برنامه‎اي در آموزش و پرورش بدون يك بررسي دقيق و جدي و صرفاً بر اساس سليقة شخصي به مرحله اجرا در آيد. اين برنامه اگر نتايج نامطلوبي به دنبال آورد امكان شناسايي اين نتايج در كوتاه مدت به آساني ميسر نخواهد بود در حالي كه از همان ابتدا تأثيرات سوء خود را بر پيكرة نظام آموزشي خواهد گذاشت. براي مصون ماندن از اين نگراني‎ها به عنوان يك راه حل مؤثر، مي‎توان ضرورت و صحت برنامه‎ها را قبل از اجرا به محك آزمون و پژوهش سپرد و در حين اجرا و پس از آن با توجه به اهداف مورد نظر به ارزشيابي آنها پرداخت.

- در تدريس متغيرهاي متفاوتي تأثيرگذار هستند كه معلم با دستكاري و كنترل متغيرهاي مختلف وضعيتي بوجود مي‎آورد كه يادگيري حاصل شود. اگر معلم نتواند همه متغيرهاي دخيل را تحت كنترل قرار دهد، اما شناختن چنين عواملي او را قادر خواهد ساخت كه در تنظيم فعاليت‎هاي تدريس، تصميمي آگاهانه بگيرد اگر معلم از نظريه‎هاي تدريس، يادگيري، شناخت دقيق و علمي داشته باشد، قوي‎تر و دقيق‎تر مي‎تواند در ايجاد وضعيت مطلوب يادگيري، فعاليت كند.

- معلم آگاه به كمك دانش و اطلاعاتي كه كسب مي‎كند، تلاش مي‎كند تا در تحرك و پويايي جامعه خود به سوي پيشرفت سهمي مؤثر داشته باشد. معلم آگاه با تأكيد بر تاريخ و فرهنگ جامعه، كوشش مي‎كند تا دانش‎آموزان را به ارزشهاي والاي جامعة پيشرفته و انساني آشنا كند. (5)

- شخصيت متعادل، همراه با تسلط علمي معلم، او را از نظر دانش‎آموزانش، با ارزش و اعتبار مي‎سازد. معلمي از نظر علمي قوي است كه به روشهاي ارائه محتوا و چگونگي برقراري ارتباط، ‌آگاه و بر آنها مسلط باشد.

معلم بايد از نظريه‎هاي جديد ارتباطي از دانش‎هاي جديد روانشناسي و علوم رفتاري، به ويژه روانشناسي تدريس و يادگيري،  آگاهي كافي داشته باشد. پژوهش و آگاهي از علوم اجتماعي به ويژه روانشناسي اجتماعي نيز معلم را ياري خواهد كرد تا فرهنگ و ويژگي‎هاي خاص طبقات اجتماعي دانش‎آموزان را تا حدودي بشناسد و با شناخت خصوصيات فردي و اجتماعي آنان به برنامه‎ريزي فعاليت‎هاي آموزشي بپردازد.

- ترويج الگوي تدريس كاوشگري Inquirg كه اين الگو بر اساس نظر ريچارد ساچمن Richard Suchman بنا نهاده شده است و يكي از الگوهاي خانوادة «اطلاعات پردازي» است . تربيت كاوشگر به منزله فرآيندي براي بررسي و تشريح پديده‎هاي غيرمعمول، تعريف مي‎شود. (6)

جوهر و اساس الگوي كاوشگري آن است كه دانش‎آموزان از طريق معلم، كاوش علمي را بياموزند. در حوزه آموزش و پرورش ما از پژوهش در امر درك و شناخت بهتر فرد، درك و شناخت بهتر روال آموزش و يادگيري و خلاصه،جهت يافتن شرايطي كه در آن اين روال (آموزش و يادگيري) به بهترين وجه به ثمر مي‎رسد استفاده مي‎كنيم.

- تحقيق و پژوهش علمي به معلم كمك مي‎كند تا در زمينه‎هاي ارزنده‎اي از جمله عينيت‎گرايي Objectivity عادت تفكر علمي Habits of Scientific thinking و توانايي همكاري و همفكري با ديگران رشد يابد و مهارت لازم را كسب كند. هدف از پژوهش در آموزش و پرورش بهتر كردن كارآيي معلمان در مدارس و بوجود آوردن و ارائه مهارتها يا ارائه روش‎هاي جديدي است كه بتواند معلم را در حل مشكلاتي مستقيم يا غيرمستقيم با كلاس درس يا هر موقعيت زنده و واقعي كه به مدرسه ارتباط دارد كمك كند. در اين پژوهش‎ها معلم با موقعيت‎هاي واقعي و با دنياي كار عملاً و مستقيماً سر و  كار دارد.

- پژوهش در نهايت موجب رضايت‎مندي شغلي بيشتري براي معلم خواهد شد و همچنين تدريس او را موفق‎تر، بر اساس واقعيت‎ها و نياز دانش‎آموزان و تدريس مطلوب و جديد مي‎نمايد. روشهاي تدريس او هميشه منطبق با شرايط و ويژگي‎هاي خاص محل تدريس خواهد بود و دانش‎آموزاني كه از كلاسهاي او بهره مي‎برند از نظر علمي و تربيتي در حد مطلوب و قابل قبولي قرار خواهند داشت.

 

منابع

1- دلاور ، علي (1375) – روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي- نشر ويرايش- تهران.

2- رؤوف، علي و محسن پور، بهرام (1377) – پژوهش در آموزش «مجموعه مقاله‎ها»- واحد انتشارات پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش. تهران.

3- سجادي، سيد مهدي (1373)- فرآيند تدريس «تجزيه و تحليل روان شناختي و عملي فرآيند تدريس» مؤلفان C.M.Fleming – Elizabet Prrott – انتشارات تربيت – تهران.

4- سيف نراقي، مريم و نادري، عزت اله (1375)- روشهاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني با تأكيد بر علوم تربيتي- دفتر تحقيقات و انتشارات بدر- تهران.

5- شعباني، حسن (1376)- مهارتهاي آموزشي و پرورشي- (روش‎ها و فنون تدريس)- انتشارات سمت- تهران.

6- صفوي، امان اله (1380)- كليات روش‎ها و فنون تدريس، متن كوتاه، همراه با الگوهاي جديد تدريس- انتشارات معاصر- تهران.

7- نصفت، مرتضي (1374) اصول و روشهاي آمار- جلد اول- انتشارات دانشگاه تهران.

[5][1][1] -Dewey , J. How We Think. Boston : Raytheon Education Company.1933.

[6][2][2] - Gay.R.L. Educational research, Mac Millan International Editions . 1990.

[7][3][3] -C.M.Fleming. “Teaching : a psychological analysis” . 1968.

[8][4][4] - Ryan , D-characteristics of teachers , American council on Education , Washington DC. 1960.

 

برگرفته از وب سایت:

http://shr-trc.isfedu.org/web/orggreen/?cat=Journal&gid=3&id=33

مدرسه پیشرو

 مدرسه پیشرو 

 

مهدی خاتمی فوق ليسانس آموزش و پرورش تطبيقی

 

امروز در سطح بين‌المللي با اصطلاح ”مدرسه پيشرو“ مواجهيم. مدرسه پيشرو مدرسه‌اي است كه در آن نقش مدير، ساختار مدرسه، كاركردها و اصول و مباني حاكم بر آن به شكل نويني تعريف و بازسازي شده است.(1)
مدرسه پيشرو مدرسه‌اي است كه مي‌تواند كاركرد خود را با توجه به نيازهاي روز جامعه و كودكان تغيير دهد و آن را ارزيابي كند. آنچه مدرسه پيشرو را از مدارس صنعتي متمايز مي‌سازد، تفاوت در ساختار و كاركردهاي مدرسه است. در رويكرد سنتي توجه همه به كميتهاست؛ بنابراين راه‌حل بيشتر مسائل در امكانات اقتصادي جست‌وجو مي‌شود ولي آنچه مدرسه پيشرو را مي‌سازد نگاه متفاوت به تعاملات درون نظام آموزشي، كيفيت برون‌داد‌هاي مدرسه‌ و نقش امكانات مالي در بهبود كيفيت آموزشي است. براساس اين نگرش، داشتن مدرسه پيشرو با وجود كمبود منابع مالي نيز امكان‌پذير است و حتي مدرسه‌اي كه در آن كامپيوتر نباشد، مي‌تواند شوق‌انگيز باشد. در رويكرد نوين، فناوري آموزشي پيچيده و گران‌قيمت ضامن بهبود كيفيت تلقي نمي‌شود بلكه كم‌ارزش‌ترين شيء پيرامون فرد، خانه، مدرسه، كلاس، معلم و دانش‌آموز نيز مي‌تواند يك وسيله كمك آموزشي باشد و فرد را در فرآيند ياددهي ـ يادگيري براي آموزشي اثربخش ياري دهد.


• ويژگيهاي مدرسه پيشرو
اولين ويژگي مدرسه پيشرو توجه به همه ابعاد وجودي و شخصيتي دانش‌آموز در مدرسه است. مدرسه پيشرو مدرسه‌اي است كه ضمن آموزش مفاهيم پايه رياضي، علوم تجربي، زبان و علوم اجتماعي، جهت ايجاد فرصتهاي عملي، تمرين مهارتهاي لازم براي داشتن يك زندگي موفقيت‌آميز را با در نظر گرفتن تحولات اجتماعي به دانش‌آموزان بياموزد. چنين مدرسه‌اي در درجه نخست همگام با تحولات اجتماعي به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه اداره خود مبادرت مي‌كند.


دومين ويژگي مدرسه پيشرو همگامي با تحولات اجتماعي است. البته مدرسه جزئي از نهادهاي اجتماعي است ولي ميان تأثيرپذيري صرف و منفعلانه و واكنش نشان دادن يا فعالانه برخورد كردن و كنش نشان دادن، تفاوت عمده‌اي وجود دارد. مدرسه‌اي پيشرو قلمداد مي‌شود كه بتواند پاسخگوي انتظارات جامعه و والدين باشد، براي آنها چشم‌اندازهاي نويني را مطرح كند و انتظارات آنها را به افقهاي جديدي متوجه سازد.


ويژگي سوم مدرسه پيشرو قابليت نوسازي و به روز كردن خود است. امروز جوامع به سرعت به سوي جهاني شدن(2) سوق مي‌يابند، يا به عبارت ديگر سوق داده مي‌شوند. در چنين موقعيتي مدرسه پيشرو بايد قادر به تربيت شهرونداني باشد كه ضمن علاقه‌مندي به مسائل جهاني، نسبت به تحولات آن واكنش نشان دهند. ضمن اينكه فرهنگ بومي خود را خوب بشناسند و به حد شايسته‌اي از جامعه‌پذيري و هويت‌شناسي رسيده باشند.


چهارمين ويژگي مدرسه پيشرو كاهش عوامل دروني مدرسه است كه باعث بيزاري كودكان از مدرسه مي‌شود. در مدرسه پيشرو مسائلي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل، گريز و عدم تعلق به مدرسه در بين دانش‌آموزان وجود ندارد؛ زيرا مدرسه براي آنها مكاني شوق‌انگيز است كه كودكان در آن با حوصله و علاقه به عمق مطالب پي مي‌برند و آنها را مي‌فهمند، تجربه مي‌كنند و با زندگي خود مرتبط مي‌سازند و از اين رو با علاقه به مدرسه مي‌آيند و با اكراه آن را ترك مي‌كنند. در ژاپن بيش از 30 درصد از برنامه‌هاي آموزشي دوره ابتدايي به دروسي چون هنر، موسيقي، كاردستي، ورزش، نقاشي، مهارتهاي خانه‌داري، فعاليتهاي ويژه مانند گردش علمي و تفريحي‌، برپايي جشنواره‌هاي فرهنگي،‌ هنري، ورزشي و … اختصاص يافته است.
در اين كشور سي روز از سال تحصيلي به برگزاري جشنواره‌هاي مختلف اختصاص دارد كه همه دانش‌آموزان نيز فعالانه در آن مشاركت مي‌كنند.(3)


پنجمين ويژگي مدرسه پيشرو اين است كه درهاي خود را به روي جامعه مي‌گشايد و با آن تعاملي سازنده دارد. والدين مي‌توانند ضمن حضور در كلاس و مشاهده كلاس در مورد فعاليتهاي آموزشي فرزندانشان با معلم گفت‌وگو كنند تا بدانند كه چرا فرزندانشان در درسي ضعيف‌اند و … به عبارت ديگر، در مدرسه پيشرو نه تنها معلم و دانش‌آموزان بلكه والدين نيز در اداره و اجراي برنامه‌هاي آموزشي و درسي نقش مؤثري دارند.


• چگونه مدرسه پيشرو بسازيم؟
اولين شرط داشتن مدرسه پيشرو، نگرش و نگاه نو نسبت به برنامه‌هاي آموزشي است. برنامه‌هاي آموزشي در كنار درسهاي رايج به ويژه در دوره آموزش عمومي بايد مشتمل بر هنر، كاردستي، ورزش، گردشهاي تفريحي، علمي، موسيقي و … نيز باشد. در صورت وجود اين فعاليتها در مدرسه، دانش‌آموزان با اشتياق وارد مدرسه مي‌شوند؛ زيرا اين فعاليتها براي آنان شوق‌انگيز و شادي‌آور است.(4)


در مدرسه پيشرو، دانش‌آموزان نه تنها در فعاليتهاي آموزشي و درسي مشاركت فعال دارند بلكه در اداره مدرسه و حتي پرورش حرفه‌اي معلمان نيز شركت مي‌كنند. در يكي از شماره‌هاي مجله ”نشنال جئوگرافيك ورد“(5) ويژه كودكان در سال 1998 كودكي 11 ساله در پاسخ به اين سؤال كه ”به نظر شما بزرگسالان چه مطالبي را بايد بياموزند؟“ مي‌گويد: ”بزرگترها خيلي چيزها را مي‌دانند اما يك چيز را نمي‌دانند و آن اين است كه اگر به دقت به صحبتهاي ما گوش دهند خيلي چيزها از ما مي‌آموزند و ما مي‌توانيم به آنها خيلي چيزها ياد بدهيم“.(6)


دومين شرط داشتن مدرسه پيشرو تجزيه و تحليل برنامه‌هاي آموزشي با رويكرد نوين است. رويكرد سنتي به برنامه‌ريزي آموزشي، رويكردي سيستم‌گراست و به درون‌دادها توجه دارد؛ مثلاً وقتي از مسائل اساسي آموزش و پرورش سخن به ميان مي‌آيد، كمبود منابع مالي، نيروي انساني، فضاي آموزشي، وسايل كمك‌ آموزشي، جمعيت دانش‌آموزي و مسائلي از اين دست را حايز اهميت فوق‌العاده مي‌داند. آنها در اولويت نخست قرار مي‌دهد و كاستيهاي نظام آموزشي را نيز به آنها مربوط مي‌كند. در مقابل رويكرد نوين نتيجه‌گراست و به محصول و برون‌دادها توجه دارد و فرآيند ياددهي ـ يادگيري را مدنظر قرار مي‌دهد. در اين رويكرد فعاليتهاي مدرسه، برنامه‌هاي آموزشي، ساختار مدرسه و اينكه حاصل همه اين فعاليتها چيست و چه انساني از اين نظام بيرون مي‌آيد، مورد نظر است. در اين رويكرد، كيفيت آموزش اهميت ويژه‌اي دارد.


به بيان ديگر فقط اهميت ندارد كه كلاس درس در زير يك چادر يا در مكاني مدرن با تجهيزات كامل برگزار شود،‌ بلكه نكته مهم فعاليتهايي است كه در آن صورت مي‌گيرد، تعاملات انساني است كه آنها را مي‌سازد، روشهايي كه به كار گرفته مي‌شود و تأثيراتي است كه به همراه دارد. در رويكرد نوين به برنامه‌هاي آموزشي، دغدغه مسئولان آموزش و پرورش ميزان بهره‌گيري دانش‌آموز از فعاليتهاي كلاسي، ميزان مشاركت آنها در مدرسه، كلاس و تمرين مهارتهاي فردي و اجتماعي و به عبارتي مهارتهاي زندگي است. برپايه اين نگرش هر مشكلي ناشي از مسائل مالي نيست و با امكانات اقتصادي هم رفع نمي‌شود.


امروزه، بيش از هر چيز بر محصول و كاركرد نظام آموزشي تأكيد مي‌شود؛ بنابراين همه ما به بازسازي رويكردهاي خود به نظام آموزشي نيازمنديم تا مسائل و تواناييهاي آن را بار ديگر تعريف و سازمان‌دهي كنيم و از منظر نويني به آن بنگريم. براي تغيير در ساختار، كاركردها و بهبود كيفيت آموزشي مدرسه بايد قبل از ايجاد هرگونه تغييري، نگرشها و رويكردهاي خود را نسبت به تواناييها، نيازها و دشواريهاي آموزش و پرورش از نو بسازيم.


• پي‌نوشت منابع:
1) H.j. Freiberg,(ed.), School climate: Meauring, Improring and sustaing Hea Lthy Learning Enviranments, (London: Falmer Press, 1999).
2) Globalisation.
3) سركار آراني، محمدرضا، 1382، اصلاحات آموزشي و مدرن‌سازي با تأكيد بر مطالعه تطبيقي آموزش و پرورش ايران، نشر روزنگار، چاپ اول، تهران.
4) A., Harris, I. Jamieson and L. Rass, School Effectiveness and School Impvovement, (London: Pitman Publishing, 1996).
5)National Geoqraphic World.
6) C. Millsap, Kids Network National Geographic, Number 276, 1998.

منبع: روزنامه مردم نو

ویژگی‌های آموزش جهانی

ویژگی‌های آموزش جهانی

امیرعباس میرزاخانی 

 

ویژگی های آموزش نظام آموزش جهانی به عنوان وسیله یی برای ارائه دیدگاه گسترده آموزش پایه است. این ویژگی ها عبارتند از:


۱- آموزش جهانی، راهکارهای آزمایش شده یی را برای بهبود محیط یادگیری و غنی سازی یادگیری مطرح می کند. از این رو از ابزارهای یادگیری استفاده بهینه می شود و اهداف علمی، مهارتی، رفتاری و ارزشی به طور موثرتری شناخته می شود. تاکید بر تشکیل گروه های کاری، یادگیری مشارکتی، تقویت و اتکا به نفس، تنوع یادگیری و ایجاد یک محیط توام با بازی و سرگرمی در کلاس باعث تشویق دانش آموز، تقویت انگیزه آنان و در نهایت حصول نتایج بهینه در یادگیری های شناختی و تاثیرگذار به لحاظ اجتماعی خواهد شد. آموزش جهانی بر استدلال تنش میان دو مقوله امنیت (آسایش) و مبارزه (چالش) استوار است. نظام آموزش جهانی ابزار مناسبی برای پرورش شخصیت، نبوغ و توانایی های ذهنی و جسمانی کودکان و رعایت حق کودک در مشارکت فعالانه در بازی و فعالیت های تفریحی است.


۲- نظام جهانی ارائه کننده الگوها، چارچوب ها، دستورها و راهکارهای لازم برای تجدید نظر و اصلاح برنامه تحصیلی در سطوح و دوره های مختلف است. یکی از شیوه های موفق این برنامه تلفیق آن برنامه درس محور مرسوم با موضوعات نظام جهانی (از قبیل محیط زیست، برابری، بهداشت، صلح و حقوق بشر) است.


۳- سوم آنکه، گوناگونی تدریس و یادگیری در شیوه آموزش جهانی وسیله مهمی برای پیشبرد اصل برابری فرصت های یادگیری است. طبق نظریه شیوه یادگیری، همه دانش آموزان روش های یادگیری خاصی را ترجیح می دهند. به عبارت دیگر هر شیوه یادگیری برای بعضی آسان و مطلوب، برای بسیاری به نسبت رضایتبخش و برای بقیه نامطلوب است. مشکل اساسی روش تدریس سنتی آن است که برای عده یی مثمر ثمر و برای عده یی مخرب است. در صورت کاربرد مستمر، بی حساب و یکنواخت روش های سنتی انتقالی عده بسیاری فرصت پیشرفت در یادگیری را نخواهند یافت. حال چنانچه روش های تدریس و یادگیری فاقد تنوع کافی باشد، هرگز فرصت تحقق آرمان آموزش برای همه میسر نخواهد شد. در یک شیوه تک روشی که ویژگی ها، علایق، قابلیت ها و نیازهای منحصر به فرد افراد را در نظر نگیرد، تحقق اصل بهره مندی هر کودک از تعلیم و تربیت مخدوش خواهد شد. این مهم ترین علت کاربرد روش های یادگیری گوناگون و متنوع از سوی مجریان و مربیان آموزش جهانی به شمار می رود.


۴- نظام آموزش جهانی به طور مستقیم و غیرمستقیم موضوع پایین بودن کیفیت تدریس را که با دست کم گرفتن استعداد دانش آموز و راندمان وی همراه است، مطرح می کند. آموزش جهانی از طریق ارائه برنامه های توسعه حرفه یی، امکان آشنایی معلمان با شیوه های یادگیری تعاملی و تجربی را فراهم می سازد ( نخست معلمان در مقام شرکت کننده در دوره های آموزشی و بعد در مقام مجری و اشاعه دهنده ). معلمان شرکت کننده در این طرح به کسب آگاهی در زمینه های ذیل دست می یابند؛
- استنباط تازه یی از نقش خویش
- شناخت استعدادهای بالقوه دانش آموزان و ارزیابی دقیق آمادگی آنان برای یادگیری و مسوولیت پذیری
- «یادگیری »، فرآیندی انگیزشی و لذتبخش است.
- ایمان راسخ به اهمیت حرفه خویش


۵- شیوه های یادگیری مورد نظر نظام آموزش جهانی گسترده و هدف آن اشاعه یادگیری مستمر مادام العمر است. دانش آموز باید چگونه یادگرفتن را بیاموزد. آموزش جهانی با تاکید بر یادگیری به عنوان یک جریان خود هدایتی و نیز احترام به تجربیات و دیدگاه های شخصی دانش آموزان در کلاس اساس یادگیری مادام العمر را پایه ریزی می کند.


۶- آموزش جهانی با ترویج دگرگونی، آموزشی، فراتر از مرز کلاس و چارچوب برنامه تحصیلی ارائه می دهد. اصلاح و غنی سازی نظام آموزش پایه صرفاً در کلاس تحقق نمی یابد بلکه در کل مدرسه و جامعه نیز دیده می شود. علت این امر که والدین اغلب ارزش آموزش کودکان خود را درک نمی کنند شاید بدین جهت باشد که تجربه های دوران تحصیل خودشان چندان رضایتبخش نبوده است. آموزش جهانی در ارتباط با فرآیندهای دگرگونی کامل مدارس و تقویت مشارکت های همه جانبه در نظام آموزشی و مشارکت میان جامعه و مدرسه تجربیات و تخصص های قابل ملاحظه یی اندوخته است.


۷- ارزیابی فرآیندهای تغییر در قالب نظام آموزش جهانی تدوین شده است. این موضوع با توجه به تاکید بر لزوم ارزیابی عملکرد هر یک از دانش آموزان، اثربخشی ارائه آموزش پایه و برآوردن نیازهای پایه دارای اهمیت است. ابزارهای کاربردی مربیان آموزش جهانی برای ارزیابی ماهیت کیفی دارد، ولی از شیوه های کمی نیز استفاده می شود. در طول اجرای پروژه آموزش جهانی دامنه متنوعی از ابزارهای بازخورد و ارزیابی به کار گرفته شده است.

 

منبع: روزنامه اعتماد، ۳ مهر ۱۳۸۷

معلم پژوهنده   

  معلم پژوهنده  

 

 

 

مقدمه معلم پژوهنده به هر معلم يا دست‌اندركار آموزش و پرورش گفته مي‌شود كه به نحوي با مسائل آموزش و پرورش سروكار دارد و علاقه‌مند است براي بهسازي و اصلاح وضعيت نامطلوب به اقدام‌هاي علمي (اقدام پژوهي) دست بزند تا نتيجه آن منجر به تغيير و اصلاح وضعيت گردد.   

 

اهداف - ارج نهادن به تجربه‌هاي پژوهش و نوآوري‌‌هاي معلمان در كلاس و مدرسه و ايجاد انگيزه براي رشد و بالندگي
- تقويت خودباوري در معلمان و كمك به رشد و شكوفائي استعدادهاي بالقوه آنان در حل مسايل آموزش و پرورش و فراهم ساختن زمينه‌هاي بهسازي و اثربخشي در فرايند آموزش و پرورش
- توسعه فرهنگ پژوهش در ميان معلمان و مشاركت آنان در انجام پژوهش
- فراهم ساختن زمينه‌ ارتقاي دانش‌ پژوهان معلمان
- مستندسازي تجربه‌هاي مفيد معلمان براي استفاده كليه دست‌اندركاران آموزش و پرورش
- كوتاه نمودن فاصله نظر و عمل و كمك در جهت كاربست يافت‌هاي پژوهش
- مبنا و فلسفه معلم پژوهنده (كوتاه نمودن فاصله نظر و عمل ـ مشاركت معلمان در پژوهش).

طرفداران بحث معلم پژوهنده بر اين باورند كه پژوهش‌هاي مرسوم و دانشگاهي در اغلب موارد چندان سودمند نبوده و نتايج آنها در عمل مشكلات ياددهي و يادگيري را به نحو مطلوب حل ننموده است و زبان پژوهش‌هاي مرسوم به گونه‌اي نيست كه معلمان با مطالعه گزارش‌هاي تحقيق در صورت دسترسي داشتن بتوانند در بهسازي روش‌هاي آموزش از آنها استفاده كنند.

به منظور دسترسي به اهداف مذكور برنامه معلم پژوهنده از سال 75 با برنامه‌ريزي، سياستگذاري نظارت و هماهنگي پژوهشكده تعليم وتربيت و با مشاركت فعال شوراي تحقيقات استانها در سراسر كشور به اجرا درآمده است. بررسي‌هاي به عمل آمده نشان مي‌دهد كه اين برنامه از لحاظ كمي و كيفي سير صعودي داشته است هرچند كه به هدف‌هاي مورد نظر كاملا دست نيافته است. بدين صورت كه آمار بيانگر آن است كه از آغاز اين ‌برنامه تاكنون به ترتيبت 914، 980، 2752؟ 3600، 5200؟ 7450، 1012 و 24800 و جمعا بيش از 30000 نفر در طول هفت سال فعاليت اين برنامه گزارش‌هاي پژوهش‌ اقدام‌پژوهي تهيه نموده و براي ارزشيابي به پژوهشكده با شوراي تحقيقات استانها ارسال داشته‌اند. بطوري‌كه مي‌توان گفت در مقايسه با پژوهش‌هاي مرسوم و دانشگاهي از اقبال و پذيرش خوبي از سوي معلمان و مديران و كارشناسان آموزش و پرورش برخوردار بوده است.  


زمينه‌ها و محورهاي موضوعي گزارش معلمان در مورد مسائلي كه در كلاس درس با مدرسه با آن مواجه بوده‌اند مي‌باشد كه عبارتند از چگونگي تدريس يك مفهوم علمي با موضوع درسي، توليد روش حل مسايل رفتاري دانش‌آموزان در موارد خاص، شيوه‌هاي اداره كلاس مرتبط با تعليم وتربيت بوده است. در حدود 65 درصد از شركت‌كنندگان را فرهنگيان زن و 35 درصد بقيه را فرهنگيان مرد تشكيل مي‌دهند. فراواني شركت‌‌كنندگان در مقطع ابتدايي از دوره‌هاي راهنمايي و متوسطه بيشتر بوده است.


ارزشيابي از گزارش‌هاي اقدام‌پژوهي به جزء سال اول كه به صورت متمركز در پژوهشكده تعليم و تربيت انجام گرفت در دوره‌هاي بعد به صورت نيمه متمركز اجرا گرديده است بدين صورت كه ابتدا گزارش‌ها توسط كميسيون تخصصي و ديگر صاحبنظران در شوراي تحقيقات استانها بررسي و گزارش‌هايي كه طبق فرم‌ ارزشيابي اقدام پژوهي برتر شناخته شوند به پژوهشكده ارسال مي‌گردد طبق شيوه‌نامه هفتمين برنامه معلمان پژوهنده مقرر گرديد كه در حدود 3 درصد از طرح‌هاي برتر استان به پژوهشكده ارسال گردد. گزارش ارسال شده از استانهاي كشور دوبار و با در صورت لزوم سه بار طبق فرم‌ارزشيابي اقدام‌پژوهي مورد ارزشيابي قرار مي‌گيرند. بدين‌منظور كه گزارش‌هاي برجسته استاني و كشوري نيز مشخص گردند. اسامي برگزيدگان طبق زمانبندي تا هفته پژوهش اعلام مي‌گردد تا بتوانند در برنامه‌هاي پيش‌بيني شده شركت فعال داشته باشند، همچنين افراد فوق در هفته پژوهش از سوي مديران كل و شوراي تحقيقات استانها مورد تقدير قرار مي‌گيرند. 


لازم به ذكر است كه در طول هفت‌سال برگزاري برنامه معلم پژوهنده تلاش مسئولان و دست‌اندركاران براين بوده است كه ضرورت و اهميت فلسفه و روش اقدام‌پژوهي را به آگاهي معلمان و ديگر كاركنان آموزش و پرورش كشور برسانند و اقداماتي از قبيل انتشار انتشار فراخوان، تدوين و انتشار جزوه‌هاي علمي و نشر خبرنامه ويژه معلمان پژوهنده، هماهنگي و همكاري در برگزاري همايش‌هاي گوناگون در استان‌هايي سراسر كشور، تأليف كتاب ويژه اقدام پژوهي، برگزاري كلاس‌هاي آموزش ضمن خدمت براي معلمان علاقه‌مند و فعاليت‌هاي تبليغي و ترويجي انجام گرفته است كه در استقبال گسترده فرهنگيان مؤثر بوده است. 

 

منبــــع: پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

عصر دگرگونی‌ها درآموزش و پرورش

حمیده احمدیان راد 

 

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند. در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود. معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد.

 

نحوه تحول آموزش و پرورش در همه كشورهای جهان چالشی بزرگ برای دولت ها است. حتی پیشرفته ترین نظام های آموزش و پرورش جهان مدام تئوری های جدیدی ارائه می دهند و می كوشند با ایجاد تغییرات لازم در نظام آموزش و پرورش خود، برای رویارویی با مقتضیات عصر جدید آماده شوند. یكی از پیشروترین كشورها در این زمینه انگلیس است. انگلیسی ها به صرف هزینه های زیاد برای تغییرات دائم در نظام آموزشی شان مشهورند. با این همه آنها همیشه از نظام آموزشی خود ناراضی اند و در نتیجه این تغییرات را به طور دائم اعمال می كنند. به عنوان مثال آخرین نظریه آنها این است كه باید از سن دو سالگی آموزش جدی را به كودكان آغاز كرد. نظام آموزش و پرورش ما هم از این قاعده مستثنی نیست. تاكنون بارها تغییراتی در شیوه كار آموزش و پرورش به وجود آمده و حالا كه با كم شدن تدریجی تعداد دانش آموزان ، هم از هزینه های آموزش و پرورش كاسته می شود و هم كلاس ها كم جمعیت تر می شود، بهتر می توان به تحقیقات و پیاده كردن تجربیات موفق سایر كشورها در نظام آموزش و پرورش پرداخت.


یكی از بزرگترین موضوعاتی كه آموزش و پرورش ما می تواند به آن بپردازد ایجاد سیستم آموزش فعال در كلاس های درس است تا دانش آموز فكر كند، كار كند و معلم افكار دانش آموزان را هدایت كند. به عبارتی لازم است آموزش و پرورش از حالت حافظه محوری خارج شود. همچنین لازم است حداقل آموزش ها و مهارت هایی كه دانش آموزان برای ورود به عرصه كار و زندگی نیاز دارند به آنها داده شود. این آموزش هم فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. چراكه مفهوم سواد درجهان امروز تغییر كرده است. آموزش باید جزو ذات دانش آموز شود تا او بتواند تحلیل كند و مسئله حل كند و گلیم خودش را از آب بیرون بكشد و نیز توانایی كار با رایانه را برای كسب و تحلیل اطلاعات داشته باشد.


● در تعریف سواد تجدید نظر كنیم
با ورود به قرن ۲۱ میلادی و گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی، سواد دیگر همان معنی كلاسیك توانایی خواندن و نوشتن را ندارد. بلكه مفهوم سواد، سواد الكترونیكی و به عبارتی توانایی استفاده از رسانه های الكترونیكی به خصوص اینترنت است و مؤلفه های دیگری را هم دربرمی گیرد. همین سطح سواد الكترونیكی و به روز شدن اطلاعات فارغ التحصیلان یكی از مهمترین چالش های كشورهای در حال توسعه از جمله ایران، در قرن ۲۱ به شمار می آید. چرا كه در جامعه اطلاعاتی كسی كه خواندن و نوشتن می داند و حتی فراتر از آن تحصیلات عالی دارد ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت را نمی داند باسواد تلقی نمی شود. همین امر تغییر بنیادین در نظام های آموزشی را می طلبد. در حالی كه در كشور ما هنوز تعداد رایانه نسبت به جمعیت بسیار كم است و هنوز دانش آموزان زیادی پیدا نمی شوند كه به رایانه دسترسی داشته باشند یا نحوه استفاده صحیح از رایانه را بدانند.


ماهرخ مرتضوی كارشناس تكنولوژی آموزشی می گوید: «رایانه و عصر اطلاعات نحوه تدریس و ارزشیابی و برنامه های درسی مدارس را تغییر داده و می دهد. در مدارس جدید دانش آموزان می آموزند تا انبوهی از اطلاعاتی را كه از اینترنت می گیرند پردازش كنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده كنند. همچنین آنها می توانند با منابع علمی جهان ارتباط برقرار كنند. در این شرایط اگر دانش آموزان ما سواد الكترونیكی نداشته باشند، نمی توانیم انتظار داشته باشیم كه در آینده همگام با تحولات جدید پیش بروند. چراكه تجار با سواد الكترونیكی می توانند بهتر تجارت كنند، كارمندان می توانند مهارت هایشان را افزایش دهند و مدیران دانش مدیریتشان را افزایش دهند.»


بنابراین اگر ما می خواهیم در دسته كشورهای پیشرفته باشیم و فرهنگ خود را اشاعه دهیم لازم است نهضت سوادآموزی الكترونیكی را جدی بگیریم و آموزش و پرورش سواد الكترونیكی را در سرلوحه اهداف خود قرار دهد. در درجه اول لازم است رایانه و اینترنت با قیمت ارزان در دسترس همه قرار بگیرد و همه رایانه را جزو وسایل ضروری منزل خود به شمار آورند و دانش آموزان در همه مدارس از جمله در مناطق محروم رایانه و اینترنت در اختیار داشته باشند. همچنین از آن مهم تر لازم است كه در درجه اول معلمان آموزش ببینند تا بتوانند خودشان از رایانه و اینترنت به بهترین وجه استفاده كنند و شیوه استفاده از رایانه و اینترنت و تحقیق را به دانش آموزان بیاموزند.


● آموزش مهارت های غیردرسی ضروری است
نظام های آموزشی بسیاری از كشورها هدف ایجاد مهارت های غیر درسی را برای ورود به بازار كار و افزایش آستانه تحمل و بردباری برای مواجهه با پیچیدگی های جوامع امروزی جدی می گیرند. اما با وجود گام هایی كه برداشته شده ما هنوز نتوانسته ایم آموزش های متناسب با فناوری های قرن ۲۱ را در نظام آموزش و پرورش مان لحاظ كنیم و همچنان جای خالی بسیاری از مباحث مربوط به مهارت های زندگی در نظام آموزشی ما به چشم می خورد. بعضی از این مهارت ها، مهارت هایی هستند كه هم در محیط كار و هم در زندگی روزمره و خانوادگی لازمند. به عنوان مثال می توان از مهارت حل مشكل، مهارت تحلیل و روابط عمومی نام برد. بنابراین از نظام آموزشی انتظار می رود حداقلی از مهارت هایی كه مردم به آنها نیاز دارند را آموزش دهد. با كاسته شدن از جمعیت دانش آموزی، نظام آموزشی می تواند در كلاس هایی كه از جمعیت آنها كاسته شده، مهارت هایی نظیر كار گروهی را به دانش آموزان آموزش دهد.


واقعیت این است كه بر اساس شیوه های جدید آموزشی دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را كنار گذاشته اند، بلكه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشاركت را می آموزند. در عصر جدید كسانی كه می خواهند وارد بازار كار شوند باید توانایی مناظره، تمركز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند كه به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تأمین كنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی كه می خواهند وارد آن شوند وفق دهند.


مرتضی خلخالی كارشناس باسابقه آموزشی می گوید: «دانش آموزان باید مهارت جست و جوی منابع مورد نیاز و استفاده از داده ها و كتاب های مرجع و راهنما و امكانات رایانه و اینترنت را برای اندیشیدن و ابداع داشته باشند و فرصت های فراوانی را برای مشاهده، جست و جو، پیشنهاد طرح ها و اجرای آنها، ارزیابی شواهد و نتایج و استفاده از بازخوردها برای تعدیل مسیر در اختیارشان قرار دهیم.»


● می توان آموزش كارآفرینی را در كتاب ها گنجاند
در كشور ما مدتی است كه كارآفرینی اهمیت زیادی یافته است و بسیاری از دستگاه های دولتی و سازمان ها برنامه هایی را برای افزایش تعداد كارآفرینان تدارك دیده اند. منتها تجربه موفق سایر كشورها نشان می دهد كه برای پرورش انسان های كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینی به شكل پر رنگی در كتاب های درسی گنجانده شود. مدت هاست كشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیده اند برای این كه نسل بزرگسال كارآفرینی پرورش دهند، باید آموزش كارآفرینی را از دوران كودكی و نوجوانی آغاز كنند. چراكه كودكی كه با پول و كسب و كار درست و شرافتمندانه آشنا می شود، در آینده نیز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نیز به وجود چنین انسان هایی نیاز مبرم دارد.


ژاپن نخستین كشوری بود كه آموزش كارآفرینی را از مدرسه شروع كرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنی در دبیرستان های این كشور آموختند كه چگونه باید در حین تحصیل كار كنند و از كار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتی كشورشان كمك كردند. این تجربه و تجربه موفق سایر كشورها نشان می دهد كه برای پرورش انسان هایی كارآفرین باید مفاهیم مربوط به كارآفرینی به شكل پررنگی در كتاب های درسی ایران نیز گنجانده شود.


از طرف دیگر هم برای این كه انسان های كارآفرینی داشته باشیم، باید به دانش آموزان كمك كنیم كه خلاقیت شان را حفظ كنند. روانشناسان می گویند كه بیشتر كودكان زیر ۵ سال ایرانی خلاق اند ولی فقط تعداد كمی از آنها بعد از ۵ سالگی خلاقیت شان را حفظ می كنند. این به معنای آن است كه نحوه آموزش و پرورش كودكان ما صحیح نیست. ما در خانه و مدرسه ذهن كودكانمان را با اطلاعات از پیش تعیین شده پر می كنیم و این رویه را تا پایان دوران مدرسه ادامه می دهیم. به این ترتیب كودكان و نوجوانان ما توانایی كشف، اختراع، استنتاج و نیز قوه خلاقیت شان را از دست می دهند. به این ترتیب نمی توانیم چنان كه باید افراد كارآفرین پرورش دهیم.


ایراد نوع آموزش ما در این زمینه این است كه از پیش تعیین شده است. در حالی كه كودكان خودشان باید به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرك های گوناگون از جمله ارتباط با طبیعت، افراد و فیلم های مناسب مواجه شوند. موضوع دیگری كه در آموزش و پرورش كشورهای پیشرفته جدی گرفته می شود این است كه همه كودكان باید دوره پیش دبستانی را بگذرانند. در مهد كودك های این كشورها هم امكانات زیادی برای توسعه تفكر خلاق بچه ها ایجاد شده و برای هر گروه سنی محیط های بازی و اسباب بازی های ویژه مهیا شده است. مهدهای كودك در این كشورها، پرورش خلاقیت های ذهنی، مهارت های فیزیكی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقیت و حس استقلال را هدف قرار داده اند. تمام اینها دست به دست هم می دهد كه از كودكان امروز، افرادی با ایده های نو و كارآفرینانه به وجود بیاید. در نهایت اجباری شدن آموزش پیش دبستانی از نیازهای مبرم نظام آموزش ما است.


البته شرط موفقیت تمام این برنامه ها معلمان هستند. معلمان باید به طور مداوم آموزش ببینند و مطمئن شویم كه با علاقه وارد این حرفه می شوند زیرا تا زمانی كه معلمان متحول نشوند، نمی توان امیدی به تغییر شیوه آموزش و پرورش داشت. حالا كه تعداد دانش آموزان كاهش یافته می توان به بازآموزی معلمان پرداخت و حتی آنها را به خارج اعزام كرد و یا از استادان خارجی برجسته دعوت كرد تا به معلمان آموزش دهند و به تحول در نظام آموزش و پرورش كمك كنند.

 

منبع: روزنامه ایران، ۱۷ مهر ۱۳۸۷

ادغام روشها، بهترین الگوی آموزش

 ادغام روشها، بهترین الگوی آموزش 

غزاله مرعشی

 

بسیاری از معلمان در تلاشند تا فرآیند آموزش را از حالت منفعل بیرون بیاورند و دانش آموزان را ترغیب كنند تا به صورت فعالانه در یادگیری مطالب درسی مشاركت داشته باشند.یكی از الگوهای آموزش «دانش آموز محور»، الگوی تجربه و گفت وگو است. در این الگو تمامی فعالیت های آموزشی برپایه تجربه و گفت وگو بنیان نهاده شده است. تجربه به دو بخش عملی و مشاهده تقسیم می شود و گفت وگو نیز شامل دو بخش گفت وگوی درونی و گفت وگو با سایر دانش آموزان است.


● گفت وگوی درونی
در این روش از دانش آموزان خواسته می شود تا درباره موضوع درسی به خوبی فكر كنند و سپس ایده ها و نظرات و عقاید خود را درباره آن به روی كاغذ بیاورند یا به نحو دیگری ثبت كنند. استفاده از این روش موجب می شود تا دانش آموز از موضع یك شنونده مطلق بیرون بیاید و فعالانه فكر كند.


● گفت وگو با دیگر دانش آموزان
در شیوه های آموزش سنتی نیز از این روش به صورت كنفرانس دادن دانش آموزان یا در كلاس كتابی را با صدای بلند خواندن استفاده می شود. هر چند این موارد می تواند در كلاس تنوعی ایجاد كند، ولی چندان كارآمد نیست.


● مشاهده
در این روش دانش آموزان موضوع درس را به صورت دیداری یا شنیداری فرا می گیرند.
استفاده از آزمایشگاه ، دیدن فیلم ، گوش دادن به نوار یا CDهای صوتی، رفتن به اردوهای علمی و بازدید از موزه های مختلف در این دسته قرار می گیرند.


● تجربه عملی
در این روش دانش آموز خود وارد عمل می شود و دست به انجام فعالیت های مختلف می زند. انجام دادن آزمایش های مختلف ، انجام دادن كارهای هنری ، نمایش دادن و بازی های نقش آفرینی در این دسته قرار می گیرند.


● استفاده از الگوی تجربه و گفت وگو
چگونه یك معلم می تواند از این مدل چهارگانه برای مؤثرتر كردن آموزش دانش آموزان استفاده كند راهكارهای زیر می توانند در این باره بسیار مؤثر باشند.


● توسعه روش های تدریس
برای آموزش دادن می توان از روش های متنوع و زیادی استفاده كرد. اگر بتوانید دانش آموزان را به مشاركت در یادگیری ترغیب كنید، خودتان هم از تدریس بیشتر لذت خواهید برد. استفاده از بحث های گروهی دانش آموزان را فعال و مشتاق می كند و كلاس را از حالت كسالت بار بیرون می آورد. سعی كنید دانش آموزان را به سوی تحقیق و پژوهش و حتی گفت وگو با افراد متخصص درباره موضوع درسی سوق دهید. در كلاس از محصولات سمعی و بصری به خوبی استفاده كنید. فیلم ها، عكس ها و پوسترها می توانند به خوبی ذهن دانش آموزان را درگیر موضوع درس كنند.البته استفاده از چهار مدل ارائه شده در این الگو به موازات یكدیگر می تواند نتایج بسیار خوبی در برداشته باشد.


● یادگیری استدلالی
در استفاده از الگوی تجربه و گفت وگو، هدف ایجاد تعامل و تعادل بین این دو است. در حقیقت تجربه و گفت وگو از یكدیگر جدا نیستند و پیشرفت در هر یك از آنها موجب توسعه دیگری می شود. تجربه موجب می شود تا دانش آموزان از زوایای مختلف موضوع درسی را بررسی كنند و افكار و عقاید خود در آن زمینه را به سطح بالاتری ارتقا دهند كه بازتاب آن در گفت وگو دیده می شود. گفت وگو نیز موجب درك بهتر تجربه دستیابی به معانی و مفاهیم وسیع تری از مشاهدات و آزمایش ها می شود.

 

منبع: روزنامه ایران، ۲۰ مهر ۱۳۸۷

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

 

 چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

بهارک طالب لو

کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی

 

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند. در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود. معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعايت نکات زیر مي‌تواند در كارآمدي ‌او موثر باشد.

1. قبل از شروع كلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازيد.

2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شويد.

3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازيد.

4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شويد و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.

5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.

6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنيد و از یک روش تکراری استفاده نکنيد.

7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنيد و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنيد.

8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسيد.

9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه كنيد و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنيد.

10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق كنيد ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنيد. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنيد و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه دهيد.

11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگرديد و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهيد و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنيد.

12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه كنيد. آنها به اسم كوچك در سرکلاس صدا بزنيد و با آنها ارتباط برقرار کنيد.

13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهيد.

14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب كنيد و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آوريد.

15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهيد و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهيد.

16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ايجاد كنيد.

17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پيدا كنيد و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنيد.

18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی كنيد.

19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهيد و از آنها حمایت كنيد.

20. شرایط را بحث و گفتگو فراهم آوريد و از بیراهه كشيده شدن بحث جلوگيري كنيد.

و در اين صورت است كه هرچه كلاس درسي دوست‌داشتني‌تر و جذابتر باشد، انگيزه دانش آموزان براي يادگيري بيشتر خواهد بود.

 

 منبع : همشهری آنلاین ۱/۱/۱۳۸۷

اندیشه های تربیتی یوهان فردریش هربارت

 

 اندیشه های تربیتی یوهان فردریش هربارت

 

فاطمه اسلامیه

 

جان فردریش
 هربارت

 

زندگینامه:

« یوهان فردریش هربارت » ( Johann Friedrich Herbart ) فیلسوف آلمانی، روانشناس و بنیانگذار دانش آموزش و پرورش (پداگوژی) در ۴ می ۱۷۷۶ در الدنبورگ در شمال آلمان به دنیا آمد. پدرش وکیل دادگستری و مادرش زنی هوشمند بود که به تربیت فرزند خویش توجه بسیاری داشت. هربارت تا 12 سالگی زیر نظر مادر و آموزگاران خصوصی در خانه آموزش دید و پس از آن در حالی که از نظر آموزشی بسیار برتر و پیشتر از همسالان خود بود، به دبیرستان و در 18 سالگی برای فرا گرفتن فلسفه به دانشگاه ینا رفت. هنگامی که در دبیرستان و دانشگاه به تحصیل اشتغال داشت استعداد بسیار در فرا گرفتن زبان یونانی، ریاضی و فلسفه  نشان داد و اینها بعدها در عقاید او نسبت به اموزش و پرورش تأثیر بسزایی داشت. وی از سال 1797 تا 1800 در سويس زندگي کرد و در آنجا تحت تاثير شيوه تربيت استاد معروف پستالوزي قرار گرفت. وی پس از بازگشت به آلمان و اخذ مدرک دکترا به استادی فلسفه و آموزش و پرورش در دانشگاههای کونیگسبرگ (به جای کانت ) و گوتینگن رسید. هربارت مطالعات عمیقی در فلسفه آموزش و پررش داشت و مدت ها به تدریس آن پرداخت. وی از شخصیت هایی بود که می خواست تعلیم و تربیت را بر پایه های استوارتری قرار دهد. به این منظور آن را به صورت رشته ای علمی و دانشگاهی درآورد. حتی یک مدرسه تجربی تاسیس کرد و عقاید و افکار خود را در آن به آزمایش گذاشت. وی آثار بسیاری در تعليم و تربيت و فلسفه از خود برجای گذاشته از جمله: کتابي در اصول آموزش و پرورش (پداگوژي )، نکات مهم ماوراءالطبيعه، کتاب درسي روانشناسي و چندين رساله و کتب ديگر که همه مورد مطالعه و مرجع محققان فن تعليم و تربيت ست. وی آخرین نظریات خود را درباره آموزش و پرورش در مهم‌ترین کتابش به نام « رئوس عقاید تربیتی » در ۱۸۳۵ منتشر ساخت و سرانجام در ۱۱ اوت ۱۸۴۱ میلادی در سن 65 سالگی و در اوج شهرت درگذشت.

 

افکار و اندیشه های تربیتی هربارت :

کار هربارت در قلمرو روانشناسی و آموزش و پرورش، از اهمیت بسیاری برخوردار است. پرباري پداگوژي آلماني در قرن نوزدهم، پيش از همه با نامهاي هربارت Herbart، فرويل Froebel و پستالوتسي Pesstalozzi (از سوئيس آلماني زبان) مرتبط است. هربارت از سویی از پیشروان روانشناسی نو و از سوی دیگر از بنیانگذاران روش علمی آموزش و پرورش است. با کار اوست که آموزش و پرورش بر بنیاد روانشناسی استوار می گردد و جنبه ای علمی می یابد. وی در این باره می گوید: « من 20 سال متافیزیک و ریاضیات را همراه با مشاهده، تجربه و آزمایش به کار بردم تا به بنیادهای حقیقی روانشناسی راه یابم. انگیزه من برای این بررسی های دشوار، این اعتقادم بود و هست که بخش بزرگی از نارسائیهای دانش ما درباره آموزش و پرورش، نتیجه نبودن روانشناسی است. ما تنها آنگاه خواهیم توانست درباره درستی یا نادرستی کار آموزشی، دقیق قضاوت کنیم که نخست این علم ( روانشناسی نو ) را پدید آورده و آن را از آنچه امروز به نام روانشناسی معمول است، پیراسته باشیم.

 

آموزش و پرورش از نظر هربارت 

 از نظر هربارت آموزش و پرورش ممکن و ضروري است. ممکن است زيرا روح آدمي انعطاف پذير است و ضروري است زيرا انسان را از گزند محفوظ مي دارد. هربارت معتقد است آموزش و پرورش از هم جدایی ناپذیرند و آموزش پایه و اساس پرورش و تربیت است. اصل بنیادین آموزش و پرورش هربارت این است که: « آموزش، محتوای ذهن را می سازد؛ و تربیت، منش را. اما اگر اولی نباشد، دومی هم نخواهد بود. چنانکه گفته شد هربارت کوشید تا آموزش و پرورش را بر بنیاد روانشناسی استوار کند. از اینروست که پیش از پرداختن به روش آموزش، به بررسی چگونگی فهمیدن می پردازد. وظیفه تربیت از نظر هربارت در وهله اول، حفظ و صیانت حیات فرد است و هدف غایی آن، هدایت شکل گیری نگرش ها و ترکیب تضادها در یک مجموعه یا کل هماهنگ، همچنین ایجاد انضباط و نظم درونی است که مایه شخصیت اخلاقی است. «هربارت» معتقد است هدف نهايى از آموزش و پرورش بايد تربيت اخلاق و تكوين خصلت و سرشت كودك باشد و نيز داراى دين و ايمان گردد.

 

انتقاد از روش پستالوزی:

هربارت از یکسو بنیاد روانشناختی روش پستالوزی و از سوی دیگر، نارسایی آنرا نشان میدهد و معتقد است که روش پستالوزی (آموزش از طريق محسوسات و تجربیات ) خوب ولی ناکافی است و این روش اولین گام آموزش است که تنها برای نخستین سالهای کودکی مناسب میباشد. باید به دنبال روشی بود که:

1- از این یافته های حسی و تجربی، نظامی فهمیدنی پدید آورد.

2- از حد آموزشهای حسی و تجربی ( که بیشتر در خور کودکان است ) فراتر رود.

با آنکه برنامه آموزشی پستالوزی فعالیتهایی گوناگون از  آموختن حرفه ها گرفته تا  نقاشی، سرود خوانی، خواندن انجیل و درسهایی مانند حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را دربرمی گرفت؛ ولی پستالوزی هیچ تکیه و تاکیدی بر آموزش سازمان یافته، از پیش معین و از روی برنامه نداشت. هربارت این چگونگی را نقض شمرده با تاکیدی که بر اهمیت آموزش دارد، هم به آموزش از روی برنامه اهمیت می دهد، هم به آموزش از روی طرح از پیش تعیین شده، با گامهایی مشخص.

 

مراحل پیشنهادی هربارت در آموزش و پرورش ( با در نظر داشتن به چگونگی فهمیدن ) :

1- آمادگی: آماده کردن ذهن شاگرد ( از طریق پرسش از او با بیان مختصر درس گذشته ). « هربارت» اولین بار موضوع آمادگی را در قالب طرح درس ارائه داد. او معتقد بود معلم باید قبل از هر چیزی، دانش آموز را از نظر ذهنی و با توجه به تجربیات قبلی او آماده کند.

2- ارائه مطالب : ارائه مطالب درس جدید.

3- ربط یا تداعی: کودک مطالب درس جدید را با آموخته های قبلی خود  مقایسه و بین آنها ارتباط برقرار می کند.

4- تعمیم: ایجاد انسجام بین مطالب جدید و قدیم و نتیجه گیری کلی از آنها.

5- کاربرد: نشان دادن کاربرد آموخته ها در هر مورد ( این مرحله توسط پیروان هربارت افزوده شده است ).

طبق نظر هربارت، آموزش به معنی دقیق آن، فراهم آوردن زمینه پدید آمدن اندیشه های تازه و پیوند آن ها با اندیشه های پیشین است. به عقیده وی، آموزش پایه پرورش است؛ زیرا با سازمان دادن به اندیشه ها، دلبستگی و انگیزه پدید می آید و در چگونگی رفتار و منش تاثیر می گذارد و دامنه این تاثیر به جنبه های ذوقی و اخلاقی گسترش می یابد.

 

منبع:

6- نقیب زاده، عبدالحسین. ( 1383 ). " نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش ".تهران: طهوری.

 

 نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش

 

 

عصر ما، عصر انتقال از جهان واقعی به دوران زندگی در فضایی دوجهانی است. گرچه هنوز نهادها و سازمان های مجازی شکل نگرفته اند، اما ظهور جهانی نو به نام جهان مجازی را در دور و بر خود احساس می کنیم. جهان مجازی هویت معلم و فراگیر را به شدت تغییر می دهد و وظایف و نقش های جدیدی برای آنها پدید می آورد. سازنده گرایان با تاکید بر فعالیت یادگیرنده در فرآیند یادگیری معتقدند که دانش از بیرون به فرد منتقل نمی شود، بلکه آن چه وی از طریق حواسش دریافت می کند، براساس فردیت خویش تفسیر و پردازش می کند. آنها نقش معلم را مربی کنار میدان و تسهیل کننده یادگیری می دانند و بر یادگیری موقعیتی تاکید می کنند.

براساس این نظریه یادگیری هنگامی اثربخش تر و کارآتر می شود که یادگیرنده در بافت واقعی و زمینه موضوع مورد بحث قرار گیرد. یادگیری هنگامی افزایش چشمگیری می یابد که با بافت حل مسئله در ارتباط باشد کلاس های آموزشی سنتی دارای اثر بخشی چندانی نیستند، زیرا وابسته به زمان و مکان خاص اند و نمی توانند بافت واقعی و مناسب برای یادگیری فراهم آورند. متن های چاپی نیز به سبب محدودیت های خاص که چیزی بیش از متن، تصویر و طرح خطی نیستند مشکل آفرین اند. مهمترین اهداف این رویکرد ایجاد محیط های یادگیری مشارکتی است که به یادگیرندگان و معلمان اجازه می دهد به جست وجو بپردازند و انواع مسئله ها را بررسی کنند. افزایش منابع اطلاعاتی (روزنامه، رادیو، تلویزیون و اینترنت، سی دی و مواد چندرسانه ای دیگر) و رشد سریع دانش به خصوص در زمینه علوم و فناوری نه تنها نیاز به روزآمد کردن مطالب درسی را افزایش داده است، بلکه نیاز به بازبینی مجدد طراحی برنامه درسی و تدریس دروس به شکل میان رشته ای را نیز آشکار می کند. اولین و مهم ترین ویژگی تعلیم و تربیت مسئله محور و تفکر محور، فعال ساختن دانش آموز و ساختن دانش به وسیله خود او است. فناوری اطلاعات و ارتباطات تسهیل کننده یادگیری مسئله محور است.


استفاده موثر از فناوری
فناوریهایی که از تدریس حمایت می کنند باعث ایجاد یادگیری معنی دار و هدفمند می شوند، همچنین باعث تغییر روش های سنتی و معلم محور به تدریس و یادگیری فراگیر محورمی شوند. نتایج مطالعات نشان می دهد که معلمان ماهر در کاربرد فناوری اطلاعات بهتر می توانند دانش آموزان را در یادگیری هدایت کنند. حل مسئله و مهارت های سطح بالای تفکر، تفسیر و تحلیل اطلاعات، مدیریت زمان و توانایی اولویت بندی مهارت ها در فضای اطلاعاتی و جامعه جهانی مبتنی بر اطلاعات توسعه می یابد و این منوط به این است که معلمان و دانش آموزان بتوانند به نحو موثر و اصولی از فناوری استفاده کنند.


ارزشیابی اثربخشی فناوری اطلاعات
همگام با این که نظام های تربیتی، چه به صورت هدفمند و چه بدون هدف و ناگزیر به سوی استفاده فناوری در تدریس می روند توجه بیشتری به ارزشیابی از اثربخشی فناوری در کلاس درس می شود. نتایج یک تحقیق نشان می دهد که ارزشیابی از اثربخشی فناوری بر تدریس می تواند هفت پیامد انتقادی به دنبال داشته باشد.
۱) اثربخشی فناوری با اثر بخشی فعالیتهای دیگر مدرسه ارتباط دارد و درهم تنیده است.
۲) وسایل و ابزارهای دقیق برای ارزشیابی از اثر فناوری بر تعلیم و تربیت به طور گسترده ای مورد نیاز است.
۳) نمره های آزمون های استاندارد اطلاعات محدودی را برای توسعه برنامه فناوری اطلاعات در مدرسه عرضه می کند، بنابراین مدارس باید در جست وجوی ابزارهای دقیق و اضافی برای جمع آوری داده های سودمند برای این هدف باشند.
۴) مدارس باید یافته های ارزشیابی خود از اثرات فناوری اطلاعات در تدریس را به صورت گزارش منتشر کنند تا نیازهای گوناگون مدارس و افراد دیگر برآورده شود.
۵) در ارزشیابی باید تلاش شود تا پاسخ ها با پرسش های گوناگون درباره اثربخشی فناوری آموزشی متناسب باشد.
۶) معلمان نقش بسیار زیادی در ارزشیابی اثر بخشی فناوری آموزشی در تدریس دارند و این به تنهایی وظیفه منحصر به فرد خاصی نیست.
۷) کاربرد نوآوری ها، ممکن است در مدارس نتایج خود را جدا از خط مشی های رسمی مدرسه نشان دهد، زیرا برخی خط مشی های موجود در مدارس برای استفاده از فناوری های آموزشی نیاز به تغییر و اصلاح دارد.

نتایج تحقیقات نشان می دهند که هنوز ابزارهای دقیقی برای سنجش و اثربخشی فناوری آموزشی وجود ندارد. ابتدایی ترین نیاز برای محقق ساختن اثربخشی فناوری اطلاعات در مدارس، وجود تجهیزات، سخت افزار و نرم افزار مناسب است، اما به هر حال وجود تجهیزات و زیربناها به تنهایی این نیاز را برطرف نمی کند، عوامل بسیار مهم تری در استفاده از این تجهیزات وجود دارد. به زودی همه معلمان مجبورند از رایانه و فناوری اطلاعات در تدریس استفاده کنند، آنان باید بدانند از سخت افزار و نرم افزارهای موجود چگونه بهره بگیرند پس باید از زمان کافی و محیط حمایتی لازم برخوردار باشند.

امروزه یکی از مهیج ترین حوزه ها این است که دانش آموزان خودشان رسانه هایی را ایجاد کنند، وقتی رایانه عادی و رایج شود ما می توانیم دانش آموزان را از محدودیت های یک بعدی و گزارش های لفظی رهایی بخشیم و به آن ها اجازه دهیم مهارت را در مورد مسئله یا موضوعی از طریق رسانه هایی که خودشان ایجاد کرده اند نشان دهند. فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به خودی خود تاثیر اندکی بر کیفیت تدریس و یادگیری دارند. شک نیست که این فناوری ها فرصت های فراوانی برای ایجاد محیط های یادگیری فراهم می آورند، هرچند این فناوری های سبب می شوند تعامل آموزشی قابل توجهی به وجود آید، اما نمی توانند به تنهایی کیفیت یادگیری و تدریس را افزایش دهند. محتوای فعالیت های یادگیرنده، اجرای فعالیت های یادگیری، فرآیند سنجش عملکرد یادگیرندگان، و فرآیند بازخورد باید به گونه ای مناسب شکل گیرد، در غیر این صورت تضمینی وجود ندارد که هدف های آموزشی تحقق یابند.

نقش معلمان
نقش معلمان در محیط های یادگیری جدید تغییر یافته است. نقش معلمان در محیط های یادگیری شبکه ای دچار این تغییرات شده است.
▪ معلمان به جای سخنرانی و ارائه اطلاعات به راهنمایی یادگیرندگان و مدیریت منابع می پردازند.
▪ معلمان به جای آن که به سؤالات پاسخ دهند یادگیرندگان را برای یافتن پاسخ هدایت می کنند.
▪ معلمان به جای آن که صرفاً محتوا را تهیه کنند به طراحی تجارب یادگیری برای دانش آموزان می پردازند.
▪ معلمان ساختار اصلی و چارچوب کار را برای دانش آموزان تدارک می بینند و یادگیرندگان را تشویق می کنند که خود فرآیند یادگیری را کنترل کنند.
▪ معلمان چشم اندازه های متفاوت یک موضوع را ارائه می دهند و بر مهم ترین دیدگاه ها تأکید می کنند.
▪ معلمان به جای آن که به تنهایی تدریس کنند، به صورت گروهی با یکدیگر همکاری و آموزش را رهبری می کنند.
▪ معلمان به جای آن که شخصاً بر محیط تدریس کاملا کنترل داشته باشند با مشارکت دانش آموزان این کار را انجام می دهند.
▪ معلمان به سبک های یادگیری دانش آموزان حساسیت بیشتری نشان می دهند.

نقش دانش آموزان
در نقش دانش آموزان در محیط های یادگیری الکترونیکی تغییراتی به وجود آمده است. نقش دانش آموزان در محیط های یادگیری شبکه ای دستخوش این تغییرات شده است:
▪ دانش آموزان به جای آن که منفعل و پذیرای دانش باشند و فعال اند و به ساخت دانش می پردازند.
▪ دانش آموزان به جای حفظ کردن اطلاعات و حقایق به حل مسئله های پیچیده می پردازند.
▪ دانش آموزان موضوعات را از چشم اندازهای گوناگون ملاحظه می کنند.
▪ دانش آموزان سؤالات خود را بررسی می کنند و برای یافتن پاسخ های مناسب به جست وجو می پردازند.
▪ دانش آموزان به صورت گروهی با یکدیگر کار می کنند و با انجام دادن فعالیت های مشارکتی مسئولیت هدایت و کنترل یادگیری خود را عهده دار می شوند.
▪ دانش آموزان می کوشند فعالیت هایی انجام دهند که با زندگی حرفه ای آنان در ارتباط است.
▪ دانش آموزان می کوشند مستقل، خودکار و خودانگیخته باشند و خودشان زمان سرعت یادگیری را تنظیم کنند.
▪ دانش آموزان به جای آن که به گذراندن امتحان بیندیشند، می کوشند دانش خود را به کار گیرند.
▪ دانش آموزان به جست وجوی راهبردهای یادگیری مناسب برای خود می پردازند و می کوشند بر این اساس یادگیری خود را بهینه کنند.

قابلیت انعطاف فناوری و یادگیری الکترونیکی
دسترسی آسان و انعطاف پذیر به اطلاعات مناسب از ویژگیهای اصلی فناوری اطلاعات و ارتباطات است. در صورتی می توان گفت آموزش دارای انعطاف است که یادگیرنده بتواند از میان تجربیات متنوعی که در اختیار او قرار دارد، دست به انتخاب بزند. دسترسی انعطاف پذیر سبب می شود دسترسی یادگیرنده به محتوا تسهیل شود و بتوان در هر لحظه هر مکان و با سرعت مناسب تجارب یادگیری را در اختیار یادگیرنده قرار داد. بنابراین یادگیری شکل فردی به خود می گیرد. دسترسی انعطاف پذیر به محتوا و منابع یادگیری از طریق فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی شبکه ای در کلاس های درس معمولی، کارگاه ها، منازل و مراکز دیگر اجتماعی ویژگی های شاخص یادگیری الکترونیکی هستند. در این زمینه ها انواع افزارهای گروهی و فناوری کنفرانس رایانه ای را می توان برای ایجاد جو پرسش و جست وجوی گروهی میان یادگیرندگانی که در مکان های متفاوت اند و هم زمان در یک محل حضور ندارند، مورد استفاده قرار داد. از طریق فناوری های یادگیری الکترونیکی یادگیرندگان و معلمان می توانندبه فعالیت های تعاملی هم زمان و ناهم زمان بپردازندو این تعامل ممکن است در مکان ها و زمان های متفاوت صورت گیرد.

 

استفاده از فناوری در سایر کشورها
بررسی عملکرد سه مدرسه مورد مطالعه نروژ نشان داد وقتی دانش آموزان به فناوری دسترسی آسان دارند و شرایط برای طرح های خلاقانه آن ها فراهم است، بیشتر احتمال می رود که مهارت و دانش آن ها فزونی گیرد. باید به دانش آموزان فرصت داد تا از قوه تخیل خود در کنار انعطاف پذیری فناوری اطلاعات و ارتباطات کمک بگیرند و بیشتر و بهتر بیاموزند. البته در هر سه مدرسه مذکور کپی برداری، وقت تلف کردن و ارائه کارهای سطحی نیز مشاهده شد. سهولت به دست آوردن مطالب از شبکه اینترنتی یک معضل است. دانش آموزان باید یاد بگیرند از فناوری هایی که در اختیار آنهاست درست استفاده کنند. اگر غیر از این باشد فناوری به یک سرگرمی تبدیل می شود و اثری در افزایش توان علمی آن ها نخواهد داشت.

 

- تجربه مدارس آزمایش رایانه ور در ترکیه نشان داد که فناوری اطلاعات ابزاری قوی در فرآیند تدریس و یادگیری به حساب می آید.

- سنگاپور جزو معدود کشورهایی است که موفق شده در زمینه تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات با رویکردهای تربیت معلم و آموزش دانش آموزان قدم های اساسی بردارد. نظام آموزشی سنگاپور شباهت زیادی به نظام آموزشی کشورمان دارد. در دهه ۹۰ میلادی نظام آموزشی سنگاپور نوعی دگردیسی را تجربه کرد. مسئولان آموزش و پرورش آن در صدد برآمدند اصلاحات زیادی در بخش های گوناگون به خصوص آموزش عمومی و تربیت معلم انجام دهند. برای تسریع روند اصلاحات از فناوری اطلاعات و ارتباطات به نحو شایسته ای استفاده و اثرات مثبت این فناوری را در همه شئون زندگی مشاهده کردند. نظام آموزشی آزاد و انعطاف پذیر سنگاپور دنبال کننده سیاست های آموزشی اقتصاد محور و متمرکز بر رشد منابع انسانی است و برای دستیابی به سطح مطلوبی از تولید علم و رشد اقتصادی صنعتی، آموزش علوم و فناوری از جایگاه ویژه ای برخوردار است.


- در انگلستان و نروژ دانش آموزان به گردش علمی مجازی پرداخته و نتایج طرح های این دو کشور نشان می دهد که مسافرت مجازی ممکن است از نظر تعلیم و تربیت بسیار اثربخش باشد. مشروط بر آنکه برای این تمرین برنامه ریزی درستی صورت پذیرد و امکانات فنی فراهم آید.

- روند توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در استرالیا را پروفسور جانسون از آغاز دهه ۹۰ بررسی کرده است. اوایل دهه ۹۰ میلادی که بحث به صورت سخت افزار مطرح شد، وی می گوید معلمان یک احساس عدم اعتماد به نفس،

- ترس در مورد تکنولوژی، ترس از این که نتوانند کلاس را اداره کنند داشتند، ولی بعد از ۵سال که برنامه توسعه ict اجرا شد معلمین به یک اعتماد به نفس رسیدند که خیلی نگران نیستند که اگر کامپیوتر مشکل پیدا کند چه کنند؟ چون دیگر اقتضایی به قضیه نگاه می کنند. بنابراین باید به یک تصور روشنی رسید که لازم نیست فناوری اطلاعات و ارتباطات تمام حوزه درسی ما را بگیرد.

- تکنولوژی آموزشی در توسعه و مدرنیزه کردن آموزش و پرورش چین نقش بسزایی ایفا می کند و دولت چین طی ۲۰ سال گذشته توجه زیادی به آن مبذول داشته است.

- در کشور چین از سال ۱۹۹۰ فناوری اطلاعات به مرور در آموزش به کار گرفته شد و با پیشرفت رایانه ها و فناوری های چند رسانه ای قابلیت های جدیدی در زمینه آموزش به وجود آمد. طرح دانشگاه های صوتی- تصویری نیزاز اقدامات دیگر چین در زمینه استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش است. در این کشور جهت راه اندازی و بهره برداری از طرح ۵ ساله آموزش صوتی- تصویری از مشارکت و بخش دفتر خصوصی استفاده کرد. طرح ملی جهت همگانی کردن آموزش از راه دور ابتدا به صورت آزمایش در چند دانشگاه چین اجرا شد و پس از آن در سال ۱۹۹۷ به طور آزمایشی هزار مدرسه را تحت پوشش قرار داد و به طور کامل فناوری مدرن آموزشی را آنها اعمال کرد. نتیجه آزمایش این طرح در ۴۳ مدرسه مثبت بود. کشور چین برای اجرای بهتر آموزش از راه دور از قابلیت های سایر سازمان ها نیز استفاده کرده است و با ایجاد هماهنگی میان این سازمان ها طرح های خود را به پیش می برد. آموزش از راه دور درگیر ۳ مرحله بود: 
۱) پیشرفت پایه ای
۲) آموزش براساس تلویزیون 
۳) آموزش از راه دور پیشرفته.
در آغاز هزاره جدید در کشور چین کانال های آموزشی بیش از ۱۰۰ میلیون تماشاگر دارند. در طی ۱۳ سال تماشاگران شبکه های آموزشی افزایش یافته اند و شبکه ها نیز دارای بیش از صد کانال هستند و جالب این است همه اقشار مردم از آموزش های مربوط به خود بهره می برند، مثلا کشاورزان شیوه های جدید کشاورزی و مهارت های مربوط به آن را می آموزند.

 

جمع بندی و نتیجه گیری
فناوری یک ابزار قدرتمندی است. شیفتگی بیش از حد در برابر این ابزار و یا حتی نفی آن به خاطر فراهم نبودن سایر امکانات یا حتی مسایل انگیزشی کاری نابجاست به نحوی که حاصلش عقب ماندن هر چه بیشتر کشورها در مقایسه با سایر کشورها و یا حتی کشورهای همسایه است. اگر کاربرد رایانه در دروس گوناگون تلفیق شود مانند چسبی برای وصل کردن و چسباندن موضوعات منفعل عمل می کند. رایانه ها می توانند برای سازماندهی داده ها، گزارش نویسی، ارتباط با دیگر دانش آموزان، اجرای تحقیق اینترنتی و تسهیم کار با مخاطبان جهانی استفاده شوند.بالاترین میزان موفقیت در امر استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در یادگیری زمانی حاصل می شود که از سردرگمی و بهت زدگی در مورد فناوری اطلاعات و ارتباطات خارج شویم و ذهن و احساسات خود را با شگفتی های یادگیری متمرکز کنیم. تبیین سیاستگذاری آموزشی صحیح شفافیت و جامعیت در سیاست ها و هدفمندی سیاستگذاری های اجرایی است که فضای مناسب برای استفاده قابلیت های فناوری را فراهم می کند. قانون ها و الزاماتی که استفاده از فناوری ها را برای مقاصد مفروض، تسهیل یا سخت می نماید، اهمیت دارد. مسئله ای که وجود دارد آن است که هنوز در بسیاری از کشورها معلمان و دانش آموزان استفاده از کامپیوتر را در یک حالت نمایشی دنبال می کنند، در صورتی که استفاده از ICT در عرصه محتوای عمومی برنامه در سی مورد غفلت واقع شده است یا به اندازه کافی استفاده نشده است. با توجه به تجربیات بسیاری از کشورها تدریس ICT به عنوان یک رشته انتزاعی و مجرد راه موثری برای تشویق کاربرد ICT در یادگیری نیست.

مسلما این معلمان هستند که کلید کاربرد اثربخش فناوری در جهت بهبود یادگیری را در دست دارند، اما اگر معلمان کاملا درک نکنند که چگونه به طور موثری ICT را برای پیشبرد یادگیری دانش آموزان به کاربرند، سرمایه گذاری های کلانی که در نوآوری های ICT صورت گرفته به آسانی و در خواهد رفت. کاربرد ICT این را می طلبد که معلمان حتی در محتوای موضوع هایی که تدریس می کنند و طریقه هایی که به وسیله آن محتوا می تواند یاد داده و یاد گرفته شود، بهتر آماده شوند. معلمان نیاز به نگرشی بدون هیچگونه ترس در کاربرد ICT دارند تا آنها را تشویق کند که خودشان خطرات را بپذیرند و آنها را وادارد که یادگیرندگانی مادام العمر باشند. بهترین روش برای اشاعه استفاده از فناوری های جدید آموزشی در کلاس های درس این است که بکوشیم زود پذیرها (معلمانی که از نظر شرایط نزدیک به نوآورها هستند) این پدیده ها را به منزله هنجار یا ارزش بپذیرند. این مراحل عبارتند از:
۱) مرحله آگاهی و پی بردن به وجود پدیده جدید
۲ ) مرحله علاقه و جلب نظر کردن پدیده جدید
۳) مرحله ارزیابی که طی آن معلمان فایده و کاربرد پدیده جدید را بررسی و ارزیابی می کنند.
۴) مرحله آزمایش که طی آن معلمان پدیده باارزش شده را در شرایط خاص خود آزمایش می کنند.
۵) مرحله پذیرش که پس از نتیجه مثبت در آزمایش حاصل می شود.

 

منبع: http://www.maghsad.com/index/viewtopic.php?p=6040

آموزش و پرورش جهان

 

 ويژگی‌های مديريت مدارس آلمان

 

ليدا كاكيا 

كارشناس ارشد تعليم و تربيت تطبيقی‌


مقدمه‌

امروزه بسياري از متفكران و متخصصان تعليم و تربيت كه طرفدار برداشت و ديد نو در زمينهِ اصلاحات آموزشي هستند، براين باورند كه برنامه‌ريزي اصلاحات براي تجديدنظر اساسي در عملكرد گذشته و كنوني نظام‌هاي تعليم و تربيت هركشور، بايد در پرتو بررسي پيشينهِ تاريخي تحولات آموزش و پرورش و تحليل وضعيت كنوني نظام آموزشي و همچنين بررسي عملكرد آموزشي ساير كشورها و ممالك دنيا، صورت پذيرد، در اين صورت مي‌توان با ديدي نو و جامع، عواملي را كه موجب ركود فعاليتهاي فرهنگي و علمي و شكل‌گيري دشواريهاي كنوني نظام آموزشي شده است، شناسايي كرد. با ديدي واقع‌بينانه بر عملكرد آموزشي و پرورشي ساير كشورها مي‌توان يك تطبيق علمي - پژوهشي برنظام آموزش و پرورش خود بيا فكنيم و نقاط قوت و ضعف خود را با ديدي وسيع و نگرشي عميق بررسي نماييم لذا در اين گزارش تحقيقاتي، ويژگيهاي مديريت مدارس در كشور آلمان مورد بررسي قرار گرفته است. امروزه، <خودگرداني مدارس> به عنوان راهي براي حل و فصل رضايتبخش امور آموزشي، در آلمان قبل از هركشور ديگري مورد توجه دست‌اندركاران تعليم و تربيت است.

مديران مدارس آلمان از اختيارات وسيعي در ادارهِ امور آموزشي و اداري برخوردارند و تمامي نهادها، كه به نحوي در تحقق اهداف تربيتي مؤثرند، در مديريت و اداره امور آموزش و پرورش چه به طور مستقيم و چه غيرمستقيم مشاركت دارند. مديران مدارس آلمان كه به ركتور معروفند، سرپرست معلمان هستند. آنان براساس پيشنهاد شوراي مدرسه و با حكم رئيس اداره مدارس ايالت تعيين مي‌شوند و اين وظايف را برعهده دارند:

1) مسئول برنامه‌ريزي تحصيلي و عرضه‌كننده برنامهِ كار براي هر يك از معلمان.
2) نظارت بر فعاليتهاي تحصيلي در هر يك از كلاسها، براساس برنامه تعيين شده.
3) نظارت بر حضور و غياب دانش‌آموزان و اجراي مقررات و ضوابط قانوني در امور آموزشي، بهداشتي و حوادث.
4) مسئول تهيه تجهيزات و امكانات آموزشي و تأمين نيازمنديهاي مالي مدرسه و نيز تصميم‌گيري در زمينهِ تخصيص اعتبارات براي خريد ابزار و وسايل آموزشي.
در آلمان، در غياب مدير مدرسه، وظايف وي را معاونش برعهده مي‌گيرد. همچنين در مدارس آلمان شوراهايي به نام <شوراي مدرسه>، <شوراي معلمان>، <انجمن والدين> و <انجمن دانش‌آموزان> مدير را در حل و فصل امور ياري مي‌دهند.

شوراي مدرسه:
اين شورا در راس كميته‌هاي مشورتي و تصميم‌گيري مدارس قرار دارد. اعضاي آن متشكل از مدير مدرسه، نماينده شوراي دانش‌آموزان، نماينده معلمان و مشاور و مسئول امور هدايت تحصيلي دانش‌آموزان است.در نظام آموزش آلمان، شوراي مدرسه نهادي شناخته شده است كه زمينه را براي همكاري ميان مدير، معلمان، شاگردان و والدين فراهم مي‌سازد. وظايف اين شوراها در ايالت‌هاي آلمان متفاوت است؛ امّا مهمترين آنها عبارت است از:

۱. تدوين مقررات و ضوابط انضباطي در مدرسه، تعيين تدريس در كلاسهاي درس، مشخص كردن ساعت استراحت ميان ساعات تشكيل كلاس، تعيين ميزان تكاليف براي دانش‌آموزان و ميزان ساعات تشكيل كلاس‌ براي تدريس هر درس در برنامه هفتگي مدرسه.
۲. مهيا كردن وسايل رفت و آمد دانش‌آموزان و امكانات آموزشي و بهداشتي.
۳. تصويب و تأييد برنامه‌ بازديدها و گردشهاي علمي و نيز تهيه امكانات اجرايي براي اين برنامه‌ها.
۴. تعيين كتابهاي درسي كه شوراي معلمان از ميان كتابهاي درسي مورد تأييد وزارت آموزش و پرورش ايالت انتخاب كرده است. همچنين تعيين كميت و كيفيت ارزشيابي تحصيلي دانش‌آموزان و رتبه‌ بندي آن.

در برخي از ايالتها، شوراي مدرسه در زمينه اصلاح يا تغيير تشكيلات و سازمان مدرسه، تجهيز وسايل و امكانات آموزشي مدرسه، بازسازي و نوسازي ساختمان مدرسه، حل و فصل اختلافهاي ميان والدين و اولياي مدرسه در زمينه دشواريها و مشكلات تحصيلي دانش‌آموزان،‌ برگزاري مراسم ويژه (جشن فارغ‌التحصيلي) و جمع‌آوري كمك‌هاي نقدي نقش فعالي ايفا مي‌نمايد.

شوراي معلمان‌
اين شورا كه متشكل از معلمان يا نماينده هر يك از معلمان پايه‌هاي تحصيلي يا بخش‌هاي آموزشي مدرسه است، مدير را در حل و فصل رضايت‌بخش مسائل مدرسه ياري مي‌دهد. وظايف اين شورا عبارت است از:

۱. انتخاب كتابهاي درسي براي هريك از پايه‌هاي تحصيلي از ميان كتابهاي درسي مورد تأييد وزارت آموزش و پرورش ايالت و طراحي ساعات مدرسه (برنامه كلاس).
۲. بررسي اختلاف نظر والدين با معلمان در زمينه امور تحصيلي و پرورشي دانش‌آموزان.
۳. تصميم‌گيري دربارهِ انتقال دانش‌آموزان به مدرسه‌اي ديگر يا تغيير كلاس آنها.
۴.  تهيهِ طرح پيشنهادي برنامه مدرسه و عرضهِ آن به شوراي مدرسه براي تصويب.
۵. تصميم‌گيري دربارهِ روش آموزش و برنامه تحصيلي دانش‌آموزان با توجه به آزادي عمل معلمان در روش تدريس.
۶. ارائه پيشنهاد در زمينهِ تعيين معيارهاي ارزيابي كار معلمان و ارزشيابي تحصيلي دانش‌آموزان. معمولاً مدير مدرسه، به عنوان رئيس شورا، تصميمات اين شورا را به مرحلهِ اجرا مي‌گذارد.

انجمن والدين‌
اين انجمن با گروهي از اولياي دانش‌آموزان هر مدرسه تشكيل مي‌شود و به حكم <قانون مدارس آلمان> داراي اين اختيارات است:

۱. تشكيل جلسات، مطلع ساختن والدين دانش‌آموزان از جديدترين تصميماتي كه درجلسات عمومي مدرسه اتخاذ شده است و منعكس كردن نظريات آنان به شوراي مدرسه.
۲. همكاري با مديريت مدرسه، معلمان و شوراي دانش‌آموزان (انجمن دانش‌آموزان) در امور تربيتي.
۳. حمايت از منافع و تقاضاهاي شوراي مدرسه در منطقه‌اي كه مدرسه در آن قرار گرفته است.
۴. شركت در شوراي مدرسه و شوراي معلمان با برخورداري از حق را‡ي.
۵. حمايت از خواستهاي والدين در امور تحصيلي فرزندانشان.
۶. اظهارنظر دربارهِ شرايط پذيرش دانش‌آموزان، طراحي برنامه درسي، اهداف تربيتي، ارزشيابي كارايي دانش‌آموزان و ضوابط ارتقا از پايه‌اي به پايهِ بالاتر و ارزشيابي مدرك تحصيلي.
۷. نظارت بر اجراي مناسب فعاليتهاي تحصيلي دانش‌آموزان، كمك به مديريت و معلمان مدرسه در اجراي گردشهاي علمي و بازديدهاي خارج از مدرسه و تشكيل كلاسهاي جبراني.
البته انجمن والدين مي‌تواند در مدرسه جلسه عمومي تشكيل دهد و تمامي والدين دانش‌آموزان را دعوت كند. انجمن والدين، نمايندگان خود را براي شوراي والدين منطقه و استان كانديد مي‌نمايد. اين شورا نماينده والدين در سطح منطقه يا استان است.

انجمن دانش‌آموزان‌
در قانون جديد مدارس آلمان، كه از اول آگوست 1997 به مرحلهِ اجرا درآمد، براي والدين و دانش‌آموزان در امر تصميم‌گيري مشترك و سازندهِ امور مدرسه حقوق گسترده‌اي در نظر گرفته شده است. قوانين آموزش و پرورش ايالتها هركدام به حق مشاركت دانش‌آموزان از طريق نمايندگان خويش در انجمن دانش‌آموزان در سطح مدرسه و انجمن دانش‌آموزان در سطح منطقه و استان تأكيد ورزيده‌اند. اين انجمن‌ها نه تنها از حقوق دانش‌آموزان در كانونهاي آموزشي دفاع مي‌كنند، بلكه با شركت نمايندگانشان در شوراي مدرسه، شوراي تربيتي منطقه و استان در اتخاذ تصميمات تربيتي منطبق با چارچوب وظايف هريك از دانش‌آموزان، مشاركت فعال دارند. جلسه عمومي انجمن دانش‌آموزان در سال دو بار برپا مي‌شود. اين جلسات براي تبادل نظر و گفت و شنود دربارهِ مسائل دانش‌آموزان است و تمامي نمايندگان دانش‌آموزان از هر مدرسه و در هر مقطع تحصيلي در آن شركت مي‌كنند. اين جلسات با صدور قطعنامه‌اي دربردارندهِ نظريات دانش‌آموزان در راستاي حل و فصل مسائل آموزش و پرورش مناطق و استان كار خود را به پايان مي‌رساند. سپس مفاد اين قطعنامه براي تصميم‌گيري به اطلاع مقامهاي محلي آموزش و پرورش مي‌رسد. در آلمان امكان برقراري ارتباط ميان دستگاه مركزي آموزش و پرورش و مقامهاي محلي، از وزير آموزش و پرورش ايالتي گرفته تا مديريت و شوراهاي تربيتي درسطح استان، شهر، ناحيه، مدرسه و سرانجام انجمن دانش‌آموزان وجود دارد كه بسيار گسترده است. به‌طور معمول، روابط ميان اين نهادها، آگاهانه، منظم، مستحكم و صميمانه است و مشكلات تربيتي از طريق جلسات خصوصي و رسمي حل و فصل مي‌شود.


فهرست منابع و مأخذ

1- آقازاده، احمد، مسائل آموزش و پرورش ايران، تهران: سمت، .1383
2- آقازاده، احمد، آموزش و پرورش تطبيقي، تهران: دانشگاه پيام‌نور، .1373
3- آقازاده، احمد، آموزش و پرورش تطبيقي، تهران: سمت، .1382
4 -آقازاده، احمد، مسائل جهاني آموزش و پرورش؛ ترجمهِ احمد آقازاده، تهران: مركز نشر دانشگاهي، چاپ سوم، .1378
5 -راسخ، شاپور، تعليم و تربيت در جهان امروز، تهران: انتشارات اميركبير، .1347
6 -توما، ژان، مسائل جهاني آموزش و پرورش، ترجمهِ احمد آقازاده، .1366
7- Hompt,John;participation in Education, mun chem.: kul,TUS 1998, P.P 25-30
8- Baddeley, A.D & G. Hitch;”working memory”, The Psychology of memory; Vol-II,1974
waiter,M-Lifton; Education for tomorrow; Newyork: Wiley Ine., 1977
codex09x

 

منبع: روزنامه اطلاعات ٢١/١١/١٣٨٦

شهروندی

 

 

آموزش شهروندی، ضرورت جامعه امروز

 

نازيلا خطيب زنجانی

 

 

starting kindergarten

 

  

امروزه در كشورهاي بزرگ جهان بخش عظيمي از تحقيقات و منابع مصروف كشف اين حقيقت مي شود كه شهروند مطلوب بايد داراي چه خصوصياتي باشد و چگونه مي توان اين ويژگي ها را در اقشار مختلف جامعه توسعه داد. در مطالعه اي كه با مشاركت بيش از بيست كشور جهان تحت عنوان «مطالعات شهروندي» انجام گرفته است. اهميت تخصيص موارد فوق آشكار مي شود.و اين در حالي است كه متأسفانه اكنون توجه چنداني به آموزش بنيادين شهروند خوب نمي شود . در اين راستا ابتدا بايد به تعريفي در باب شهروندي و ملاك هاي شهروند خوب بودن پرداخت. شهروندي مفهومي چندبعدي و داراي معاني مختلف است كه اين اختلاف از تفاوت فلسفه هاي حاكم بر هر جامعه و ارزش هاي آن نشأت مي گيرد. اما فاكتوري كه بيشتر مورد توجه جامعه شناسان است انطباق تعريف شهر با شهروند است. نتايج مطالعات نشان داده كه مفهوم شهروندي حداقل شامل چهار عنصر اصلي «هويت ملي، تعلقات اجتماعي و فرهنگي و فرامليتي، نظام اثربخش حقوقي و مشاركت مدني و سياسي است.» اين مفاهيم داراي ارتباط دروني و تعامل با يكديگرند و در حقيقت چهار انعكاس يك واقعيت هستند، يعني مفهوم شهروندي.

 

براي شهروندي الگوهاي مختلفي مطرح شده كه بارزترين آنها توسط كستلز 1997 عنوان شده است. كه در اين بين به تعريف الگوي «كثرت گرا» مي پردازيم. در اين الگو افراد داراي حقوق برابر هستند و تمام شهروندان به حوزه هاي اجتماعي و منابع دسترسي دارند. بدون اينكه انتظار ترك تعلقات و احساسات متفاوت افراد مطرح باشد. بنابراين در اين الگو افراد با هر دين و مليتي به دليل احساس مشترك شهروندي در امور جامعه مشاركت فعال دارند.


با توجه به اينكه هر جامعه اي با عنايت به زمينه هاي فرهنگي و ارزشي خود به شهروندان خاص با خصوصيات ويژه اي نياز دارد و اين امر ضامن بقا و تداوم حيات اجتماعي و ميزان توسعه و پيشرفت كشور مي شود بايد برنامه ريزي آموزشي حساب شده اي را براي تمام اقشار جامعه به طور وسيع درنظر گرفت كه مي توان آن را از رسمي ترين نظام آموزشي كشور يعني آموزش و پرورش آغاز كرد. شواهد زيادي دال بر اين مطلب وجود دارد كه دانش آموزان و دانش جويان به مدرسه و دانشگاه مي روند بدون آنكه دانش و مهارت و ارزش هايي را بياموزند كه پايه و اساس مسئوليت پذيري در قبال جامعه و زيبنده يك شهروند خوب در آينده باشد. اگر آموزش را سرمايه گذاري براي آينده در نظر بگيريم. آموزش شهروندي سرمايه گذاري براي آينده مورد نظر كشور در تمامي ابعاد است. زماني مي توان از حقوق شهروندي صحبت كرد كه مفهوم آن را با تمام وجوه و مشخصات آن شناساند و بارور كرد. نمي توانيم از جوانان انتظار داشته باشيم تا بدون آمادگي قبلي ناگهان تبديل به شهروندي متعهد و مسئول شوند. كودكان بايد هم فكري، مشورت و شناخت قوانين لازم زندگي در محله و شهر را از زمان پيش دبستاني و كودكي همراه با آموزش هاي محيطي و ملموس با مشاركت كودكان ديگر فراگيرند. پاكيزگي شهر و محيط زندگي، احترام به حقوق ديگران، رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي و حق تقدم در تمامي امور شهروندي، آموزش بهداشت عمومي و دفع صحيح زباله و... از جمله عواملي هستند كه بايد از همان دوران كودكي با آموزش نهادينه شوند زيرا پس از رشد و بلوغ افراد عادات در آنها تقويت و تثبيت شده و تغيير آنها به تمايلات طبيعي ناممكن و دير است. چامبليس (1997) مي نويسد: در هر جامعه اي ارزش ها و طرز تلقي ها و بينش ها و مهارت ها به همراه الگوها و روش هاي مشاركت در زندگي جمعي يا مدني به شكل ويژه اي منتقل مي شود و فلسفه تأسيس نظام هاي تربيتي، پرورش چنين شهرونداني است.


روش هاي بسياري را در تدريس آموزش هاي مربوط به شهروندي مي توان در برنامه ريزي هاي درسي دانش آموزان و دانش جويان گنجاند. كشورهايي كه به اصول دموكراسي معتقدند بيشتر به آموزش حقوق و ارزش هاي دموكراتيك براي مقابله با آثار مخرب تنش هاي معاصر مثل اختلاف نژادي و فرهنگي مي پردازند. دسته ديگر به روش هاي آموزشي تربيت شهروندي نظير بحث آزاد كلاسي نظرسنجي از شاگردان در بخش هاي گوناگون برنامه درسي روش حل مسئله گروهي فرضيه سازي انديشمندانه و تفكر انتقادي توجه دارند. دسته ديگر به درگير شدن فعالانه شاگردان و مشاركت در صحنه اجتماعي و حتي سياسي در تربيت مدني و شهروندي حساسيت بيشتري نشان مي دهند.


صرف نظر از ديدگاه ها و نقطه نظرات متفاوتي كه در اين زمينه وجود دارد مي توان برنامه ها را به دو گروه تقسيم كرد:


1- آموزش مستقيم تربيت شهروندي: در قالب كلاس هاي درس، سمينارها، كنفرانس ها با توجه به ماهيت برنامه هاي درسي طراحي و به مرحله اجرا درمي آيد.


2- آموزش ضمني تربيت شهروندي: از طريق رسانه ها و وسايل آموزشي مانند سي دي و... و اينترنت اجرا مي شود.به غير از برنامه هاي درسي رسمي در مدارس، با توجه به مطالعات و پژوهش هاي انجام شده مي توان از عوامل ديگري مانند خانواده، دوستان و همكلاسي ها، مدرسين و كتب مذهبي، فعاليت هاي فوق برنامه به عنوان ديگر راهكارهاي تربيت شهروندي نام برد، كه البته نقش خانواده و مدرسه در اين بين برجسته تر است. براي مثال در هنگ كنگ براي تربيت شهروندي از اردوهاي دانش آموزي و در اندونزي از آموزش هاي نظامي استفاده مي كنند.اميد است كه با برنامه ريزي صحيح آموزشي در قالب برنامه درسي مدارس و مراكز آموزشي و فراهم كردن جو آموزشي مناسب و آشنايي شهروندان به لزوم يادگيري اين اصول در راستاي جامعه اي بهتر و پيشرفته تر بتوان فرهنگ شهروندي را در جامعه مدني نوپاي ايران به جايگاه واقعي خود نزديك كرد.

 

منبع: روزنامه کیهان.

www.magiran.com/npview.asp?ID=1307489

مدرسه

 

 دانش آموز مدرسه سالم

 

غلامحسين عدالتی

 

 
 

هر مدرسه‌اي به مثابه يك كشتي است كه بايستي هدفي را دنبال كند. مدرسه‌اي كه دماغه‌ كشتي خود را در جهت مشخص نگرفته است در درياي مواج سرگردان خواهد ماند. ابتدايي‌ترين و اصلي‌ترين كاركرد يك رهبر آموزشي، داشتن چشم‌اندازي از آينده و انتقال اين چشم‌انداز به مربيان، والدين، دانش‌آموزان و جامعه است. مدرسه‌اي كه فراتر از ملاك نمره، افزايش درصد قبولي، كنكور تيزهوشان و... معياري ندارد مثل جزيره‌اي تنها و دور افتاده از بطن اجتماع و تحولات شتابنده جامعه پيراموني و جامعه جهاني، دانش‌آموزي به جامعه تحويل خواهد داد كه «ناتوان از زندگي كردن» است. مدرسه‌ اثربخش ابتدا آينده را تصور مي‌كند و سپس آن را مي‌سازد و در اين زمينه بيشترين نقش را به خود دانش‌آموزان مي‌دهد تا با هدايت و حمايت اوليا و مربيان بتوانند براي زندگي در شرايط جديد جامعه خود را مهيا سازند.

 

برنامه‌ريزي استراتژيك، داشتن اهداف ساليانه، ماهيانه و روزانه، آموزش مديريت زمان، استفاده از گروه‌هاي تخصصي، بهره‌گيري از اساتيد دانشگاه‌ها، استفاده از منابع عظيم اطلاعاتي از جمله اينترنت و آموزش فرهنگ استفاده صحيح از اين منابع و بسياري ديگر مي‌تواند مدرسه را نه به عنوان بخشي منفعل و منفك، بلكه به عنوان جلودار، موتور محركه و در نهايت گنجينه ذخاير و ثروت اصلي يك جامعه قرار دهد. تحصيل توأم با «اشك» با يادگيري به همراه «لذت» تفاوتي اساسي دارد. در مدرسه‌اي كه بذر اعتماد كاشته شود، ميوه مشاركت چيده مي‌شود. مدرسه در نظام آموزشي اسلامي مكان افزوده شدن است نه كاسته شدن، مدرسه مكاني است براي خوديابي و خودسازي.  مدرسه با آشنا ساختن دانش‌آموزان با مجموعه توانايي‌هاي خود آنها را صاحب اعتماد به نفس بالا، اهل ريسك حساب شده، عملكرد خردمندانه، تفكر علمي، بينش انتقادي و در نهايت خداجو بار مي‌آورد.

 

مدرسه‌اي كه روي نقاط ضعف دانش‌آموزان دست مي‌گذارد مثل باغباني است كه به‌جاي بذرهاي مفيد و سالم علف‌هاي هرز را پرورش مي‌دهد. مدرسه مكان كرامت‌بخشي به انسان‌هاست، در مدرسه مطلوب، مدير آموزشي نه‌فقط رهبر آموزشي است، بلكه يك رهبر اخلاقي است كه در مدرسه تحت هدايت او معلم، از ياد دادن، دانش‌آموز از يادگرفتن، والدين از مشاركت و خود مدير از هدايت مجموعه لذت مي‌برند. در مدرسه اثربخش به تفاوت‌هاي فردي افراد با احترام نگريسته مي‌شود و هر كسي آن‌گونه‌اي كه «هست» پذيرفته مي‌شود تا آن‌گونه كه مي‌بايست «ساخته شود» را، خود داوطلبانه بپذيرد و در آن مسير با اوليا و مربيان همكاري كند. در مدرسه اثربخش فضاي مثبتي بر جريان‌ ياددهي- يادگيري حاكم است و هيچ چيز از جمله مدرك تحصيلي، امتحان، نمره و... نمي‌تواند جايگزين منزلت والاي «انسان» شود. هيچ‌چيز به اندازه اصل مشاركت در تصميم‌گيري‌ها نمي‌تواند باعث آزاد شدن انرژي همكارانه افراد به‌ويژه اوليا، مربيان و دانش‌آموزان در جهت رسيدن به اهداف نظام آموزشي شود.  هرچه ميزان اطلاعات افراد از جريانات و تصميم‌گيري‌هاي مدرسه افزايش پيدا مي‌كند انگيزه آنها براي حل مشكلات مدرسه بيشتر مي‌شود. رهبران آموزشي موفق به دنبال ساختن كانال‌هاي ارتباطي و تعاملي با اوليا، جامعه، رسانه‌ها، مربيان و دانش‌آموزان هستند كه تا جريان اطلاعات، در اين كانال‌ها به‌راحتي رد و بدل شده و افراد اندوخته‌هاي عقلي و بضاعت تجربي خود را در اختيار مدرسه قرار دهند.

 

 مدرسه سالم همان مدرسه‌اي  است كه نقشه‌هاي ذهني گذشته را به چالش مي‌كشد، ملاك شخصيت‌دهي و ارزش افزوده را به‌جاي «نمره افزوده» مي‌گذارد، به‌جاي فشار بر يادگيري «كشش» در يادگيري ايجاد مي‌كند. در مدرسه سالم همه افراد اعم از كاركنان، اوليا و دانش‌آموزان يادگيرنده مي‌شوند و همه از هم مي‌آموزند، افراد با هم عهد و پيمان مي‌بندند كه اطلاعات را به دانش و دانش را به معرفت تبديل سازند. در اين مدرسه اوليا و مربيان بيشتر از خود دانش‌آموزان به يادگيري علاقه نشان مي‌دهند و مي‌آموزند با آموزش بيشتر نه‌فقط به تربيت بهتر دانش‌آموزان كمك كنند، بلكه با بيشتر آموختن رمز بهتر زندگي كردن را نيز بيابند.

 

منبع: همشهری آنلاین.

www.hamshahrionline.ir/News/?id=7647

 

 دانش آموز مدرسه سالم

 

غلامحسين عدالتی

 

 
 

هر مدرسه‌اي به مثابه يك كشتي است كه بايستي هدفي را دنبال كند. مدرسه‌اي كه دماغه‌ كشتي خود را در جهت مشخص نگرفته است در درياي مواج سرگردان خواهد ماند. ابتدايي‌ترين و اصلي‌ترين كاركرد يك رهبر آموزشي، داشتن چشم‌اندازي از آينده و انتقال اين چشم‌انداز به مربيان، والدين، دانش‌آموزان و جامعه است. مدرسه‌اي كه فراتر از ملاك نمره، افزايش درصد قبولي، كنكور تيزهوشان و... معياري ندارد مثل جزيره‌اي تنها و دور افتاده از بطن اجتماع و تحولات شتابنده جامعه پيراموني و جامعه جهاني، دانش‌آموزي به جامعه تحويل خواهد داد كه «ناتوان از زندگي كردن» است. مدرسه‌ اثربخش ابتدا آينده را تصور مي‌كند و سپس آن را مي‌سازد و در اين زمينه بيشترين نقش را به خود دانش‌آموزان مي‌دهد تا با هدايت و حمايت اوليا و مربيان بتوانند براي زندگي در شرايط جديد جامعه خود را مهيا سازند.

 

برنامه‌ريزي استراتژيك، داشتن اهداف ساليانه، ماهيانه و روزانه، آموزش مديريت زمان، استفاده از گروه‌هاي تخصصي، بهره‌گيري از اساتيد دانشگاه‌ها، استفاده از منابع عظيم اطلاعاتي از جمله اينترنت و آموزش فرهنگ استفاده صحيح از اين منابع و بسياري ديگر مي‌تواند مدرسه را نه به عنوان بخشي منفعل و منفك، بلكه به عنوان جلودار، موتور محركه و در نهايت گنجينه ذخاير و ثروت اصلي يك جامعه قرار دهد. تحصيل توأم با «اشك» با يادگيري به همراه «لذت» تفاوتي اساسي دارد. در مدرسه‌اي كه بذر اعتماد كاشته شود، ميوه مشاركت چيده مي‌شود. مدرسه در نظام آموزشي اسلامي مكان افزوده شدن است نه كاسته شدن، مدرسه مكاني است براي خوديابي و خودسازي.  مدرسه با آشنا ساختن دانش‌آموزان با مجموعه توانايي‌هاي خود آنها را صاحب اعتماد به نفس بالا، اهل ريسك حساب شده، عملكرد خردمندانه، تفكر علمي، بينش انتقادي و در نهايت خداجو بار مي‌آورد.

 

مدرسه‌اي كه روي نقاط ضعف دانش‌آموزان دست مي‌گذارد مثل باغباني است كه به‌جاي بذرهاي مفيد و سالم علف‌هاي هرز را پرورش مي‌دهد. مدرسه مكان كرامت‌بخشي به انسان‌هاست، در مدرسه مطلوب، مدير آموزشي نه‌فقط رهبر آموزشي است، بلكه يك رهبر اخلاقي است كه در مدرسه تحت هدايت او معلم، از ياد دادن، دانش‌آموز از يادگرفتن، والدين از مشاركت و خود مدير از هدايت مجموعه لذت مي‌برند. در مدرسه اثربخش به تفاوت‌هاي فردي افراد با احترام نگريسته مي‌شود و هر كسي آن‌گونه‌اي كه «هست» پذيرفته مي‌شود تا آن‌گونه كه مي‌بايست «ساخته شود» را، خود داوطلبانه بپذيرد و در آن مسير با اوليا و مربيان همكاري كند. در مدرسه اثربخش فضاي مثبتي بر جريان‌ ياددهي- يادگيري حاكم است و هيچ چيز از جمله مدرك تحصيلي، امتحان، نمره و... نمي‌تواند جايگزين منزلت والاي «انسان» شود. هيچ‌چيز به اندازه اصل مشاركت در تصميم‌گيري‌ها نمي‌تواند باعث آزاد شدن انرژي همكارانه افراد به‌ويژه اوليا، مربيان و دانش‌آموزان در جهت رسيدن به اهداف نظام آموزشي شود.  هرچه ميزان اطلاعات افراد از جريانات و تصميم‌گيري‌هاي مدرسه افزايش پيدا مي‌كند انگيزه آنها براي حل مشكلات مدرسه بيشتر مي‌شود. رهبران آموزشي موفق به دنبال ساختن كانال‌هاي ارتباطي و تعاملي با اوليا، جامعه، رسانه‌ها، مربيان و دانش‌آموزان هستند كه تا جريان اطلاعات، در اين كانال‌ها به‌راحتي رد و بدل شده و افراد اندوخته‌هاي عقلي و بضاعت تجربي خود را در اختيار مدرسه قرار دهند.

 

 مدرسه سالم همان مدرسه‌اي  است كه نقشه‌هاي ذهني گذشته را به چالش مي‌كشد، ملاك شخصيت‌دهي و ارزش افزوده را به‌جاي «نمره افزوده» مي‌گذارد، به‌جاي فشار بر يادگيري «كشش» در يادگيري ايجاد مي‌كند. در مدرسه سالم همه افراد اعم از كاركنان، اوليا و دانش‌آموزان يادگيرنده مي‌شوند و همه از هم مي‌آموزند، افراد با هم عهد و پيمان مي‌بندند كه اطلاعات را به دانش و دانش را به معرفت تبديل سازند. در اين مدرسه اوليا و مربيان بيشتر از خود دانش‌آموزان به يادگيري علاقه نشان مي‌دهند و مي‌آموزند با آموزش بيشتر نه‌فقط به تربيت بهتر دانش‌آموزان كمك كنند، بلكه با بيشتر آموختن رمز بهتر زندگي كردن را نيز بيابند.

 

منبع: همشهری آنلاین.

www.hamshahrionline.ir/News/?id=7647

 
 
 الگوی كار و بحث گروهی
 
 

 

مقدمه:

امروزه در دنیا هیچ كاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فكر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. كارگروهی یكی از روش های اصلی تدریس در كلاس علوم است و باید دانش آموزان را به كارگروهی واداریم.


هدف:

كار و بحث گروهی، در عین این كه یك روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. كار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می كند. انسان موجودی اجتماعی است. كار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشكلاتی كه در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می كند و راه مقابله و برطرف كردن مشكلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی كوچك برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان كار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم كار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند. شركت در كار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود.


نكات اجرایی:

در حال حاضر، در كلاس های علوم به دانش آموزانی برمی خوریم كه در یك زمینه ی خاص دارای اطلاعاتی زیاد و حتی بیشتر از معلم هستند. آنها معمولا˝این اطلاعات را از طریق دیدن فیلم، مطالعه كتاب و حتی مسافرت و تجربه عملی كسب می كنند. در بحث گروهی، معلم با ایجاد فضای بحث گروهی، كلاس را از اطلاعات این گونه دانش آموزان بهره مند می كند و در عین حال، این افراد نیز تشویق می شوند.

 

در بحث و كار گروهی، معلم باید مراقب باشد كه هیچ كدام از دانش آموزان، منزوی و گوشه گیر نباشند و همه در كار گروهی مشاركت كنند. كار گروهی روحیه همفكری، همیاری و همدلی را در دانش آموزان افزایش می دهد و جلوی رقابت ناسالم را می گیرد.


تعداد افراد گروه با توجه به نوع فعالیت متفاوت است و به امكانات كلاس و سن دانش آموزان نیز بستگی دارد. هم چنین تقسیم كا باعث ایجاد انگیزه و پویایی در گروه می شود. معلم باید مراقب باشد تا در حین انجام كار گروهی، دانش آموزان از موضوعی كه باید در مورد آن بحث كنند و كار گروهی انجام دهند، منحرف نشوند و در صورت انحراف، باید آنان را با روش های مناسب به سوی هدف اصلی سوق داد. هدف اصلی در كار و بحث گروهی، انجام دادن كار به صورت گروهی است، نه به صورت انفرادی درگروه.


در كار گروهی، یكی از مشكلات اصلی شكل آرایش صندلی ها و نیمكت های كلاس است. تغییر آرایش كلاس با تشكیل كلاس در محیط خارج از كلاس، فرصت های مناسب و جذاب را برای یادگیری بهتر فراهم می كند. به عنوان نكته آخر در این بحث متذكر می شویم كه در این روش نیز باید جلوی افراط و تفریط را گرفت. انجام دادن كار گروهی نباید به معنای نفی و فراموش كردن آن دسته از فعالیت های انفرادی باشد و روحیه ی اتكا به نفس را پرورش می دهند. 

 

منبع: وبلاگ علوم تجربی

کارآفرینی

 

 

حميده احمديان راد

 

 

تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی ايران گنجانده شود. مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. مدتهاست کشورهای پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند که برای اين که نسل بزرگسال کارآفرينی پرورش دهند، بايد آموزش کارآفرينی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. به اين ترتيب کودکی که با پول و کسب و کاردرست و شرافتمندانه آشنا می شود. در آينده نيز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايی نياز مبرمی دارد.

 

ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.

 

خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند:

برخی از کارشناسان فراتر از اين می روند و توصيه می کنند که آموزش کارآفرينی از سنين کودکی شروع شود چرا که کارآفرينی از تجربيات زندگی در محدوده خانواده و فرهنگ سرچشمه می گيرد. سوده راد کارشناس ارشد کارآفرينی می گويد: " زمانی تصور می شد افراد، کارآفرين به دنيا می آيند چون خصوصيات آنها به قدری نادر و بخصوص بود که در هر جايی يافت نمی شد. در حالی که امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان می دهد، صفات کارآفرينی می تواند در نتيجه آموزش های دوران کودکی و استقلال و اتکا به خود و نيز در نتيجه ارزش های فرهنگی مربتط با کار و صنعت پرورانده شود. روانشناسان معتقدند که 5 سال اول زندگی اثر دائمی بر شخصيت فرد به جای می گذارد. در اين دوران نوع رفتارها د رخانه و خانواده بيشترين تاثير را در شکل گيری رفتار آينده کودک بعنوان فرد بالغ به جا می گذارد.

 

برای مثال کوکانی که مادران آنها پيوسته و همراه با محبت برايشان از طريق داستان، کتاب، اسباب بازی، بازی و گفت و گو ايجاد تحرکات ذهنی اوليه می کنند، در دوران مدرسه و دبيرستان هميشه نمره هايی خوبی می آورند و در آينده به افرادی مطمئن، شاد، فعال، اجتماعی، از نظر احساسی مستحکم و از نظر ذهنی کنجکاو و تبديل می شوند. همچنين مطالعات مربوط به گذشته کارآفرينان نشان می دهد که آنها از خانواده هايی که ارزش خاصی برای استقلال و اتکای به خود قائل هستند، بيرون می آيند. اين کودکان در مواردی که از خود استقلال، ابتکار و پشتکار نشان داده اند، تشويق شده و به خاطر آن جايزه گرفته اند و در صورت تنبلی و انجام تقاضای بی جا به آنها پاداش داده نشده است. حتی برخی از کارآفرينان از خانواده هايی می آيند که ناپايدار و غير متحد بوده و با بحران هايی نظير مرگ يکی از والدين، جدايی والدين، طغيان عليه و الدين و اخراج از خانه مواجه بوده اند. اين گونه کودکان تحت فشار قرار گرفته و در نتيجه چگونگی سير کردن شکم و تصميم گيری را زودتر ياد گرفته اند . "

 

شيوه های کهنه آموزشی مانع خلاقيت کودکان ايرانی :

روانشناسان می گويند بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند. اين به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحيح نيست. ما در خانه و مدرسه ذهن کودکانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر می کنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه می دهيم. به این ترتيب کودکان و نوجوانان ما توانايی کشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيت شان را از دست می دهند. در واقع شکل آموزش و پرورش ما از لحظه تولد کودک با توانمندی های او و امکانات بالقوه کشور مطابقت ندارد. به اين ترتيب نمی توانيم چنان که بايد افراد کارآفرين پرورش دهيم.

 

کارشناسان می گويند ايراد نوع آموزش ما اين است که از پيش تعيين شده است. در حالی که کودکان خودشان بايد به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرک های گوناگون از جمله ارتباط با طبيعت، افراد و فليمهای مناسب مواجه شوند. سوده راد می گويد: تحقيقی توسط محققی به نام چلبی از سال 1375 تا 1378 در ايران انجام گرفت. محقق با بررسی 2021 نمونه از چند شهر کشور به 7 نوع عمومی شخصيت با درصد فراوانی های مختلف رسيد که از آن ميان بيشترين درصد يعنی 27/3 درصد متعلق به شخصيت متوسط بود و تنها 4/4 درصد اين نمونه ها شخصيت فعال داشتند. کسانی که شخصيت فعال دارند ، اغلب آمادگی روبه رو شدن ، تطابق، سازگاری و همنوايی با محيط های متنوع و جديد را دارند. اين دسته از افراد بطور کلی طالب موفقيت در امور مختلف زندگی هستند و در همان حال مايلند روی محيط خود کنترل ابزاری و نظارت داشته باشند. در حالی که شخصيت متوسط دارای تمايلی به فعال شدن در محيط به صورت ابزاری منتها در حد متوسط دارد. "

 

وی می افزايد: " در نسل های پيشين در کشور ما مثل جوامع و خانواده های غربی  کنونی، فرزندان بخصوص پسران از سنين کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و در آمد آشنا می شدند. بطوری که حتی در خانواده های ثروتمند نيز شاگردی فرزند و يادگيری کار، مذموم شناخته نمی شد . " به اين ترتيب لازم است که خانواده های ايرانی نگرش خود را يکبار ديگر تغيير دهند. اين تغيير هم با آموزش ممکن است. اين کارشناس می گويد که در کشور آمريکا بنيادی بنام نيروی کارآمريکايی جديد و برنامه خانواده ، در جهت آموزش خانواده ها فعاليت می کند و سياستگذاران را در ارائه راه حل های جديد برای تقويت خانواده و کارآفرينی ياری می رساند. همچنين در اين کشور برای تقويت مهارت آمريکايی ها و ارتقای رقابت در اقتصاد و به منظور انجام فعاليت های کارآفرينانه و همين طور در موضوع خانواده و کودکان تحقيقات مختلفی انجام و نيز کنفرانس هايی برپا می شود.

 

خلاقيت با آزادی شکوفا می شود :

آلبرت انيشتين در خاطراتش می گويد: " نظر به نسبيت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد. زيرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای انديشيدن به فضا و زمان ندارد. اينها چيزهايی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر کرده ام . " به اين ترتيب پرورش خلاقيت کودکان تاثير مهمی در آينده آنها دارد. بسياری از کودکان تيزهوش اند ولی در بزرگسالی هرگز متناسب با هوش شان پيشرفت نمی کنند. اين موضوع به نحوه آموزش و پرورش آنها بر می گردد.

 

دکتر معصومه رفيقی روانشناس کودکان می گويد: " جان لاک می گفت بچه ها طبيعت منفعلی دارند. با پاداش و تنبيه بايد رفتار آنها را تقويت کرد. بعدها روسو گفت بچه طبيعتا" فعال است. خودش اکتشاف می کند و اگر مانعی مقابلش ايجاد نشود، خلاق می شود. الان نظريه روسو غلبه دارد. بطور کلی سن 5 سالگی سن جهش سريع در خلاقيت است. خلاقيت هم در آزادی شکل می گيرد. هر بچه ای به نوع استعدادهای خودش را نشان می دهد. آزادی به خلاقيت امکان بروز می دهد و محدوديت مانع بروز آن می شود. بازديد از مکان های مختلف هم خلاقيت را تقويت می کند. محيطی که بايد خانواده ها برای بروز خلاقيت ايجاد کنند محيطی است که بچه ها آزادانه فکر کنند.

 

همچنين خانواده ها بايد براساس رشد و نياز بچه، اسباب بازی در اختيارش قرار دهند. به قول " اولين شارپ" بازی تفکر کودک است. بچه ها در سنين پيش از دبستان با بازی آموزش می بينند و با محيط اطرافشان مواجه می شوند و تطبيق پيدا می کنند. " بسياری عقيده دارند يکی از موانعی که در کشورهای جهان سوم در مقابل خلاقيت وجود دارد، اين است که مردم اين کشورها بيشتر دوست دارند که کودکانشان را مطيع بار بياورند و حس پرسشگری آنها را سرکوب می کنند.

 

آموزش و پرورش شرط اول بروز خلاقيت :

در کشورهای پيشرفته کار زيادی در باره مسائل ورانشناسی و جامعه شناسی کودکان و نوجوانان انجام شده. وجود انبوهی از کتاب ها و مجلات مربوط به اين موضوعات در اين کشورها دليل اين مدعاست. اين در حالی است که در کشور ما کار تحقيقاتی زيادی انجام نشده. همين موضوع باعث می شود که کودکان در اين کشورها با توانايی های بيشتری نسبت به کودکان ساير کشورها بزرگ شوند. شيوه های نوين آموزش و پرورش کمک می کند که آنها به کارهای نو دست بزنند و با هر موضوعی خلاقانه برخورد کنند. به اين ترتيب ممکن است از نظر ما عجيب به نظر برسد که يک استاد دانشگاه اروپايی ، نجاری می کند، خانه اش را خودش بنايی می کند و آن را رنگ می کند، کتاب می نويسد و .. و هيچکدام از اين کارها هم برای او سخت نيست چون شيوه اکتشاف، طرح مشکل، حل مساله و تبيين و استنتاج را از کودکی آموخته است.

 

از ويژگی های ديگر آموزش و پرورش اين کشورها اين است که همه کودکان دوره پيش دبستانی را می گذرانند. در مهد کودک های اين کشورها هم امکانات زيادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ايجاد شده و برای هر گروه سنی محيط های بازی و اسباب بازی های ويژه مهيا شده است.مهدهای کودک در اين کشورها، پرورش خلاقيت های ذهنی، مهارتهای فيزيکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقيت و حس استقلال را هد قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با آيده های نو و کارآفرينانه به وجود بيايد.

 

اينها نيازهای مبرم جامعه ايران نيز هستند. بنابراين لازم است که آموزش خلاقيت و کارآفرينی در سنين کودکی و نوجوانی هم در خانواده ها و هم در مدارس جدی گرفته شود. بيشتر کودکان زير 5 سال ايرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقيت شان را حفظ می کنند.

 

منبع: مقاله  "شيوه های کهنه آموزش دشمن خلاقيت و کارآفرينی" ، روزنامه ايران، سال سيزدهم، شماره 3688 ، بخش گزارش، دوشنبه 25 تير ماه 1386.

 

آموزش سلامتی

 

آموزش سلامتی

 

 آموزش سلامت جنسی در مدارس 

 

 

گفتگو با دکتر رهنما، روان شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه شاهد

و پژوهشگر کلینیک سلامت جنسی خانواده 

 

 

 

 

اگر امروز زن و شوهرهایی را می‌بینیم که علی‌رغم عشق و عاطفه کافی نسبت به هم، قدرت برقراری ارتباط صحیح عاطفی و زناشویی ندارند، باید به زمان کودکی و نوجوانی آنها بازگردیم. زمانی که نخستین پایه‌های تربیت روانی و عاطفی فرد گذاشته می‌شود و اگر از همان زمان این پایه‌ها به درستی گذاشته نشود، ممکن است فاجعه بزرگی در انتظار خانواده‌ها و جامعه‌مان باشد. مدرسه نه تنها فارسی و ریاضی بلکه می‌تواند موضوعات بسیار گسترده‌تری را نیز به فرزندان ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم آموزش دهد. از جمله این موارد آموزش مسایل مرتبط با سلامت جنسی است. در مورد این موضوع و نقش مشاوران در این زمینه با دکتر رهنما، روان شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه شاهد و پژوهشگر کلینیک سلامت جنسی خانواده گفتگو کردیم...

 

مشاوران مدارس به چه شکل می‌توانند در امر سلامت جنسی نقش داشته باشند؟ آیا اصلا آنها این صلاحیت را دارند که وارد حیطه خطیر آموزش سلامت جنسی شوند؟


بخشی از وظایف مشاور در مدارس، دادن همین آگاهی‌ها است. یکی از روش‌های موثر نیز همین بحث‌های عمومی ‌و آگاهی بخشی کلی است که قدم اول پیشگیری به حساب می‌آید و بحثی است که همه به آن نیاز دارند و البته قبل از زمانی که فرد مشکل جنسی پیدا کند. به ویژه اینکه در جامعه ما مسایل جنسی حالت تابو دارد. این آگاهی بخشی را می‌شود در قالب آموزش‌های رسمی‌ و با بهانه قرار دادن مسایلی که حتما باید آموزش داده شود، مثل ایدز یا بحث اعتیاد، مطرح کرد چون مسایل جنسی مسایلی هستند مرتبط با سایر جنبه‌های زندگی. می‌تواند مشاوره‌های فردی باشد یا مشاوره‌های گروهی یا آموزش‌های گروهی برای دانش‌آموزان راهنمایی یا دبیرستان و یا انتشار بروشورهایی که خود مشاور می‌تواند در این زمینه تهیه کرده باشد. البته هر مشاوری در مدرسه به عنوان اینکه مشاور است نمی‌تواند مسایل جنسی را آموزش دهد، ممکن است لازم باشد از مشاور دیگری دعوت شود که آموزش‌هایی دیده و با مسایل آشناست. این یک بعد قضیه هست یعنی بعد عمومی ‌مساله است که به پیشگیری برمی‌گردد.

 

وقتی دانش‌آموزی در مدرسه دچار مشکلی شده است، مشاور به چه شکل می‌تواند کمک کند؟


بله، این بعد دوم قضیه است که می‌توان آن را جنبه «درمان»، در مقابل پیشگیری، نامید و بر می‌گردد به زمانی که مساله شدت پیدا کرده باشد و در این حالت باید اقدامات درمانی نیز صورت گیرد. برمی‌گردد به زمانی که مساله حاد می‌شود که به درمان می‌رسیم. به عنوان مثال، زمانی که نوجوان دچار انحراف اخلاقی شده و یا به ایدز و اعتیاد مبتلا شده باشد یا آنجایی که دیگر مشاور باید اقدامی انجام دهد. معمولاً در اینجا باید اقدام کلینیکی گسترده‌تری صورت بگیرد، مشاور باید فرد را به روان پزشک، روان شناس بالینی یا مددکار اجتماعی که می‌تواند رابط بین مدرسه و خانواده باشد، معرفی کند که این مستلزم این است که مشاور با متخصصان بالادستی خود ارتباط داشته باشد. دانش آموز را ارجاع بدهد و بعد پیگیری کنند چون ممکن است فردی را که معرفی کرده نیاز به بستری یا پیگیری‌های عمیق‌تر داشته باشد. ما در این زمینه هم نیاز به برنامه‌ریزی‌های بیشتری داریم.

 

بعضی معتقدند مطرح کردن این صحبت‌ها و موضوعات مرتبط با سلامت جنسی، برای بچه‌ها و دانش آموزان مشغولیت‌های ذهنی پیش از موعد ایجاد می‌کند و در نتیجه نباید خیلی به بچه‌ها اطلاعات داد. نظر شما چیست؟


ما می‌گوییم یک حد میانه را باید رعایت کرد. این نگرانی درست است اما به خاطر این نگرانی، ما نمی‌توانیم اطلاعات اساسی و موردنیاز فرزندان‌مان را به آنها ندهیم چون در این صورت حس کنجکاوی باعث می‌شود که پاسخ آن را از منابع ناسالم و حتی منحرف‌کننده جستجو کند. ما آن طرف قضیه را هم باید ببینیم. ضمن اینکه باید هوشیار باشیم که اگر در این سن، اطلاعات لازم را به نوجوانان مطابق با جنسیت و سن وی به آنها ندهیم، آنها در زمان بزرگسالی دچار اختلالات روحی و روانی و حتی تربیتی می‌شوند و علاوه بر آن، احتمال اینکه بتواند زندگی سالم و موفقی در آینده داشته باشند،‌ کم می‌شود اما نکته در اینجاست که باید مسایل را به‌ تدریج و درجای خود و به میزان لازم به بچه‌ها منتقل کنیم و شرط لازم هم این است که مشاور ارتباط صحیحی با بچه‌ها برقرار کرده باشد تا در موقع لزوم، بتواند به او آموزش هم بدهد و سوالات وی را به‌طور مناسب پاسخ دهد.

 

و این آموزش‌ها دقیقا از چه سنی باید شروع شود؟


معمولا در روان شناسی می‌گوییم وقتی که خود فرد می‌آید سوال می‌پرسد، بهترین و مناسب‌ترین سن برای دادن آموزش است. آنجا باید به صورت درست جواب بدهیم و در کنار پاسخ به سوال، مطالب دیگری که لازم است را نیز به او منتقل کنیم.

 

چه باید کرد؟


باید توجه داشته باشیم که ما از طریق آموزش زمینه را برای تغییر نگرش ایجاد می‌کنیم. در واقع آموزش وسیله است و تغییر نگرش می‌شود هدف. نگرش مورد نظر ما این است که افراد بدانند که سلامت جنسی بخشی از بهداشت روانی خود آنهاست. چون تغییر نگرش در سنین بالاتر خیلی مشکل است. نکته دوم این است که در هر مرحله‌ای باید بخشی از مسایل را آموزش داد تا آموزش یک روند و سیر طبیعی پیدا کند ولی اگر یک دفعه این آموزش‌ها بخواهد هجوم بیاورد، فرد مشکل پیدا می‌کند. نکته سوم اینکه در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم. مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی، این موارد هم بخشی از تربیت جنسی فرد است که در برخی از موارد باید از سنین پایین‌تر به آن پرداخته شود.


جای بعضی آموزش‌ها در پیش دبستانی و دبستان است. از جمله اینکه در این سن، بچه‌ها باید به تدریج حریم‌ها را یاد بگیرند و آن وقت است که آموزش ما یک روند طبیعی پیدا می‌کند و اینکه اجازه ندهند که هر کسی لمسشان کند. این موارد را باید به بچه آموزش داد، در قالب‌های جذاب و متناسب باید با توجه به سن کودک یا نوجوان به وی آموزش داد؛ مثلا به شیوه‌هایی از قبیل نمایش، داستان، بازی‌های عروسکی با کودک.


از سوم دبستان تا اول راهنمایی، دوره نهفتگی است، یعنی به صورت موقت مسایل جنسی برای فرد مشغولیت ایجاد نمی‌کند. در این دوره آموزش‌های لازم به صورت تدریجی و به شکلی که تابوی آن برای فرد شکسته شود، لابه‌لای مسایل اخلاقی باید آموزش داده شود اما اگر یک دفعه این آموزش بخواهد هجوم بیاورد، ذهن کودک به هم می‌ریزد. در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم، مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی نیز باید آموزش داده شود.


تا این سن، یعنی قبل از بلوغ و قبل از رفتن به دبیرستان نیز آگاهی دادن به صورت عمومی ‌و غیرمستقیم انجام می‌شود اما وقتی می‌رسند به سن دبیرستان و بلوغ، باید برخی موارد دیگر به صورت مستقیم برای آنها مطرح شود که شامل مواردی مانند آموزش مهارت‌های ارتباطی، مثل مهارت برقراری رابطه با جنس مخالف و راه‌های ارضای صحیح عاطفی و تهدیدهای موجود در این زمینه می‌باشد که می‌تواند از آن حالت آگاهی بخشی عمومی فراتر رود.


ما باید همه کمک کنیم. اگر بخواهیم از آسیب‌هایی مثل ایدز و یا انحرافات اخلاقی در جامعه خود به دور باشیم یا سازگاری زندگی زناشویی را بالا ببریم، اگر بخواهیم پدران و مادرانی داشته باشیم که آنها هم به نوبه خود فرزندان سالمی تربیت کنند و فرزندان سالمی ‌داشته باشند، همه باید عزم داشته باشند، از والدین، مسوولان مدرسه، دانشگاهیان، صاحب‌نظران و مسوولان کشوری، همه و همه و این عزم باید تدوام داشته باشد، نه اینکه یک دفعه موجی بیاید که برود و باز بعد از مدتی همه فراموش کنند. این آموزش‌ها باید نهادینه شوند. اگر غفلت کنیم، مشکلاتی جدی خواهیم داشت. مدارس نقش ویژه‌ای در این خصوص دارند چون بین 6 تا 18 سالگی فرزندان ما بهترین سال‌های عمرشان را در مدرسه می‌گذارانند. اگر این فرصت را در مدرسه از دست بدهیم، وقتی که به دانشگاه می‌رسند، دیگر می‌شود تهدید.

 

منبع: گروه سلامت سیمرغ

www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2443&conid=20119

بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی و بکارگیری فناوری­های

 

بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی و بکارگیری فناوری­های

ارتباطات و اطلاعات (ICT) در دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار در سال تحصیلی 87–86

 

 

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی و بکارگیری فناوری­های ارتباطات و اطلاعات (ICT) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در سال تحصیلی 87–86 انجام شده است. روش پژوهش از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (پیمایشی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار به تعداد  (N=137)تشکیل داده­اند. حجم نمونه مطابق با جدول «گرجسی و مورگان» (n=100) نفر برآورد گردیده است که این تعداد به شیوه تصادفی ساده از جامعه آماری انتخاب شده است. برای جمع­آوری داده­ها، از دو پرسشنامه محقق ساخته بسته پاسخ استفاده شده است. روایی هر دو پرسشنامه با نظر خواهی از متخصصان ذیربط مورد تایید قرار گرفت. پایایی آنها نیز در یک مطالعه مقدماتی که بر روی یک گروه 30 نفره انجام شد، از طریق آلفای کرونباخ برابر 0.83 و 0.81 محاسبه گردیده است. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها، از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی همچون آزمون­های خی دو، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که با اطمینان 95% بین یادگیری سازمانی و بکارگیری فناوری­های ارتباطات و اطلاعات (ICT) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین دو متغیر، همبستگی مستقیم و مثبت وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که از بین مولفه­های متغیر مستقل (یادگیری سازمانی) مولفه مدل­های ذهنی به مراتب سهم بیشتری در مقایسه با سایر مولفه­ها در پیشگویی متغییر وابسته  (ICT)دارد.

 

کلید واژه ها: یادگیری سازمانی، مهارت فردی، مدل­های ذهنی، آرمان مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی، فناوری­های ارتباطات و اطلاعات.

 

منبع: فصلنامه رهیافتی نو در مدیریت آموزشی شیراز. زمستان 1387.

 

ادامه نوشته

سواد رسانه ای

 

 پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت سواد رسانه­ای دانشجویان در عصر جهانی شدن انجام شده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (پیمایشی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان سال آخر دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی به تعداد (N=4144) نفر بوده است. حجم نمونه مطابق با جدول «گرجسی و مورگان» (n=352) نفر برآورد گردید که این تعداد به شیوه تصادفی ساده از جامعه آماری انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده­ها، پرسشنامه­ای محقق ساخته مشتمل بر 25 گویه‌ در مقياس هفت درجه­ای بوده است. روایی پرسشنامه با اخذ نظرات چند تن از اساتید باتجربه و صاحب­نظر بدست آمد. برای محاسبه پایایی آن نیز تعداد 40 پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع و با استفاده از آلفای کرونباخ، ضریب 0.94 برآورد گردیده است. داده­های گردآوری شده در دو سطح توصیفی و استنباطی همچون آزمون تی تک نمونه­ای، آزمون تی برای دوگروه مستقل، آزمون لون و آزمون تحلیل واریانس از طریق نرم­افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داد که وضعیت سواد رسانه­ای دانشجویان در سطح ضعیفی قرار دارد. به­طوری­که آموزش­های دانشگاهی نیز تاثیری در ایجاد سواد رسانه­ای در بین دانشجویان نداشته است. همچنین بین نظرات نمونه­های مورد مطالعه در مورد میزان آگاهی از سواد رسانه­ای از نظر جنسیت، وضعیت شغلی، وضعیت تاهل و سن تفاوت معناداری مشاهده نشده است.