عنوان مقاله: فرهنگ سازماني و توسعه
موضوع: فرهنگ سازماني
سال انتشار(ميلادي): 2004
وضعيت: تمام متن
منبع: P.BLUNT, COMPARATIVE MANAGEMENT, PWS-KENT PUB, 2003, PP 1199-1208
www.mahboub.ir تهیه وتنظیم :
غالباً کشورهاي درحال توسعه با نوعي پايين بودن اثربخشي و کارايي سازماني مواجه هستند و اين درحالي است که جهت رفع اين مشکل، وجود افرادي با تعهد بالاي سازماني که داراي ارزشها و باورهاي مشترکي باشند، لازم و ضروري است. اهميت اين امر وقتي بيشتر نمايان مي شود که نظام اداري و سازماني را به منزله ابزاري جهت تحقيق اهداف توسعه در ابعاد مختلف، تلقي کنيم. با اين تعبير، وجود يک حس و باور مشترک ميان مجموعه اعضاي سازمان جهت انسجام بخشيدن به بخشها و مؤلفه هاي مختلف، الزامي است. فرهنگ سازماني، نقش بسيار استراتژيک را در انسجام و يا افول سازماني ايفا مي کند. فرهنگ سازماني، نوعي برنامه ريزي انديشه جمعي است که در ساليان اخير به عنوان يک تفکر غالب در عرصه سازمانها مطرح بوده است. اين انديشه جمعي، متمايزکننده اعضا از يک گونه با گونه ديگر است. هر کسي که به نوعي با جمع و گروههاي انساني کار کرده باشد، از وجود اين پديده مهم سازماني، آگاه است. کشورهاي درحال توسعه در راه رسيدن به اهداف توسعه در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و...، صرفنظر از مسايل و دشواريهاي فناوري، با نوعي فقدان فرهنگ سازماني مناسب در نظام اداري خود، مواجه هستند. هدف اصلي در اين مقاله اين است که با معرفي مجموعه اي پيشرفته از الگوهايي که فرهنگ سازماني را با ديگر جنبه هاي سازماني و توسعه اقتصادي مرتبط مي سازد، درک ما را از مفهوم سازمانها در کشورهاي درحال توسعه، بهبود و ارتقا بخشد.
مجموعه اي پيشرفته از الگوها
ارزشهاي مشترک يعني
آنچه را که انسانها به گونه اي اصيل و حقيقي عقيده دارند بد يا خوب است،
سرشت يا فرهنگ سازماني گويند. بيان صريح و شفاف اين ارزشهاي مشترک، به
ايجـــاد فرهنگي قوي، موثر و ماندگار منجر مي گردد (پيترز و واترمن، 1982،
شاين، 1989). هنگامي که فرهنگ سازماني قوي است، يک فضاي روانشناختي متفاوت
در تماميت سازمان، حاکم مي شود.
کارکنان درکلام و رفتــار خود نمايانگر
مشخصه هايي مي شوند که رسالت و آداب و رسوم سازمان را تجلي مي بخشند.
الگــوهايي
که در ادامه اين مقاله معرفي مي گردند، بينشهاي مختلفي را درهم مي آميزد.
هريک از اين الگوها، توضيحات انبوه يا تفصيلي را از يک شکل فرهنگ سازماني
مرتبط با سطوح خاص اثربخشي سازماني و توسعه اقتصادي ارائه مي کند. بدون شک،
اين الگوها مطلق نبوده و در بيان مفاهيم مربوطه، ماهيت نسبي دارند (پوپر،
1972).
لازم به يادآوري است که فرهنگ يا فرهنگ سازماني، اشاره به عناصر
مثبت دارد، عناصر مثبتي که در آن اشخاص يا گروهها متضمن پيوند اهداف
سازماني با کالا و خدمات با کيفيت بوده و متعهد به پيگيري اين امر مهم
هستند.
1 - فرهنگهاي منفک (منفي): فرهنگهاي منفک (منفي)،
نمايانگر بسياري از سازمانها در کشورهاي درحال توسعه هستند. به طورکلي،
فرهنگ منفک، توسط مجموعه هاي منزوي از ارزشها و باورهاي مثبت، مشخص مي گردد
که به طور وسيعي در بين افراد، مشترک و به هم مرتبط نيستند. همچنين
فرهنگهاي منفک فاقد رهبري تحول آفرين، متعهد و قوي هستند (کاتر، 1998).
دليل
اين وضعيت اين است که در بسياري از سازمانهاي کشورهاي درحال توسعه، چشم
انداز براي تحقق نفع شخصي، بيشتر در سطح عالي سازمان وجود دارد. عمده
مشخصات فرهنگهاي منفک (منفي) در جدول شماره يک مشخص شده اند.
2 - فرهنگهاي منفک (ساکن): عقيده بر اين است
که اقتصاد کشورهاي اروپاي شرقي و در رأس آنها شوروي سابق، مظهر اين نوع
فرهنگ سازماني هستند. فرهنگ منفک ساکن، دربردارنده بسياري از ويژگيهاي
مشابه فرهنگ قبلي است. عمده ترين ويژگيهاي فرهنگهاي منفک ساکن در جدول
شماره دو آمده است.
3 - فرهنگهاي منفک ماهيتاً مثبت: سومين گونه
از فرهنگهاي منفک در مقايسه با موارد قبلي، داراي رهبري موثر در سطح
استراتژيک و فضاي آرام روانشناختي است. اين نوع فرهنگ غالباً نمايانگر
موسسات تحت مالکيت دولتي در چين هستند (چايلد، 1989، هنلي و ناي او، 1986،
لاکت، 1988). عمده ترين ويژگيهاي فرهنگهاي منفک ماهيتاً مثبت در جدول شماره
سه مشخص گرديده است.
4 - فرهنگهاي تکاملي: اين فرهنگها توسط
مجموعه هايي از فرهنگ مثبت به هم مرتبط يا با هم پيوسته قرار گرفته در
بخشهاي کليدي سازمان، مشخص مي شوند. عمده ترين ويژگيهاي اين نوع فرهنگها در
جدول شماره چهار آمده است.
5 - فرهنگهاي هسته اي: فرهنگهاي هسته اي
را به گونه اي متداول مي توان در سازمانهاي جوامع صنعتي غربي و در شعبات يا
واحدهاي تابعه شرکتهاي چندمليتي غربي در کشورهاي درحال توسعه يافت. از
مهمترين مشخصات اين نوع فرهنگها، شکل يافتن ارزشها و نگرشها در سطح عالي
سازمان و تسري آن به سطوح پايين تر است. عمده ترين ويژگيهاي فرهنگهاي هسته
اي، در جدول شماره پنج مشخص شده است.
6 - فرهنگهاي هم افزا: فرهنگهاي هم افزا، در
سازمانهايي وجود دارد که اعضا و بخشهاي سازمان، پيرامون ارزشها و نگرشها،
به اجماعي دست يافته اند. مصداق بارز اين فرهنگ، کشور ژاپن و برخي از
کشورهاي شرق آسيا است. مهمترين مشخصات فرهنگهاي هم افزا، در جدول شماره شش
آمده است.
نتيجه گيري
مجموعه الگوهاي فرهنگ
سازماني در افزايش آگاهي مديران و دست اندرکاران سازماني، نقش مهمي را ايفا
مي کند. لازم است مديران سازمانها، بويژه در کشورهاي درحال توسعه، با
تلفيقي از اين الگوها، در راستاي افزايش کارايي و اثربخشي سازماني حرکت
کنند و نسبت به تطبيق اين الگوها، مطالعات استراتژيک را تحقق بخشند.