مقدمه
مفهوم اثربخشي در مديريت با تغيير ميزان موفقيت نتايج حاصل از کار بايد مهمترين هدف مدير باشد. بازدهي کار يک مدير نيز بايد ازطريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها يعني موفقيتهاي کاري او، نه مجموعه کارهايي که به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است که از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است که مدير از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و به صورت بازده کار ارائه مي کند. تعريف اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي و نتايج کاري است که به او محول شده است.
درمورد مفهوم اثربخشي آموزش تعريف جامع و مشخصي وجود ندارد زيرا فرايند دستيابي به آن، کار دشواري است. ارزيابي اثربخشي آموزش يعني اينکه تاحدودي تعيين کنيم آموزشهاي انجام شده تاچه حد به ايجاد مهارتهاي موردنياز سازمان به صورت عملي و کاربردي منجر شده است. ارزيابي اثربخشي آموزش يعني:
تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي، تعيين نتايج قابل مشاهده از کارآموزان در اثر آموزشهاي اجراشده، تعيين ميزان انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازماني، تعيين ميزان درست انجام دادن کار که موردنظر آموزش بوده است، تعيين ميزان تواناييهاي ايجادشده در اثر آموزشها براي دستيابي به هدفها.
باتوجه به مباحث بالا بايد گفت که اثربخشي آموزش ازطريق بررسي کارايي درون و بروني نظام آموزش سازماني تعيين مي گردد. يعني اگر بتوانيم کارايي دروني و بروني سيستم آموزش سازمانها را اصلاح کنيم تقريبا اثربخشي آموزش تضمين مي شود (ايرج سلطاني، تدبير).
ارزشيابي
ارزشيابي در لغت به مفهوم يافتن ارزشهاست، درواقع ارزشيابي قسمتي از فرايند بقاي انسان است به ترتيبي که پيوسته درصدد ارزشيابي اعمال و تجربه هايي است تا عملکرد آينده، رضايت بيشتري را به دست آورد.
ارزشيابي فرايندي پيچيده است که در جستجوي عوامل مربوط به عملکرد و اثربخشي يک طرح يا پروژه مي پردازد تا انجام پذيري آن را تشخيص داده، راه حلهايي براي مشکلات اجرايي بيابد و پروژه ها و طرحهاي مفيدتري براي آينده طراحي کند. (درآمدي بر ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي و ترويجي، 1373)
در ارزيابي نظامهاي آموزشي معمولا مفاهيم کيفيت، کارايي و اثربخشي موردتوجه قرار مي گيرد. کيفيت با کارايي و اثربخشي رابطه مستقيم دارد. کيفيت نظام آموزشي عبارت است از ميزان تطابق وضعيت موجود با هريک از حالتهاي زير:
1 – استانداردها (معيارهاي ازقبل تعيين شده)؛
2 – رسالت، هدف و انتظارات (CRAFT, 1994).
کيفيت نظام آموزشي را مي توان برمبناي هريک از عناصر (عوامل تشکيل دهنده) نظام آموزشي ارزيابي کرد.
عناصر آموزشي عبارتنداز:
! درونداد؛
! فرايند؛
! محصول؛
! برونداد و پيامد.
براساس عناصر نظام آموزشي مي توان کيفيت را به شرح زير مطرح ساخت.
! کيفيت دروندادها: عبارت است از ميزان تطابق دروندادهاي نظام (ويژگيهاي رفتار ورودي يادگيرندگان، قابليتهاي مدرسان، برنامه درسي و غيره) با استانداردهاي ازقبل تعيين شده و هدفها (انتظارات).
! کيفيت فرايند: عبارت است از ميزان رضايت بخشي فرايندهاي ياددهي – يادگيري و ساير فرايندها (ساختي، سازماني و فرايند پشتيباني).
! کيفيت محصول: عبارت است از اينکه تاچه اندازه بروندادهاي واسطه اي نظام (نتايج امتحانات نيمسال تحصيلي، ارتقاي از يک دوره به دوره بالاتر و...) رضايت بخش هستند. به عبارت ديگر، ميزان رضايت بخشي هريک از بروندادهاي واسطه اي مي تواند نمايانگر کيفيت نظام آموزشي باشد.
! کيفيت بروندادها: عبارت است از اينکه تاچه اندازه نتايج نظام آموزشي (دانش آموختگان، نتايج پژوهشها و آثار علمي ديگر، خدمات تخصصي عرضه شده) در مقايسه با استانداردهاي ازقبل تعيين شده يا اهداف و انتظارات رضايت بخش هستند.
! کيفيت پيامدها: عبارت است از اينکه وضعيت اشتغال به کار و يا پيامد آموخته ها در شغل افراد (از ديدگاه خود و جامعه استفاده‌کننده از خدمات آنان) رضايت بخش است. (بازرگان، 1380)
فرايند ارزشيابي
ارزشيابي فرايندي براي قضاوت درباره شايستگي يا ارزش چيزي به حساب مي آيد.
هدف اصلي از ارزشيابي حرفه اي، توليد اطلاعاتي است که مي تواند در طرح ريزي و اجراي برنامه ها براي بالابردن کيفيت زندگي مورداستفاده قرار گيرد. ارزشيابي ممکن است در اشکال مختلف نظير: ارزيابي نيازمنديها، ارزشيابي فراگيران، ارزشيابي کارکنان، ارزيابي اثربخشي، تحليل هزينه ها و سودمندي و ديگر انواع آن صورت گيرد. ارزشيابي مطالعه اي است که براي کمک به مخاطبان، درجهت قضاوت و بهبود ارزش بعضي از اهداف تربيتي، طراحي و هدايت شده است.
براساس عناصر نظام آموزشي مي توان ارزيابي را به شرح زير مطرح کرد:
! ارزيابي عوامل درونداد: درميان عوامل درونداد نظام آموزشي 3 عامل از جمله مهمترين عوامل منظور مي شود: يادگيرنده – مدرس – برنامه درسي.
! ارزيابي فرايند: در نظام آموزشي مي توان 3 دسته فرايند را موردنظر قرار داد:
فرايند ساختي – سازماني، فرايند ياددهي – يادگيري، فرايند پشتيباني – برقراري امور.
! ارزيابي بروندادها و پيامدها: ازجمله جنبه هاي ديگري که براي فراهم آوردن کيفيت در نظام آموزشي بايد ارزيابي شود، برونداد واسطه اي، برونداد نهايي و پيامدهاست.
! ارزيابي اثربخشي: منظور از ارزيابي کارايي آموزشي قضاوت درباره آن است که براي سطح مطلوب برونداد (دانش آموخته، آثار علمي، خدمات تخصصي)، چه حداقلي از درونداد (ويژگيهاي يادگيرنده، ويژگيهاي معلم، بودجه و غيره) و فرايند (ياددهي، يادگيري و غيره) کفايت مي کند. به عبارتي، منظور از کارايي آموزشي آن است که براي سطح معيني از عوامل درونداد، برونداد آموزشي به حداکثر رسانده شود.
اثربخشي
در ادبيات مديريت، اثربخشي را انجام کارهاي درست و کارايي را انجام درست کارها تعريف کرده اند. مفهوم اثربخشي در درون مفهوم کارايي جا دارد، البته اثربخشي لزوما در چارچوب برنامه خاصي که تحت ارزشيابي است بايد تعريف شود. منظور از اثربخشي (EFFECTIVENESS) درواقع بررسي ميزان موثربودن اقدامات انجام شده براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده است. به عبارتي ساده تر در يک مطالعه اثربخشي، ميزان تحقق اهداف اندازه گيري مي شود. اما به نظر مي رسد براي تعريف مفهوم اثربخشي مي‌بايست گامي فراتر نهاد، به اين معنا که اثربخشي هنگامي در يک دوره آموزش حاصل خواهد شد که اولا نيازهاي آموزشي به روشني تشخيص داده شود. ثانيا برنامه مناسبي براي برطرف ساختن نيازها طراحي شود. ثالثا برنامه طراحي شده به درستي اجرا گردد و رابعا ارزيابي مناسبي از فرايند آموزش و درنهايت دستيابي به اهداف انجام شود.
نکته مهم و اساسي درمورد اثربخشي آموزشي آن است که قبل از آنکه درصدد بررسي نحوه اندازه گيري اهداف باشيم، مي بايست درپي انجام صحيح فرايند آموزش و اطمينان از تحقق آن در هر مرحله از اين فرايند باشيم. با مطالعه تاريخچه کيفيت درمي يابيم که در گذشته اي نه چندان دور، توليدکنندگان براي اطمينان از کيفيت به بازرسي محصول نهايي توجه داشتند و درواقع بازرسي زماني انجام مي شد که محصول توليدشده بود و فرصتي براي رفع خطاهاي احتمالي وجود نداشت درحالي که با طرح موضوع تضمين کيفيت بحث ايجاد کيفيت و اطمينان از وجود آن طي مراحل مختلف توليد مطرح گرديد.
درمورد اثربخشي آموزشي نيز دقيقا وضع به همين گونه است. بدين معنا که اندازه گيري اثربخشي به صورت مطلق و در پايان يک دوره آموزشي رويکرد کاملي نيست. اثربخشي و کيفيت آموزش، مي بايست در طول فرايند آموزش ايجاد و تضمين گردد و در پايان اين فرايند براي اطمينان از صحت اقدامات و تحقق اهداف موردبررسي و اندازه گيري قرار گيرد.
هدف و ضرورت اثربخشي
باتوجه به گسترش برنامه ها و مراکز آموزشي وزارت نيرو که مستلزم صرف منابع انساني، مالي و مادي فراواني است که تامين اين منابع موجب حساسيت بيشتر مديران و شرکت کنندگان در دوره ها نسبت به آموزش شده است. بررسي ميزان اثربخشي دوره ها و ارائه بازخورد اطلاعاتي به افراد پاسخي منطقي به اين حساسيت است.
يک نمونه از روشها و ابزار ارزيابي اثربخشي عبارت است از:
پرسشهاي ارزيابي اثربخشي: هدف ارزيابي اثربخشي در راستاي پاسخ به پرسشهاي زير است:
! آيا حضور در دوره هاي آموزشي و ارتقاي دانش شرکت کنندگان، موثر بوده است؟
! آيا ارتقاي دانش شرکت کنندگان در دوره هاي آموزشي، در طول زمان پايدار بوده است؟
! آيا شرکت در دوره هاي آموزشي در دوره هاي آموزشي در ارتقاي سطح مهارت شغلي يا انجام وظايف محوله موثر بوده است؟
! آيا ارتقاي مهارت شغلي شرکت کنندگان در دوره هاي آموزشي در طول زمان پايدار بوده است؟
! اجراي دوره هاي آموزشي علمي – کاربردي تا چه ميزان در تحقق اهداف آموزشي فوق بوده است؟
! آيا دوره هاي آموزشي نياز شرکت کنندگان را تامين کرده است؟
! آيا شرکت کنندگان در دوره ها از امکانات و نحوه برگزاري دوره هاي آموزشي رضايت دارند؟
مثالهاي زير در ارتباط با مفاهيم اثربخشي استادان و برنامه درسي در طراحي پرسشها و پرسشنامه هاي مربوطه مي توان مورداستفاده قرار گيرد:
مثال 1: معلم کارامد و موثر: الف: دانش درباره موضوع درسي: آيا معلم دانش و معلومات موردنياز را دارا است؟
ب: سازماندهي و وضوح ارائه مطالب در گروه: آيا مطالب معلم سازمان يافته است؟
آيا راهبردهاي تدريس آگاهانه مورداستفاده قرار مي گيرد؟ آيا نکات مهم به صورت خلاصه ارائه مي شود؟
ج: تعامل بين معلم و شاگرد: آيا در کلاسهاي درس بحث صورت مي گيرد؟ آيا همه حاضران به پرسيدن پرسشهاي خود تشويق مي‌شوند؟
د: سطح علاقه و هيجان: آيا معلم نسبت به امر تدريس علاقه نشان مي دهد؟ آيا معلم به فراگيران احترام قائل مي شود؟
ه: استفاده از مواد آموزشي: آيا مواد آموزشي مورداستفاده قرار مي گيرد؟
و: پيشرفت فراگيران: آموزشهاي فراگيران تاچه حدي است؟ چه نوع آموزشي مي بينند؟
ز: دادن بازخورد به فراگيران درمورد پيشرفت آنان: آيا معلم صادقانه و درعين حال با ظرافت فراگيران را از چگونگي پيشرفت خود مطلع مي کند؟
ط: کمک به انتقال آموخته ها به خارج از کلاس: آيا معلم امر انتقال آموخته هاي کلاس را به خارج از کلاس تسهيل مي کند؟ آيا در کلاس، طرح ايجاد درآمد ارائه مي شود.
مثال 2: ارزشيابي اثربخشي برنامه درسي: براي رسيدن به اجزاي زير، اثربخشي برنامه درسي را مي توان تحليل مفهومي کرد:
1 – مناسبت عمومي (برنامه درسي)؛ 2 – استانداردها؛ 3 – عملي بودن؛ 4 – کيفيت؛ 5 – امکانات داخلي جهت تشخيص اشتباهات؛ 6- سودمندي؛ 7 – کفايت؛ 8 – ارتباط؛ 9 – پاسخ به نيازهاي فراگيران؛ 10 – ثبات محتوا و روش؛ 11 – ثبات دروني؛ 12 – وضوح و روشني؛ 13 – مناسب بودن اهداف برنامه؛ 14 – تازگي و به روز بودن؛ 15 – توازن؛ 16 – اجتناب از بروز اختلال در امر تدريس ازطريق پيش بيني مشکلاتي که فراگيران با آن مواجه مي شوند. (ترجمه دکتر خدايار ابيلي، 1375)
نتيجه گيري
همان طور که مي دانيم جامعه روز به روز درحال تغيير است و حرکت در راستاي اين تغييرات کاري پرزحمت و کمي مشکل. بيشتر سازمانها به دنبال راه حلي براي حل اين مشکل هستند. راه حلي که توسط بيشتر صاحبنظران عنوان شده، آموزش و بهسازي منابع انساني است. در همين راستا بيشتر سازمانها اقدام به برگزاري دوره هاي آموزشي در سطح سازمان خود کرده اند. در گام بعدي به منظور حصول اطمينان ازاجراي درست اين دوره ها، اقدام به ارزشيابي دوره هاي آموزشي کرده اند که مقوله ارزيابي اثربخشي هم مربوط به همين گام است.
به طورکلي در اثربخشي توجه به نکات زير ضروري است:
! توجه به ماهيت ارزشيابي و اثربخشي؛
! جايگاه اثربخشي در برنامه درسي و... .
ارزشيابي اثربخشي (تحقق يافتن هدفها) به منظور تصميم گيريهاي مربوط به ادامه، قطع، تعديل يا گسترش برنامه است.
منابع ومأخذ
1 – ارزشيابي آموزشي: مفاهيم، الگوها و فرايند عملياتي/ عباس بازرگان، تهران: انتشارات سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1380.
2 – ارزشيابي طرحها و برنامه هاي آموزشي براي توسعه، اچ.اس.بولا، ترجمه دکتر خدايار ابيلي، انتشارات موسسه بين المللي روشهاي آموزش بزرگسالان، 1375.
3 – درآمدي بر ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي – ترويجي، معاونت ترويج و مشارکت مردمي، تابستان 73.
4 – http://peidaie.persioanblog.com
5 – ايرج، سلطاني، اثربخشي آموزش در سازمانهاي صنعتي و توليدي، مجله تدبير، شماره 119
6 – ناصر، پورصادق، رويکردهاي ارزشيابي اثربخشي آموزش، مجله تدبير، شماره 160