عنوان مقاله: مديريت زمان در دانشگاه مجازي
موضوع: مديريت زمان
سال انتشار(ميلادي): 2007
وضعيت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبير –سال هفدهم -شماره 176
www.mahboub.ir تهیه وتنظیم :
مباني مديريت زمان
براساس مديريت زمان،
توصيه در هر زمينهاي مبتني بر اهداف صورت ميپذيرد. بهمحض اينکه اهداف و
اولويتها مشخص شدند، زمان مورد نياز براي آنها تخصيص مييابد. به اين روش
ميتوان براي شرکت دانشجويان مجازي در آموزش درون شبکهاي برنامهريزي کرده
و از ايجاد اضطراب در آنها ممانعت بهعمل آورد. در اين قسمت چند توصيه
کلي براي دانشجويان مجازي ارائه ميشود:
_ اهداف بايد کاملاً مشخص
باشند: آموزش درون شبکهاي شيوهاي ساده و آسان براي گذراندن واحدهاي درسي
نيست. برآورد ميشود که دانشجوي درون شبکهاي 12 تا 15 ساعت در هفته درگير
تحصيل خواهد بود (گيلبرت، 2001). در نتيجه لازم است برنامهريزي بر اساس آن
صورت گيرد.
_ مشخص نماييد، چه مقدار وقت براي مطالعه درون شبکهاي در
اختيار است: ارزيابي واقعبينانه از وقت مورد نياز براي انجام وظايف روزانه
همچون انجام تکاليف درسي، رفت و آمد و رسيدگي به امور خانواده حائز اهميت
است. اين ارزيابي به دانشجويان کمک ميکند تا از گرفتن واحدهاي درسي زياد
خودداري کنند. معمولاً دانشجويان اظهار ميکنند که تکاليف آنها در واحدهاي
درسي ثبت نام شده، به حدي زياد است که بسا ادامه تحصيل را با مشکل روبرو
ميسازد.
تعيين اهداف
هنگامي دانشجوي مجازي در آموزش درون شبکهاي به
موفقيت دست مييابد که اهداف مشخصي داشته باشد. ثبت نام در آموزش با هدف
روشن، موجب جذابيت محيط يادگيري و ادامه تحصيل ميشود.
بيشتر دانشجويان
مسن صرفاً به منظور اخذ گواهي يا مدرکي براي حرفه خود در آموزش درون
شبکهاي شرکت ميکنند. اگر چه ممکن است که دانشجويان جوانتر در راستاي
رسيدن به اهداف شغلي در اين نوع آموزش شرکت نکنند، اما بهپايان رسانيدن
دوره جهت دريافت مدرک تحصيلي به خودي خود براي ايجاد انگيزه در آنها کفايت
ميکند. در نتيجه، دانشجويان مجازي بايد تشويق شوند که براي شرکت در آموزش
و نيز ارزيابي نتيجه برنامهها، اهداف روشني را دنبال کنند. حتي اگر
دانشجويان در پي تحصيل به منظور کسب مدرک باشند، داشتن اهداف واقعبينانه
همراه با تعيين اولويتها ميتواند به آنها در استفاده بهينه از وقت کمک
کند.
براي مثال اگر هدف کلي در درس آمار که بهصورت درون شبکهاي برگزار
ميشود، دستيابي به نمره قبولي و هدف واقعي دستيابي به فهم بيشتر از
موضوعات گوناگون درس باشد، دانشجو ميتواند به ارزيابي و اولويتبندي اهداف
درسي اقدام نموده و سپس بر اساس يک زمانبندي منطقي براي آنها برنامهريزي
نمايد. اغلب به مربيان توصيه ميشود که دانشجويان خود را تشويق کنند تا در
ابتداي دوره به منظور کمک به تشکيل گروه در جهت اهداف يادگيري تشريک مساعي
کنند. اين فعاليتها مبناي مديريت زمان را تشکيل ميدهد.
لازم به ذکر
است که دانشجويان در برخورد با محيط بايد انعطافپذير باشند: آموزش درون
شبکهاي در جهان واقعي صورت ميگيرد، يعني دانشجويان در محيط خود به خلق
فضايي ميپردازند که امکان يادگيري را فراهم ميآورد. مسائل زندگي ميتواند
مانع از اجراي بهترين طرحها و تحقق اهداف و مقاصد شود. دانشجوي مجازي
هنگامي که با مشکلي مواجه ميشود، براي آنکه از درس عقب نيفتد، بايد با
مربي تماس گرفته و او را مطلع سازد. مربي نيز لازم است انعطافپذير بوده و
براي فائق آمدن بر موانع و مشکلاتي که ممکن است مانع اتمام دوره تحصيلي
شود، با دانشجويان همکاري نمايد. البته اين در صورتي است که مربي نسبت به
وجود مشکل مطمئن شود. بهانههاي دانشجويان براي عدم انجام تکاليف در جهان
درون شبکهاي تغيير کرده است. دانشجو ديگر نميگويد که «تکاليف را در
خانهام جا گذاشتم»، بلکه ميگويد: ”رايانهي من خراب شد“ يا ”من بر حسب
اتفاق تکاليف خود را حذف کردم“ يا «تکنسيني به اشتباه هارد درايو مرا را
دوباره فرمتبندي کرده است». چشم پوشي انحرافات جزيي دانشجوي مجازي در
جريان کار از طرف مربي لازم است، اما در صورت تکرار بهانهها، بايد نسبت به
آنها شک نمود و از دانشجويان ديگر درباره آنها سؤال کرد.
تعيين
اولويتها
به محض مشخص شدن اهداف ميتوان به اولويتبندي آنها پرداخت.
دانشجويان بايد بر حسب اهميت و ضرورت اهداف، در صدد تحقق آنها برآيند. جدول
مديريت زمان وآموزش درون شبکه اي ، به دانشجويان کمک ميکند تا بر حسب
اهميت کارها، به تقسيم بندي زمان بپردازند. در اين قسمت به توضيح ابعاد
نمودار يادشده پرداخته ميشود.
الف - فاقد اهميت و فوريت
بسياري از
دانشجويان عنوان ميکنند که براي انجام کارهايي همچون تماس تلفني، تماشاي
تلويزيون و يا بازي رايانهاي نياز به زمانبندي ندارند. اين در حالي است
که براي انجام هر کاري بر حسب اهميتي که دارد، بايد زماني اختصاص داد.
اگرچه
بهنظر ميرسد که انجام کارهاي ياد شده، وقت افراد را به هدر ميدهند،
اما براي رفع خستگي پس از يک کار روزانه، مورد نياز است. بنابراين بايد
دانشجويان نسبت به اين نوع کارها توجه داشته و زماني را به آن تخصيص دهند.
زيرا حتي با انگيزهترين دانشجويان نيز نميتوانند به طور دائم به کار
مشغول باشند. کارهايي از قبيل تماس تلفني، تماشاي تلويزيون و ... به ما کمک
ميکند که تجديد نيرو کرده و دوباره کارهاي روزانه را ادامه دهيم. البته
پرداختن به چنين کارهايي نبايد به گونهاي باشد که مانع پيشرفت شود.
ب -
فاقد اهميت اما فوري
فشار رواني که بسياري از دانشجويان در طي روز تحمل
ميکنند، بعضاً موجب حواس پرتي آنها ميشود. بهگونهاي که نميدانند
دقيقاً چه کارهايي را انجام دادهاند. درگيرشدن (مشغول شدن) در فعاليتهايي
که داراي اهميت نيستند، اما فوري به نظر ميرسند، باعث ميشوند که دانشجوي
مجازي احساس کند، صرفاً در حال انجام کار کم اهميتي بوده و کار زيادي به
انجام نرسانيده است.
ح - مهم اما غير فوري
کار با اين طبقه
مشکل است، زيرا اغلب کارها تا زماني که فوريت پيدا نکنند، به تعويق
ميافتند. مثلاً شروع انجام تکليف يا نوشتن مقاله مهم است، اما اگر در
انجام آنها عجلهاي نباشد، فوري محسوب نميشود. واداشتن دانشجويان به انجام
همه تکاليف درسي در مدت زماني کوتاه ممکن نيست، اما اين امر در درازمدت
امکانپذير است. مثلاً انجام هر يک از تکاليف درسي به نوبت تا پايان ترم،
روشي سودمند است. بدين ترتيب فعاليتهاي مهم در ميان موضوعات مختلف گم
نميشوند.
مهم و فوري
تعيين ضربالاجل براي انجام کار موجب ايجاد
انگيزه در بسياري از دانشجويان ميشود. مهلت زماني مشخص شده براي ارسال
تکاليف، نوشتن مقاله يا پاسخگوئي به بحثهاي درون شبکهاي، اهميت و فوريت
کار را افزايش ميدهد. با اين حال براي عدهاي از دانشجويان تعيين ضرب
الاجل خوشايند نبوده و به تشکيل گروه صدمه ميزند. مثلاً اگر مهلت ارسال
تکاليف را تا يک هفته تمديد کنند، در صورتي که مطابق با مهلت زماني تعيين
شده قبلي، بيشتر دانشجويان اقدام به ارسال آنها کرده باشند، ممکن است از
اينکه نميتوانند از مهلت زماني تمديد شده در جهت ارائه هر چه بهتر تکاليف
درسي استفاده نمايند، ناراحت شوند.
بسياري از دانشجويان مجازي همانند
دانشجويان کلاسهاي حضوري، ترجيح ميدهند، انجام تکاليف درسي خود را تا
آخرين فرصت به تعويق اندازند که اين امر مشکلاتي را در خصوص تشکيل گروه به
وجود ميآورد.
مديريت مناسب زمان و تعيين اولويتها در برخورد با نيازها
و تقاضاهاي آموزش درون شبکهاي براي شکلگيري گروه يادگيري بسيار حياتي
است. اگر دانشجويان متعهد نباشند که به مطالعات خود بيش از ديگر فعاليتهاي
غيرمهم و غيرفوري اولويت دهند، ديگر اعضاي گروه بهواسطه عدم حضور آنها
دچار مشکل خواهند شد.
تخصيص وقت براي مطالعه و تعامل درون شبکهاي
گيلبرت
(2001) متذکر ميشود که ابزارهاي مؤثري براي مطالعه وجود دارد، خواه آموزش
بهصورت درون شبکهاي باشد و خواه به شکل حضوري و رو در رو. او رويکرد پيش
نگري، بررسي و بازنگري را پيشنهاد ميکند. پيشنگري بهمعناي توجه و
نگريستن به کل دوره آموزش قبل از شروع آن است و شامل خواندن و مروري بر
رئوس مطالب، برنامهريزي پيش از انجام تکاليف، نوشتن مقالات، شرکت در
امتحانات و هر جلسه گفتگوي برنامهريزي شده است. بررسي به معناي نحوه
انجام تکاليف درسي و به روزبودن آن است. بازنگري، کل فرايند ياددهي
–يادگيري را در بر ميگيرد و شامل مرور مقالات مورد بحث و ديگر موارد
بهمنظور آمادگي براي امتحانات و آزمونهاي کوتاه جواب، نوشتن مقالات،
درگيري در فعاليتهاي گروهي کوچک و تمرکز بر دانش کسب شده و آموزههاي پيشين
ميشود. براي بازنگري، دانشجويان بايد به همه مواد درسي و جزوات دسترسي
پيدا کنند. انجام اين کار بهصورت درون شبکهاي سادهتر است، زيرا عمده
مواد آموزشي که در سرتاسر ترم تدريس ميشود، در وب سايت برنامه درسي قابل
حصول است.
در هر کلاس ممکن است روش آسان براي دانشجويان حذف نکات کم
اهميت و صرفاً انجام تکاليف درسي مهم براي گذرانيدن واحد درسي باشد. اما
گيلبرت بر اين عقيده است که بهمنظور يادگيري اصولي مطالبي که تدريس
ميشود، دانشجويان بايد به مفهوم آنچه مربي ارائه ميکند، توجه کرده،
اطلاعات جديد را با اطلاعات قبلي پيوند دهند و حقايق و اطلاعات کلاسي را به
تجارب کسب شده در زندگي واقعي مرتبط کنند. به اين ترتيب زمينهاي براي
آنها فراهم ميشود که به تفکر انتقادي و يادگيري عملي دست يابند.
بهمنظور
رسيدن به تفکر انتقادي در فرايند آموزش درون شبکهاي، دانشجوي مجازي بايد
اوقاتي را در طي هفته براي يادگيري مطالب اختصاص دهد. صرف تنها يک روز در
هفته براي خواندن و انجام تکاليف درسي کافي نخواهد بود و بهطور متوسط 2 تا
3 بار در هفته نياز است که درخصوص ارسال مطالب مورد يادگيري و مراوده با
گروه اقداماتي صورت گيرد. دانشجويان در زمان کوتاه قادر به پاسخگويي به همه
همکلاسيهاي خود براي کمک به يادگيري نيستند. بنابراين دانشجوي مجازي بايد
براي رسيدن به يادگيري درون شبکهاي اثر بخش و کارآمد تلاش نمايد. دو بعد
اثربخشي و کارآمدي در خصوص انجام کارها ، را ميتوان در شکل يک مورد مطالعه
قرار داد.
انجام کارهاي کم اهميت به شکل ضعيف
اگر دانشجويي کارهاي
کم اهميت را درست انجام ندهد، اثر بخشي کمي داشته و زياد کار آمد نخواهد
بود. بهجاي انجام کارهاي کم اهميت دانشجو بايد تلاش کند که به وظايف مهم
بپردازد.
انجام کارهاي مهم به شکل ضعيف
اگر کارهاي مهم به شکل ضعيف
انجام شوند، نشانگر اثربخشي بالا اما کارآمدي کم خواهد بود. انجام کارهاي
مهم به شکل ضعيف، نتيجهاي ندارد. مثلاً وقتي دانشجويي تکاليف درسي خود را
با تأخير انجام ميدهد، به نتيجه سودمندي نميرسد. براي افزايش سطح
کارآمدي نياز است که در روند انجام تکاليف، بازنگري شود. بايد دانست که در
اين مورد نميتوان بر اساس قاعده خاصي عمل کرد و شيوههاي مختلفي جهت
افزايش کار آمدي وجود دارند. اما بعضاً دانشجويان اظهار داشتهاند که چنين
چيزي به ما گفته نشده است. انجام تکاليف زير حد استاندارد صرفاً موجب
ميشود که دانشجو به ادامه فعاليتهايي بپردازد که به يادگيري اثر بخش کمک
نخواهد کرد. دقيقاً همانند کلاس حضوري، ايجاد ارتباط در کلاس درون شبکهاي
حائز اهميت است و انجام تکاليف دليل بر گرفتن نمره خوب در درس نيست.
انجام
درست کارهاي کم اهميت
اگر «دانشجويي کارهاي کم اهميت را درست انجام
دهد»، نشانگر اثربخشي کم و کارآمدي بالا خواهد بود. همانند انجام کارهاي
مهم به شکل ضعيف، انجام درست کارهاي کم اهميت، نتيجهاي در بر ندارد.
بعضاً
دانشجويان وقت زيادي را صرف ارائه کاري ميکنند که کاملاً بي ارتباط با
برنامه درسي است، و وقتي آن را به عنوان کاري غير قابل قبول باز
ميگردانيم، دچار شوک ميشوند. بنابراين منطقي آن است که آنها وقت خود را
صرف انجام کارهايي کنند که با ارزش است.
انجام کارهاي مهم به شکل درست
وقتي
دانشجويان از وقت به نحوي بهينه استفاده کرده و به انجام کارهاي درست
بپردازند به احتمال زياد موفق ميشوند که اهداف يادگيري را تحقق بخشيده و
واحد درسي خود را بگذرانند. بنابراين وقتي که آنها ياد بگيرند از وقت خود
درست استفاده کنند، به همه اهداف يادگيري دست خواهند يافت. بعضي از
دانشجويان در يافتهاند که اگر از برنامهريزي درستي در جهت انجام تکاليف
درسي برخوردار باشند، ميتوانند به سطح بالاي از کارآمدي و اثربخشي دست
پيدا کنند. بعضي ديگر پي بردهاند که براي رسيدن به حد بالايي از کارآمدي و
اثر بخشي ميتوانند تکاليف درسي را بر حسب اولويت در طي هفته انجام دهند.
وظيفه دانشجويان اين است که فعاليتهاي کم اهميت را از فعاليتهاي با اهميت
تشخيص داده و فقط وقت خود را براي انجام کارهاي مهم صرف کنند.
انجام
کارها در طول هفته از متراکم شدن آنها جلوگيري کرده و دانشجويان تحت فشار
رواني قرار نميگيرند. از اين رو با خونسردي بيشتري به فرايند يادگيري
پرداخته و موفق ميشوند.
دوري از کار زياد
در زمان
بندي تدريس موضوعات درون شبکهاي زماني براي استراحت در نظر گرفته ميشود.
از آنجايي که کلاسهاي درون شبکهاي به طور 24 ساعته و هفت روز هفته باز
بوده و به فعاليتهاي ياددهي-يادگيري ميپردازند، به نظر ميرسد که نياز است
زماني براي استراحت دانشجويان و مربيان اختصاص يابد. تجربه نشان ميدهد که
يادگيري متراکم اثر بخش نبوده و جذابيت آموزش را از بين ميبرد. کلاسهاي
درون شبکهاي مانند کلاسهاي حضوري از ايام تعطيلي برخوردار است . تعطيلات،
فرصتي است براي دانشجويان که به انجام تکاليف و ارسال آنها اقدام کنند.
اين کار باعث فراهم آمدن فضاي تنفس ميشود، در غير اين صورت فرايند کار
بسيار سخت خواهد بود.
به دانشجويان و اعضاي هيأت علميتوصيه ميشود که
اوقاتي را در هفته جهت استراحت اختصاص دهند. مثلاً مربيان ممکن است به
دانشجويان اطلاع دهند که جمعهها تعطيل است. اعلام اين که در آخر هفته به
هيچ نامه الکترونيک پاسخ داده نخواهد شد، نيز غير منطقي نيست. مادام که
دانشجويان از قبل اطلاع يابند که مربي در زمانهاي معيني در دسترس نيست،
مشکلي به وجود نميآيد. دانشجويان نيز ممکن است با توجه به اين مطلب براي
تعطيلي خود برنامهريزي کنند.
بدين ترتيب دانشجويان و اعضاي هيأت علمي
که در دورههاي درون شبکهاي شرکت دارند، ميدانند که چه زماني به مسافرت
بروند. گرچه به دانشجويان و اعضاي هيأت علميتوصيه نميکنيم که برنامه
مسافرت در وسط ترم داشته باشند، با اين حال امکان مسافرت مرتبط با کار، يکي
از مزاياي آموزش درون شبکهاي است. طبق مقررات، دانشجويان و اعضاي هيأت
علمي ميتوانند از قبل به يکديگر اطلاع دهند که به دليل مشکلي که دارند، در
کلاس شرکت نميکنند.
مشکلات دانشجويان آموزش درون شبکهاي بعضاً زياد
است. به علت ”گزارش دانشجويان در مورد انباشت اطلاعات، اضطراب در مورد
برقرار کردن ارتباط، نگراني در مورد پاسخهاي تأخيري در محيط غير همزمان،
رشد روز افزون کار و مسئوليت، اشکالات موجود در خصوص ورود به آموزش درون
شبکهاي و پيگيري بحث“ (هاراسيم، هيتز، تلس و تروف، 1996، ص 15)، بايد
روشهايي جهت بر طرف کردن مشکلات آنها در نظر گرفت. بسياري از مشکلات
دانشجويان در آموزش درون شبکهاي ناشي از برخورد با مربيان تازه کار و کم
تجربهاي است که تلاش ميکنند، حجم زيادي از مطالب درسي را در زمان مشخص
تدريس کنند. پيگيري مباحث در آموزش درون شبکهاي نسبت به کلاس يا
سخنرانيهاي رو در رو سختتر است. علاوه بر اين از دانشجوياني که به طريقه
درون شبکهاي ياد ميگيرند، انتظار ميرود که مطالبي را در ارتباط با
محتواي درس پيدا کرده و به ديگر دانشجويان معرفي کنند. در واقع وظيفه مربي
اين است که رئوس مطالب درسي را مشخص کرده و مسئوليتهاي يادگيري را به
دانشجويان محول کند.
براي اين که دانشجويان دچار مشکل
نشوند، به آنها توصيه ميشود که به موارد زير توجه کنند:
_ صرفاً با هدف
گرفتن مطالب از شبکه و ذخيره کردن آنها در رايانه خود وارد سايت برنامه
درسي شويد.
_ در صورت امکان، بهمنظور بررسي و خواندن پيامها در اوقات
فراغت، آنها را چاپ کنيد.
_ به محض اين که پيامها مطالعه و بررسي شدند،
اقدام به ارسال پاسخهاي تنظيم شده کنيد. تصور نکنيد که در محيطي غير
همزمان، پاسخهاي فوري ضروري است.
_ بهمنظور ارسال پاسخهاي دقيقتر،
مطالب را با برنامهي واژهپرداز تهيه و سپس آنها را کپي کرده، به سايت
برنامه درسي بفرستيد. اگر فضاي ديسک سخت کم باشد يا از آزمايشگاه رايانه
استفاده شود، پاسخها را به ديسک فلاپي کپي و از آنجا منتقل کنيد (پالوف و
پرات 1999، ص53).
به حداقل رساندن استفاده از گفتگوي همزمان (چت)، شيوه
ديگري براي دور شدن از مشکلات است. چالشهاي برنامه ريزي در ارتباط با
تعيين زمان براي جلسه گفتگوي همزمان، ممکن است تا اندازه زيادي باعث ايجاد
اضطراب شود. مربي با دانشجويان در خصوص تکاليف درسي گروهي، و نحوه همکاري
و همراهي با جلسه وايت بورد در ساعات اداري گفتگو ميکند. وظيفه مربي است
که براي دانشجويان شرايطي فراهم آورد که در جلسات گفتگو شرکت نمايند.
البته در صورتي که دانشجويان امکان شرکت در جلسات گفتگو را نداشته باشند،
فرصت دسترسي به اطلاعات را از دست نميدهند. با استفاده از ابزارهاي
چندگانه ميتوانند به مطالبي که در جلسات گفتگو مطرح شده، دست يابند.
چگونگي
ايجاد الزام، تعهد و مسئوليت
همان طور که گفتيم، مهارتهاي مربوط به
مديريت زمان را بايد همگام با آموزش درون شبکهاي مورد بحث قرار داد. از آن
جايي که بسياري از مؤسسات هنوز برنامههايي در جهت راهنمايي آموزش درون
شبکهاي ارائه نکردهاند، اغلب بعد از ثبت نام دانشجوي مجازي، مربي يا
مشاور اين وظيفه را برعهده ميگيرند. مربي ميتواند در ابتداي آموزش براي
استفاده بهينه از وقت و ايجاد احساس تعهد و مسئوليت نسبت به قوانين و
مقررات از پارهاي تمهيدات استفاده کند. اعتقاد ما بر اين است که در هفته
اول آموزش بايد به فعاليتهايي جهت تشکيل گروه پرداخت. مثلاً ارسال
معرفينامهيا شرح حال دانشجويان، بيان اهداف و قوانين و مقررات آموزشي.
اين امر موجب ميشود که دانشجويان درون شبکهاي نسبت به وظايف و تکاليف خود
در طول ترم و همچنين اوقاتي که بايد صرف آموزش کنند، آگاهي يابند. جلب
توجه دانشجويان نسبت به مطالعه رئوس مطالب درسي ضروري است. بعضي از مربيان
از رئوس مطالب، آزمون بهعمل ميآورند و بخشي از نمره درسي را به آن اختصاص
ميدهند. همه اينها بهمنظور حصول اطمينان از اين که دانشجويان رئوس مطالب
و انتظارات برنامه درسي را مطالعه ميکنند و ميفهمند، صورت ميگيرد. اغلب
بعد از اين مرحله از دانشجويان خواسته ميشود تا مقالهاي الکترونيک يا
پيامي به صفحه بحث ارسال کنند و متذکر شوند که رئوس مطالب درسي را مطالعه
کرده و فهميدهاند. از اين رو مشخص ميشود که آنها با شرايط مندرج در آن از
جمله نحوه ارسال مقالات موافقند. اين منجر به نوعي قرارداد يادگيري
ميشود، که در صورت به وجود آمدن مشکلاتي در طول ترم ميتوانند به آن
مراجعه کنند.
بعضي از مربيان معتقدند که نيازي نيست، هفته اول به
فعاليتهاي مربوط به تشکيل گروه و توضيح نرمافزارهاي آموزشي اختصاص داده
شود. اين امر وقت يادگيري را به هدر ميدهد. با اين حال اگر اهداف يادگيري
واقع بينانه و حجم مطالب درسي متناسب با وقت باشند و دانشجويان با روش
پژوهش در حوزه برنامه درسي آشنا شوند، از وقت براي تشکيل گروه به درستي
استفاده ميشود. اغلب از دانشجويان انتظار ميرود تا در هفته اول، مطالب
مورد بحث در هفته دوم را مطالعه کرده و نظرات خود را در خصوص محتواي درس
بيان نمايند. براي مثال، اولين سؤال در خصوص درسي تحت عنوان تغيير اجتماعي
ممکن است، چنين باشد: درس تغيير اجتماعي چه تأثيري بر زندگي شما داشته است؟
نتيجهگيري
اطمينان از اين که دانشجويان ضرورت آموزش درون شبکهاي
را درک و نسبت به آن تعهد پيدا کردهاند، براي موفقيت کفايت نميکند، اما
گامي مؤثر جهت درگير شدن آنها در جريان يادگيري است. جدول زير، مسائل مورد
توجه در مديريت زمان را همراه با شيوههاي بهبود آن به طور خلاصه ارائه
نموده است.
منابع
1 - Gilbert, S.D. How to Be a Successful online
student. New York: McGraw-Hill, 2001.
2 - Harasim, L., Hiltz, S.R.,
Teles. L., and Turoff. M. Learning Networks Cambridge. Mass: MTT Press,
1996.
3 - Palloff, R., and Pratt, K. Building learning communities in
cyberspace: Effective strategies for the online classroom. San
Francisco: Jossey-Bass, 1999.